به معشوق‌مان بگوییم اصلا کلمه نخواهد. بگذارد سکوت جور همه چیز را بکشد. به او بگوییم: «دیگر تمام شد، باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم» و با هم به صدای کافه، به صدای فنجان‌ها، به صدای باران گوش بدهیم. - بخشی از کتاب «دالِ دوست داشتن - چند روایت از عشق و زندگی.» حسین وحدانی

به معشوق‌مان بگوییم اصلا کلمه نخواهد. بگذارد سکوت جور همه چیز را بکشد. به او بگوییم: «دیگر تمام شد، باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم» و با هم به صدای کافه، به صدای فنجان‌ها، به صدای باران گوش بدهیم. - بخشی از کتاب «دالِ دوست داشتن - چند روایت از عشق و زندگی.» حسین وحدانی

12662666_1695880157362464_5273444836031986413_n

ابوالفضل حسنی شاعر بغض و بیقراری

ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ ﺣﺴﻨﯽ ﺷﺎﻋﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺩﺍ، ﺑﻪ ﺍﺷﻌﺎﺭﺵ ﺯﺭﻕ ﻭ ﺑﺮﻕ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﺪ . ﺩﺭ ﺟﺴﺘﺠﻮﯼ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﻭ ﻣﻌﺎﻧﯽ ﻋﺠﯿﺐ ﻧﯿﺴﺖ…

به معشوق‌مان بگوییم اصلا کلمه نخواهد. بگذارد سکوت جور همه چیز را بکشد. به او بگوییم: «دیگر تمام شد، باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم» و با هم به صدای کافه، به صدای فنجان‌ها، به صدای باران گوش بدهیم. - بخشی از کتاب «دالِ دوست داشتن - چند روایت از عشق و زندگی.» حسین وحدانی

به معشوق‌مان بگوییم اصلا کلمه نخواهد. بگذارد سکوت جور همه چیز را بکشد. به او بگوییم: «دیگر تمام شد، باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم» و با هم به صدای کافه، به صدای فنجان‌ها، به صدای باران گوش بدهیم. - بخشی از کتاب «دالِ دوست داشتن - چند روایت از عشق و زندگی.» حسین وحدانی