نادیده گرفتن عشق مردم به کوروش کبیر

1458587853308314

دوباره واکنش عمومی از طرف بخشی از مردم  در جامعه خودنمایی کرده است و متاسفانه دوباره مردم اهل کتاب اعم از نمایندگان دولت و قدرت و روشنفکران  و رسانه های شان به آن تاختند. اجازه دهید  قبل از آنکه به موج جدید علاقه مردم و جوانان به کوروش اشاره شود به ریشه تفاوت و تضادِ سلیقه عوام و سلیقه خواص نگاهی داشته باشیم.

قدیم ها دو نوع سلیقه در جهان وجود داشت. سلیقه اول متعلق به اشراف و دربارحکومتی بود که همراه و هماهنگ با مذهب، تبلیغ و ماندگار می شد. نوع دوم از سلیقه ها متعلق بود به مزرعه و کوچه و خانه های مردم و معمولا از طریق نقل قول شفاهی سینه به سینه رواج پیدا می کرد و گاهی ماندگار می شد…

سلیقه اول فقط در دسترس یک گروه خاصِ درس خوانده و بالطبع متمول بود. اصل آن بر مکتب و آموزش بود و فن کلام و تصویر، قضاوت، فلسفه و دین نیز از اجزای مهم آن بود.

اما سلیقه عوام بیشتر از همه متکی بود به تجربه های زندگی سخت و ناامن که به صورت ضرب المثل، حکایت و ترانه های محلی به بدبختی ها نظیر جنگ و  قحطی و خوشی های فصل درو می پرداخت.

سلیقه عوام ولی به مدد رشد تمدن و تکنولوژی، روز به روز گسترش بیشتری یافت. سلیقه عوام قبلا محدود به درون یک روستا یا قبیله بود. با رشد شهرنشینی و همه پیشرفت های صنعتی نظیر جاده، قطار، کشتیرانی و البته روزنامه،یک قدرت تاثیرگذار جدید به عنوان « سلیقه مردم » شکل گرفت.

این روزها به میمنت وجود رسانه های بسیار عمومی شده نظیر تلفن و اینترنت، برای اولین بار جمعیت عمومی هر جامعه ایی، قادر به ابراز وجود و نشان دادن حس و سلیقه خودش در تمام زمینه ها است.  قدرتی که روز به روز دولت ها و روشنفکران را وادار می سازد اصول ثابت و مکتوب شده خودشان را کنار بگذارند و با سلیقه عوامِ جدید، تطبیق دهند.

عوام که اصطلاح کمابیش توهین کننده ای است به خاطر قدرت خرید اقتصادی اش این روزها می تواند نقش تعیین کننده ای در اقتصاد، فرهنگ و جامعه داشته باشد. عوام این روزها اگرکتاب نویسنده ها و همه هنرهای دیگر را نپسندد شانس بقای شان بسیار محدود می شود.

این روزها، عوام بیشتر از هر وقت دیگر نقش تعیین کننده در انتخاب سیاست مداران دارند. عوام حتما هم اشتباه می کنند همانطور که خواص در قرن های متمادی اشتباه می کردند. درست و غلط بودن واکنش عوام جدید، بهسرعت، تبدیل به تجربه هایی می شود که در حافظه قابل دسترس دنیای جدید می ماند.

اتفاق اصلی که باید خیلی ها بپذیرند این است که عوام عصر جدید، با سرعت تمام با شعورتر می شود و سلیقه عمومی اش نیز درست مثل خواص، مدام صیقل می خورد .

بیایید از این زوایه دید جدید به همهمه جدید « کوروش » یا « مرتضی پاشایی» و حتی در سطح جهانی به همهمه ترامپ که توانسته است خود را با نگرانی عوام همراه سازد بنگریم. بی شک ترامپ و خیلی های دیگر از حس و سلیقه عوام، سواستفاده کردند ولی، اغلب شان در شکل گیری حس مردم، نقش اصلی نداشتند.

هنوز عوام حرف اصلی را نمی زنند وهنوز می توانند توسط نمایندگان حکومت و روشنفکران، تحت تاثیر قرار بگیرند ولی قدرت عوام و شعورشان همسو با افزایش استاندارد زندگی بیشتر می شود. عوام جدید، سلیقه شان نیز مدام تحول می یابد و از خرافات و شگردهایی که گروه خواص در طول تاریخ، پیرامون شان ایجاد کرده اند فاصله می گیرند.

در تظاهرات اطراف آرامگاه کوروش، بسیاری از شعارهای رسمی القا شده بر جامعه مورد انتقاد قرار گرفت. چهل سال بر طبل بدی دوران قدیم ایران زدند ولی نسل هایی که در دامن تبلیغات آنها بزرگ شده است دوباره رو به گذشته ایران آورده اند.
 

روشنفکر ایرانی مرتضی پاشایی را نفهمید

More from ونداد زمانی

فروید و تئوری تمنای مرگ

فرهنگ غربی در قرن ۱۹ میلادی توانست برای اولین بار امیال و...
بیشتر بخوان
  • عباس سلیمی

    این رویداد را باید از زوایای گوناگون نگریست. باید نقدش کرد و شکافتش. حالیا عجالتا نکته‌ای به ذهنم می‌رسد و می‌نویسم:
    جشن تولد ملکه انگلیس را هر ساله رسانه‌های بریتانیا و آمریکا و … پوشش می‌هند. بیشتر مردم انگلیس هم که شاد و خوشحال! برای زاده شدن نوه‌ی ملکه هم همین طور.
    خب من ندیدم هیچکدام از نخبگان جهان سوم اعتراض کنند. به نظرم کوروش (خوب یا بد) ارزشش کمتر از ملکه انگلیس نیست. تفاوت در این است که آن را «امری طبیعی» جلوه داده‌اند و روشنفکر جهان سومی به امر طبیعیِ غربی تن می‌دهد، و این را ناپسند جلوه داده‌اند و …!
    حالیا شگفتا!