روشنفکر ایرانی مرتضی پاشایی را نفهمید

morteza

مرتضی پاشایی مبتذل نیست. می توان پاشایی را دوست نداشت. می توان منتقدش بود ولی نفی امثال پاشایی ها و توهین به نوع موسیقی که میلیاردها انسان در جهان به هر دلیلی با آن راحت هستند خطرش برای جامعه بیشتر است. باید نگران تفکری بود که نمی خواهد تفاوت ها و تنوع ها را بپذیرد. تفکرات انحصار طلب و افراطی که اصرار خشنی دارند مردم را یک رمهِ بی تشخیص و ناغافل معرفی کنند تا موقعیت خودشان به عنوان شبانِ جامعه ضروری جلوه کند.

  ما عادت نکردیم به سیستم عرضه و تقاضا. درست عین روزنامه نگاران وطن که از سر ناچار و … همیشه دولتی بوده اند، هم در درون و هم  درخارج کشور… نتیجه اش هم جز تکرار سلیقه های محدودِ روشنفکرانی که تریبون ها را در اختیار می گیرند و کسانی که بودجه می دهند نبوده است. بسیاری ازکارگزاران فرهنگی ما در سیستم بازار آزاد زندگی می کنند ولی معیارهای شان متکی به اقتصاد ماقبل ان است.

برای همین روشنفکر ما ذهنیت نخبه و الیت سالاری ( ملوک الطوایفی ) دارد. هنر مردم عادی از این زاویه مبتذل است. مرتضی پاشایی و علاقمندانش از این زاویه دید، ابله خطاب می شوند چون از دید نخبه گرایان و سلیقهِ هنر متعالی شان، هنرمندِ « عمیق»، چشم به مردم و بازار ندوخته است. اتفاقی که در غرب درست برعکس است. از همان دوره چارلز دیکنز چشم مردم از لردها و بزرگ مالکین برای حمایت برداشته شد و رویه فروش بیشتر به مردم عادی  اصل شد.

دهها سال است که به طور رسمی و انحصاری در جامعه ما افراد و نهادهایی هستند که سلیقه مردم را نه تنها قبول ندارند بلکه به هر شکل تحقیرآمیزی می خواهند نادرست و ناحق جلوه دهند. این شیوهِ دیدنِ دنیا در پشت انواع دل سوزاندن های مذهبی یا روشنفکری، در ذات خود معتقدند که مردم خس و خاشاک هستند و سلیقه های شان در هنر و فرهنگ و اجتماع مبتذل است.

واقعیت شاید این باشد که عملا فرق زیادی بین نگاه و ادعای احمدی نژاد ها و نیک آهنگ کوثرها نیست. هر دو جناح افراطی راست و چپ به شدت نگران منحرف شدن مردم هستند و وظیفه خودشان می دانند که هدایت شان کنند.

می توان و خیلی خوب است که هر نوع ماجرای اجتماعی و فرهنگی را مورد انتقاد قرار داد ولی در این مسیر بهتر است متوجه باشیم که به نفی عمومی مردم و سلیقه های شان نرسیم. این شیوه انزجار از توقع و سلیقه مردم٬ در بین هنرمندان هم دیده می شود بویژه آنها که شهرت شان را یا مدیون بحران های سیاسی هستند یا آنها که از گسترش خشونت بهره می برند.*

همه حق دارند انتقاد کنند و لازم هم نیست انتقادها صد در صد درست باشد. شاید بهتر است بر طبق عادت این چند ده ساله به دنبال انگیزه ها و مرض های شخصیتی و مشکوک نگردیم. انتقاد از سلیقه مردم و حمایت عاطفی شان از مرتضی پاشایی می تواند از زوایایی نگران کننده شناخته شود ولی ابراز انتقاد فرق دارد با لحن شبانی و تحقیرآمیزی که نگاه خودش را مطلق می بیند:

برای من خیلی جالبه که یک ملتی، یعنی دویست سیصد… یک میلیون نفر میفتن به این ابتذال! میفتن به ابتذالی که میرن در مجلس ترحیم یک همچین خواننده مسخره‌ای شرکت می‌کنند گریه می‌کنند توی سرشون می‌زنند.

پاپ در سیر موسیقی یعنی مبتذل‌ترین نوع موسیقی و این آقا یکی از مبتذل‌ترین افرادی بود که این موسیقی پاپ رو می‌خوند

چرا مردم ایران به این افلاس افتادند؟ چطور مردم ایران به این فلاکت افتادند؟

من همین کسیم که دارم میگم این مردم ابله‌اند.

مردان حسود و انتقامجو در ترانه های جدید ایرانی

شاهین نجفی و ترانهِ توهین به همه

ترانه های مردانِ دلشکسته

نیک آهنگ کوثرها و احمدی نژاد ها

More from ونداد زمانی

مجسمه دشمن

بعد از عبور میهن از این طاعون، باید مجسمه دشمن! را در...
بیشتر بخوان
  • رامین

    اتفاقا به نظر من، این افراد فرهیخته اشتباه میکنن که میان بلاهت مردم رو تو روشون فریاد میزنن و برای خودشون فحش و ناسزا می خرند، افراد فرهیخته که دارای سطح شعور بالاتری از عوام هستند، باید سوار عوام بشن و ازشون سواری بگیرن، اگر بیان تو روشون بگن که شما احمق هستید و برید خودتون رو درست کنید، بهشون هجوم میارن

  • جواد

    من نه کاری به صحبت های این آقا دارم و نه به درستی و غلطیش .. اما از حق نگذریم موسیقی مرحوم پاشایی مبتذل هست که هست … با شعار هم از ابتذال خارج نمیشه

    • marderooz

      متاسفانه قیاس شما ناعادلانه است. مرسی

  • سام

    ونداد عزیز ، نوشته ی ف.م. سخن را در گویا نیوز بخوانید

  • ثنا

    اين يادداشت بيشتر شبيه كامنت بود! نه شروع داشت نه پايان! چي بود اين؟ موسيقي مرتضي پاشايي مبتذل نيست همين؟ تعريغتون از ابتذال چيه كه به نظرتون اين موسيقي در اون تعريف نمي گنجه؟ انگار فقط مي خواستيد اباذري و نيك آهنگ كوثر رو توي يه كتگوري قرار بديد.

    • marderooz

      ثنای عزیز٬ انسان یک کهکشان است و نتیجه میلیاردهاسال تحول پر از تطبیق و هیچکس و هیچ ایدئولوژی بهتر است به خودش اجازه ندهد که فرهنگ و مرام و سلیقه مردم را مبتذل بخواند. عزیز محترم لذتی که یک انسان به هر دلیل و سطحی از موسیقی پاشایی می برد به اندازه یک سر سوزن با لذتی که فرهیختگان مدل ایرانی از بتهوون می برند ندارد. ندیدن تنوع و تفاوت دقیقا همان چیزی است که ملت ما را از ان دهها سال است محروم کرده اند. موسیقی پاپ طپش هر لحظه احساسات بشر مدرن است و بیش از نیمی از جمعیت زمین هر روز به ان گوش می دهد. برخاسته از فرهنگ فولکلور و ریتم ساده زندگی و کار و عشق و خیانت و مرام هر روزه هر جوامع انسانی است. متاسفانه روشنفکری نوع افراطی و مستاصل و غیر دیالکتیک ایران راه دیگری جز هم مسیر شدن با تفکرات احمدی نژادها بویژه در باره منزلت و شعور مردم ندارد. مردم ابله نیستند. مردم سلیقه مبتذل ندارند. شاید بهتر است از این دنیای ثنویت دوران کشاورزی کاشت و برداشت٬٬ خیر و شر و مبتذل و جدی عبور کنیم. این مفاهیم متعلق به دورانی بود که هر شهر ۵ باسوادِ شاعر و فیلسوف و قاضی داشت و بقیه مردم بخشی از زمین بودند و حق تحصیل دانش و ابراز نظر نداشتند و رمه چوپانان بودند. این روزها دوست عزیز فرق زیادی بین الیت و شهروندان نیست. دوران ادیتوریال و کنترل از بالا تمام شده است. با دقت بیشتری به رفتار مردم بنگریم و عناصر خلاق و تطبیق یابنده و پرشکوهش را عمده سازیم. موج بی حرمتی انسان ایرانی نه بگوییم. مرسی

  • هیچکس

    من به متفاوت بودن سلیقه ها اعتقاد دارم و برای همه سلیقه ها احترام قائلم، ولی میشود از روی موسیقی که مردم گوش میدهند، فیلمی که میبینند، کتابی که میخوانند و حتی صفحاتی که در فیسبوک لایک میکنند به میزان اگاهی و سطح شئور انها پی برد، حرف ایشان تا حدی درست است(اقای اباذری) ولی با توهین کردنشان موافق نیستم، خواه نا خواه باید قبول کنیم که موسیقی پاپ که امروزه بین جوانان ما باب شده و من جمله موسیقی همین اقای پاشایی یک موسیقی سبک و چیپ و در بسیاری جاها مبتذل است، وقتی این همه ادم در صفحات اجتماعی و مراسم تشییع حضور پیدا میکنند نشان دهنده سطح اگاهی کم و متاسفانه فلاکت فرهنگی مردم و جوانان ماست، شاید اقای اباذری از روی عصبانیت با این جملات رکیک اعتراض خودشون رو نشان دادند که البته میشود زیباتر اعتراض کرد!! ولی حرفشان زیاد هم غیر منطقی نیست، در ضمن بنده اقای اباذری را نمیشناسم، اگر ایشان از گماشتگان حکومتی است و دلسوز نیست که قضیه کاملا متفاوت است

  • نماینده خونم

    مطلب اصلی که ایشون مد نظرش بود و بایستی با فحش به بعضیا میفهموند شرطی شدن جامعه در مورد اتفاقایی بود که به خوردش میدن . ابزارهای ساده و احمقانه مثل موسیقی این مرحوم در مقابل مشکلات و فغان های واقعی و پذیرش اون توسط جامعه. چیزی که ایشون ازش میترسه این نیست که ملت ما چرا موتزارت گوش نمیده. اینکه به فلاکت بیافتیم و با حکومت یکصدا شیم بر علیه مخالفاش ترس داره. اینکه باور کنیم مشکل بدبختیامون تحریماست. اینکه تکرار رومون اثر گذاشته. و در نهایت این که همین مردم همین حکومت رو تشکیل میدن. همین تفکرات مثل شما که نوک انگشت ایشونو دیدی نه جایی رو که نشون میداد. ایشون از فاشیسم حرف میزنه و شما نگران سلیقتی ….

    • marderooz

      نماینده خونم عزیز

      این شیوه ایی که شما به دنیا و ما نگاه می کنید هم می تواند جلوه ایی از فاشیسم باشد. این تفکر و تعهد اجباری که از ما و از مردم توقع دارید و آن را تنها راه سلامت و رفتار می دانید. مردم دوست محترم ممکن است هزار دلیل دارشته باشند که در یک جکومت مذهبی برای یک ستاره موسیقی پاپ گریه می کنند. این دقتی است که در شیوه انحصارگرایانه و سراسر محق و مطلق شما نادیده گرفته شده است. شما ناراحت نیستی که ما چرا به اصل نپرداختیم شما ضرورتا ناراحت هستی که ما چرا حق انتقاد به این عمق بیکران دانش داشتیم. جملات و اصطلاحات و لقب ها را عوض کنید ببینید شبیه چه سیستم اشنایی در جامعه خودمان هستید. شیوه و و رفتاری که روز روشن به مردم می گوید خس و خاشاکید و تشخیص درست ندارید که چه بپوشید و چه بخورید و چه گوش دهید. شیوه تفکری که همه چیز را همواره بحرانی می بیند و مردم فقط باید به خاطر شرایط بحرانی از حقوق اولیه ابراز و احساس بگذرند و …

      • نماینده خونم

        باز هم به این می پردازید که مردم حق دارن واسه یه نفر گریه کنن یا نه. من با این حرف مخالفت کردم؟ من گفتم توی جوامع دیگه سلیقه جمعی سلیقه نخبگان جامعه است؟ من دارم میگم وقتی سلیقه نخبگان و انتظاراتشون تا حد مردم عادی بیاد پایین چی میشه ؟ وقتی شما توی یه سایت متفاوت از دید من سلیقه نخبکان و تا حد و انتظارای یه جامعه میاری پایین چه اتفاقی میافته؟ من روزهایی رو تو دانشگا هها یادم میاد ۱۶ آذر نقد به بالاترین مقام کشور بود و الان اگه آقای روحانی به چارتا بورسیه گیر بده همین نخبگان براش جیغ و حورا میکشن. اگه حرف تکراری زده شه جیغ و حورا میکشن. من می گم همین مردم احمدی نژاد رو توی دور اول برای یه گونی سیب زمینی انتخاب کردن لاله افتخاری رو سه دور نماینده مجلس کردن و واقعا فکر می کنید بعد از فیلترینگ شورای نگهبان هیچ کس بهتری تو گزینه ها نبود؟ ما مردمی هستیم که انتخاب هامون از روی منافع امروزمون هست. حالا اگه قرار چهار نفر نقد کنن فحش بدن سیلی بزنن تا چهار نفر دیگه بیدار شن یار کشی می کنیم که شما جز مردم نیستی شما می خوای نظرت و تحمیل کنی. کار نخبه پس از دید شما چیه مواظب باشه به احساسات کسی توهین نشه؟؟

        • marderooz

          با فحش دادن حرفی اگر فهمانده می شد این چند دهه باید مدینه فاضله می داشتیم. ما فقط خیلی ساده از بخشی از حقوقی که شما با این احساسات ستودنی به دنبالش هستید استفاده کردیم و نقد کردیم نقد ایشان را .. نه نفی کردیم نه فحاشی و نه به دنبال غرض و مرض و توطئه گشتیم. دلایل مشخصی هم ذکر کردیم. نقد همانطور که در متن اعلام شد نباید درست باشد. نقد فقط بهتر است باشد. هیچکس هم به هر دلیلی بهتر است از نقد مصون نباشد. مرسی از نگرانی و توجه

          • نماینده خونم

            من با نقد ایشون هیج مشکلی ندارم. ایشون اصلا از خیلی جهات مشکل شاید داشته باشه. اما اگه تو جلسه پدیدار شناسی مرگ مرتضی پاشایی که مخاطباش دانشجویان علوم اجتماعی دانشگاه تهرانن ایشون عصبی میشه نمیتونه جلوی خودش رو بگیره به عام مردم که این موسیقی بهش تحمیل میشه میکه ابله با کسی که توی میدون ولیعصر و رو به مردم عادی که از رسانش هم حرفاش پخش میشه به مخالفاش میکه خس و خاشاک اصلاااین دو قابل مقایسه نیست.

  • محمد

    من فکر می کنم اگر به ظاهر حرفهای آقای اباذری نگاه کنیم به خطا رفتیم. این رخداد در واقع در حد یک پرفرمنس بود. شیوه نگاه یک دکتر جامعه شناس خیلی گسترده تر از اینی هست که عرضه شد. در واقع ایشون می خواست یک سیلی به جامعه بسته ای که بهش توجه می کنه بزنه که موفق هم شد. من توهین به فرد رو تایید نمی کنم. اما این شیوه توهین به یک تفکر بود. ما در ادبیات کلاسیک خودمون هم از این دست تشرها داریم. کسی هم بهش بر نمی خوره. اتفاقن مردم برای اینکه جزو طبقه توهین شونده قرار نگیرن خودشون رو ارتقا می دن. متاسفانه ما روز به روز بیشتر یاد می گیریم که در مقابل هر سخن و اعتقاد مخالف خودمون بیشتر جبهه گیری کنین و فرصت بازنگری در خودمون رو از دست می دیم. این رو هم به دیده اعتراض می بینیم. یادمون باشه هیچ اعتقادی غیر قابل نقد نیست. همه ما به تنبیه هم نیاز دارم. حداقل این صحبتها باعث شد فیلم مستند “ماهی ها در سکوت می میرند” بیش از 20000 بار و “ماهی ها در سکوت نمی میرند” بیش از 1000 بار در یوتیوب بازپخش بشه. البته در اینکه گاهی این نگاه موجب بازتولید نگاه فاشیستی بشه و اینکه در انتهای سخن روشنفکر خودش رو از جامعه عام جدا می ندازه شکی نیست. اما اینکه میلیونها نفر در دنیا یک اعتقاد رو دارن دلیل بر صحت اون اعتقاد نیست. مرسی

    • marderooz

      از کجا می دانید دلایل همه انهایی که به بهانه مرگ پاشایی به خیابانها رفتند موسیقی وی بوده است. جامعه شناس و روانشناس فرهنگ و ضمیر ناخوداگاه جامعه می توانست نقب عمیقتر از ابله خواندن رفتار مردم بزند. مردم به سوگواری یک ستاره پاپ سبک شهری و غربی رفتند که با مرام رسمی کشور متفاوت است. مردم نیاز به ابراز احساس از بالا صادر نشده شان را در این مراسم خودجوش نشان دادند و دهها دلیل دیگر …

      • خخ

        میدونی وقتی مردمم بصورت جو گیر رییختن تو خیابان چ مشکلی پیش اومد؟میتونی درک کنی تو ی جامعه عمل یک فرد رو جامعه تاثیر میزاره! میدونی وقتی یا امبولانس توو اونن ترافیک گیر کرد و یک زن حامله داخلش ببود چ اتفاقی براش افتاد! در حالی که مردم ریخته بودن بییرون برای کی؟ ی خواننده ک تا دیروز نمیناختنش؟ برا کی ؟ برای کسی ک صداش ادیت شده موسیقی ش ادیت شده؟ من کاری ندارم ولی اون بیمار تو امبولانس چ گناهی داشت

  • یاغثقتارشستشوئ

    شاید موسیقی آق مرتضا مبتذل نباشد (که به زعم من هست) اما در ابله بودن این مردم شک نداشته باش جانا.
    ملتی که میلیون میلیون با پای پیاده میره کربلا اما برای احقاق حق خودش نفس نمیکشه. ملتی که بارها تحقیر و سرکوب شده اما باز چشم امید به تحقیر کننده گان دارد ملتی که….
    عایا نادان نیست؟

    • نمیدونم

      سلام
      من نمیدونم چرا ایرانی ها با کلمه ابتذال مشکل دارن .دوستان عزیز ابتذال رو اگر معنی درستی بکنیم میشه حرفهای اقای اباذری را فهمید
      ببینید واقعیت اینه که در دوره حکومت جناب ضرغامی بر قلب میلیونها ایرانی بعضی از چیزها به ناصواب به ما مردم دیکته شده که هدفش پایین اوردن سطح انتظارات وکیفیت جامعه بوده مثلا دیگه از دیدن جناب محمود به عنوان رئیس جمهور متعجب نشیم و از طرفی تلویزیونهای ماهواره ای هم همین کار راکردند تا برنامه هایشان را پر کنند
      مثلا در تلویزیون ایران به هرکس که بتواند آواز بخواند یا گیتار در دست بگیرد یا جلو دوربین قرار بگیرد لقب هنرمند را می دهند ولی به اعتقاد شما آیا واقعا هرکی بتونه تو حموم بخونه ، غمناک هم بخونه گیتار و ارگ هم بزنه آیا واقعا هنرمنده ( یاد بلوتوث استاد حسین فسنقری افتادم) ؟؟؟؟؟؟؟
      پس ببینید باید اول در تعریف از هنرمند تجدید نظر کرد یا واژه جدیدی برای اهل هنر واقعی در نظر گرفت اگر همین یک کار را انجام بدیم اونوقت قدر هنر وهنرمند شناخته خواهد شد
      مورد بعد فاشیستی خواندن برنامه های حکومت این حرف کاملا درست است چندین سال است مردم تشویق به کارهایی می شوند که قبلا نمی شده اند مثال می زنم : شرکت در دوره های زنانه ومردانه دینی با گرایشات تندروانه مثلا برای ظهور یا خودسازی یا دوره ی معرفت که به وفور در همه شهرها مخصوصا بین بانوان جریان دارد واساتید هم خانم مکتبی هستند . دورهای فرا درمانی گروهی وپیاده رفتن به حرم ائمه و…. …
      مورد بعد موسیقی پاپ مبتذل نیست ما پاپ با کیفیت هم داریم حالا نمونه این آقا بله پایینه
      مورد بعد 20 روز قبل از مرگ این مرحوم ابتدا همه رسانه های داخلی به صورت خوجوش اخبار ایشان را بر روی پیشخوان خود قرار دادند چرا ؟؟؟؟!!!!!!! یعنی از جایی دستور گرفتن یا یهویی بشون الهام شده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

      • marderooz

        پاشایی مبتذل نیست چون فرقی بین احساسی که او موسیقی اش در هر فردی ایجاد می کند با موسیقی که شما را به وجد می اورد ندارد. تنگ نظری و عدم دلبازی خظرناک است و سایه سنگینش را در دهه های گذشته به خوبی حس کردیم…

        • نمیدونم

          دوست عزیز من از شما و همه مردم این سرزمین خواهش میکنم اول از همه چیز بیاییم ابتذال را برای خودمان معنی کنیم اونوقت ببینیم آیا اکثر چیزهایی که درجامعه ما دچار تب اون میشیم ایا به واقع چه جوری هست .چرا مثلا 200 هزار نفر آدم یه دفعه نمیایم باهم به مستمندان کمک کنیم چرا نمیایم همه باهم یه روز وقت بذاریم ماشین بیرون نیاریم تا از آلودگی حداقل به صورت نمادین کاسته بشه ودولت مجبور به اقدام عملی بشه وووو….
          پس ببینیم از دید عقل سلیم هرچیزی که تعداد زیادی از مردم دنبالشن صرفا خوب نیست ولی فقط مد شده مـــــد
          مثال بعد چند سالی است گروه زیادی از مردم به دنبال شخصیتی به نام دکتر روازاده افتاده اند ایشان برای عده زیادی از مردم سرزمین من نسخه های غذایی ودارویی می پیچد و طرفداران یقه چاک داده بسیاری دارد و در شهر های مختلف یا خودش یا شاگردانش کلاس آموزشی دارند به اعتقاد شما ایا چون ایشان 5 میلیون یا 10 میلیون مخاطب و طرفدار دارد من نوعی که ظعف مفرط ایشان را در علم طب ( چیزی که اصلا تخصصی در آن ندارد) اگر گوشزد کنم و چرندیات ایشان را مبتذل بخوانم مستحق کج فهم خوانده شدن هستم .
          پس ببینید داشتن طرفدار یک چیز یا شخص را ارزشمند نمیکند ارزش هرکس به میزان هنر و دانسته های اوست بازهم میگویم در اتلاق کلمه هنرمند به اشخاص باید تجدید نظر کرد

          ضمننا من با مرحوم پاشایی هیچ مشکلی نداشته وندارم فقط با بزرگ کردن بی دلیل پاشایی ها در این جامعه مشکل دارم با بادکنک کردن افراد به توسط حکومت برای ودنباله روی جامعه از این سیاست فاشیستی مشکل دارم

          ببخشید

    • marderooz

      مردم این روزهای زمین کوچک ما ابله نیستند. ایرانیان هم از جمله صبورترین و منتقد ترین اذهان شهروندی سیاره کوچک ما هستند. ۴۰ سال در محاصره تسلط مرام های قرون وسطایی ماندن و ذره ذره سقف حقوق نداشته شان را بالا بردن عظمتی است ستودنی…

  • guest

    متأسفانه این خانم مرد روز یا نمیخواهد ببیند یا نمیخواهد قبول کند که در حال دفاع از مبتذل است و خودش هم تعریف مفهوم مبتذل! نادانی را علاجی نیست!

    • marderooz

      نادانی علاج دارد عزیز…

      • guest

        منظور از نادانی‌ همان بیشعوری بود، که خوب … شما منظور مرا خوب برآورده کردید عزیز!

        هر چه می گویم به قدر فهم تو ست / مردم اندر حسرت فهم درست

        • marderooz

          guest عزیز
          شرط دانایی در جهان بسته ای که ما در ان بزرگ شدیم با نفی و توهین گره خورده است. اما بد نیست از این مرزهای شبانی بد و خوب و شب و روز و خلق و ضد خلق و مبتذل و با ارزش فاصله بگیریم. توهین در ذات خود انحصارطلب و مطلق بین است.

    • marderooz

      شرط دانایی در جهان بسته ای که ما بزرگ شدیم در نفی و توهین تعیین و تکرار شده است. اما بد نیست از این مرزهای شبانی بد و خوب و شب و روز و خلق و ضد خلق و مبتذل و با ارزش فاصله بگیریم. دنیا بسیار دلبازتر از همین 20 سال پیش شده است. توهین در ذات خود انحصارطلب و مطلق بین است. مرسی

  • هنرمند فرهیخته

    نه تنها پاشائی بلکه نویسنده محترم این سطور هم دچار ابتذال است و به همین دلیل بر وی حرجی نیست اگر به ابتذال خود و شادروان پاشائی ناآگاه باشد. بر عکس جملات آغازین این مقاله، می توان پاشائی را دوست داشت و داریمش، ولی این چیزی از ابتذال صدا و ملودی و ترانه آثار آن تازه درگذشته نمی کاهد. ابتذال یعنی کم ارزش بودن، آنقدر که در مرزهای بی ارزشی قدم بزنی ….

    • marderooz

      هنرمند فرهیخته عزیز یادتان نرود که با هر قپه ای که به خودتان می دهید به هر حال فقط یک انسان هستید از میان بقیه 7 میلیارد انسان دیگرو همه بشر در هر وضعیتی به اندازه شما حق تعیین ارزش دارند. هر چه می گویید بالای سر ولی بد نیست که این مهم را فراموش نکنید. مرسی

  • یک موسیقیدان

    با استدلال شما و هدفتان از نوشتن این “نقد” و همینطور نگرانی‌ عجیبتان درباره‌ “انتقاد از سلیقه مردم و حمایت عاطفی شان از مرتضی پاشایی ” می‌بایست به زودی منتظر دفاعیه محکمی از جانب شما درباره محمود احمدی‌ نژاد نیز باشیم، چرا که با توجه به استدلال شما مبنی بر اینکه سلیقه مردم تعیین کننده است، باید بپذیریم که محمود احمدی‌ نژاد رأی و طرفدار بسیار بیشتری از این خواننده داشت و دارد! اتفاقاً با این تفاسیر، شما بسیار بیشتر خصوصیات فاشیست‌ها را ابراز میدارید که ” احمدی نژاد ها و نیک آهنگ کوثرها” را تلویحاً تمسخر و رد می‌کنید و قاعدتاً طرفدارانشان را لمپن خواهید نامید، ولی‌ طرفداران این خواننده به زعم شما احتمالا فرهیختگانند!

    به گفته شما “همه حق دارند انتقاد کنند و لازم هم نیست انتقادها صد در صد درست باشد”. آیا این سخن درستی‌ ‌ست؟ نظر من این است که، میپندارم شما اساسا مفهوم “نقد” را با “ابراز نظر شخصی‌” اشتباه گرفته اید. و همینطور تفاوت وبلاگ نویسی (عمد‌تاً اظهار نظرات و تجربیات شخصی‌) را با روزنامه نگاری (نگاشتن بی‌ طرفانه و با دانش کافی‌).

    همگان حق اظهار نظر شخصی‌ را دارند و نظرات شخصی‌ نیز حتما نباید درست باشند (کما اینکه درستی‌ و غلطی، خوبی‌ و زشتی، … نیز مفاهیمی نسبی‌ هستند، نه علمی‌!)، ولی‌ همگان صلاحیت نقد نگاری و انتقاد ندارند (که مفهومی‌ ‌ست علمی‌!).

    لازمه نقد، دانش تخصصی در همان زمینه است؛ به راستی‌ بگویید که آیا شما دانش تخصصی موسیقی دارید؟ یا دانش تخصصی جامعه شناسی‌ (با توجه به ظاهراً نقد شما از اباذری)؟

    به شخصه دارای هیچ دانش تخصصی در زمینه جامعه شناسی‌ نیستم، ولی‌ کار و حرفه‌ام موسیقی است و در یکی‌ از معتبرترین دانشگاه‌های موسیقی اروپای غربی تدریس می‌کنم. (نیازی به ذکر نام خود نمی‌بینم، چرا که این نوشته را نیز به خواست یکی از آشنایان مینویسم، که صفحه شما را گاهی میخوانند و برانگیخته بودند از بی‌ دانشی روزافزون مردم کشورشان. سعادت و وقت کافی‌ برای آشنایی با چنین صفحاتی در دنیای مجازی را نیز تا به حال نداشته‌ام و به احتمال بسیار نیز نخواهم داشت، غرض فقط اجابت خواست عزیزی بود و رفع نگرانی‌ ایشان از جهت برداشتن گامی‌ از برای زدودن بی‌ دانشی!). غرض از بیان حرفه‌ام نیز ادعا نیست، ولی‌ چون قصد دارم که فقط درباره موسیقی بنویسم، گمان کردم که شاید لازم باشد.

    به خواست عزیز ذکر شده، مقداری از کارهای تولید شده توسط این خواننده را از لحاظ تحلیلی شنیدم. قصد ارائه تحلیل فنی‌ و استفاده از واژگان تخصصی در این مجمل را ندارم، فقط توجه شما را به برخی‌ جنبه‌های موسیقی پاپ جلب می‌کنم (به زبان حتی الامکان ساده و به دور از واژگان معمول موسیقایی) و سپس مخاطب هشیار میتواند این موارد را با مقایسه میان موسیقی پاپ روز دنیا و کار این مرحوم دریابد و هم اینکه تولیداتی از این دست در کجا قرار دارند:

    – کیفیت تولید نهایی؛ به معنی‌ چگونگی‌ ترکیب و اختلاط صداهای ضبط شده هر ساز جداگانه و همینطور صدای خواننده، به شکلی‌ که در انتها، موسیقی به شکل یک واحد دارای شخصیت و هویت صدایی متمایز، قابل درک باشد. به طور مثال توجه شما را جلب می‌کنم به موسیقی‌های تولید شده برای صدای “Adele” (خواننده یی که احتمالا برای بسیاری، کاملا آشنا است). توجه کنید به هماهنگی رنگ و چگونگی‌ صدای موسیقی تولید شده با صدای خواننده و اینکه این دو، دو عنصر جدا از هم نمی‌باشند، بلکه تنیده در همند که هویت کاملا متمایزی را به موسیقی میدهند (به طوری که بسیاری از مخاطبان عام، حتا بدون صدای خواننده، قادر به تمایز و شناخت یک موسیقی پاپ هستند)

    – چگونگی‌ کاربرد سازها در مقاطع مختلف زمانی‌ و در مسیر و روند جریان موسیقی؛ چگونگی‌ ورود وخروج سازها (و رنگهای صدایی مختلف) در جریان موسیقی، ابراز شخصیت تمها و ملودی‌ها با ساز مناسب، …

    – ساختار شعر، زبان شعر، تطابق زبان و محتوای شعر

    – چگونگی‌ انتخاب بندهای تکراری شعر و مقدار تکرار این بندها در جریان موسیقی، همچنین تناسب طول و تعداد تکرار با زمان کل موسیقی

    – تطابق ملودی و همینطور وزن شعر با ملودی و وزن موسیقی؛ چگونگی‌ تکامل و پیشرفت این روند ملودی در جریان موسیقی، به شکلی‌ که ملودی فقط از تکرار مکررات تشکیل نگردد؛ چگونگی‌ اوج موسیقی، متناسب با گستره صدای خواننده و چگونگی‌ به کارگیری ترکیبات غیر تکراری سازها، حتا در صورت تکرار بندهای شعر

    – تناسب تصاویر ویدیو کلیپ ساخته شده با روند کلی‌ موسیقی و تناسب ضرباهنگ تصویر و موسیقی

    ….. و بسیار موارد دیگر از این دست، مانند بحث هارمونی مناسب و غیره … که اشاره به آنها از حوصله‌‌ مخاطبان این مجله خارج است.

    (به طور مثال، مخاطبان میتوانند موارد گفته شده را در آهنگ “Rolling in the Deep” از “Adele” به طور آگاهانه جستجو کنند تا متوجه عرایضم و تفاوتها بشوند).

    به طور خلاصه، بیان و یا برانگیختن احساسی‌ خاص، یکی‌ از اهداف مهم موسیقی پاپ است، ولی‌ نکته یی که عمد‌تاً در ایران از نظر دور نگاه داشته میشود این است که، لازمه این بیان، ابزار مناسب است (که در اینجا به معنی‌ تکنیک و دانش مناسب می‌باشد). این ابزار فراگرفتنی ‌ست.

    به گفته شما، هنرمند عمیق (و به زعم من هنرمند جدی، یعنی‌ کسی‌ که هنر جدی علمی و نه پاپ یا عام را دنبال می‌کند) در غرب، چشم به مردم و بازار دوخته است؛ ادعایی که شخصاً تا به حال به این محکمی در هیچ یک از موسیقیدانان جدی غرب ندیده ام، همینطور که در تاریخ موسیقی غرب به ندرت دیده‌ا‌م (در این رابطه توجه شما را به طور مثال جلب می‌کنم به کتاب زندگانی‌ بتهوون اثر رومن رولان و این که، چرا بتهوون در فقر کامل زندگی‌ کرد و در فقر کامل درگذشت). خواهشمندم که تلاش برای استقلال هنری و هنرمند (و نه به عنوان هنرمند سفارشی!) را با تلاش برای جای گرفتن بیشتر در دل‌ مردم جهت فروش بیشتر، اشتباه نگیرید و با این کار توهین بزرگی‌ به تاریخ هنر نکنید! تقاضای دیگرم بر این است که لطفا اگر درباره هنر می‌نویسید، تاریخ هنر بخوانید و بدانید که این تلاشها به زمان چارلز دیکنز و پس از او محدود نمیگردد، بلکه به زمان بسیار پیشتر باز میگردد (دست کم در موسیقی، که اینجا در باره آن میبایستی سخن رود، چنین است)! هر چند که نباید از نظر دور داشت، که هنرمند جدی نیز باید زندگی‌ کند، و بنابراین بی‌ نیاز از گرفتن سفارش نیست، ولی‌ اکثر موسیقیدانان جدی سفارشاتی متناسب با کار، سطح و شخصیت هنریشان میگیرند و این سفارش را نیز آگاهانه انتخاب میکنند، برایشان انتخاب نمی‌شود!

    در مورد موسیقی پاپ، که اینجا سخن بر سر آن است، نکته مهم در غرب و به طور کل در بعد بین المللی این است که، سطح کیفی و کیفیت موسیقی تولید شده از هر لحاظ، هرگز قربانی عامه پسندی نمیشود، بلکه این تکنیک و کیفیت تولید است که ذائقه و سلیقه عامه را تغییر میدهد و برای آن، تعیین جهت می‌کند. به همین دلیل نیز همواره کنترل بازار را در دست دارد.

    دست اندر کاران موسیقی پاپ در ایران، گرچه از امکانات تکنولوژیک غربی، “نسبتا” و نه کاملا، محروم هستند و با مشکل سانسور و عدم استقلال کامل هنری مواجهند، ولی‌ با در اختیار داشتن همان امکانات، قادر به تولید موسیقی پاپ با کیفیت تولید به مراتب بسیار بهتر هستند، اگر که از سهل انگاری، حاضری خوری و احساس عدم نیاز به فراگیری دوری کنند و درک کنند که گردآوری مجموعه ای‌ از صداهای نامتجانس به شکل ملغمه‌های اینچنینی، ارتباط چندانی با موسیقی ندارد.

    در آخر اینکه، متعجب و متاسف هستم از اینکه مردمی حساسیت زیادی به تغذیه معده دارند، و در عین حال به تغذیه گوش به شدت بی‌ علاقه، سهل انگار و بی‌ تفاوت هستند.

    گمان می‌برم که تا اینجا سهم گفتگوی اینچنینی یک سال را خرج کرده ام (در حقیقت فقط گفت، نه گفتگو! چرا که یک باره است)، پس آرزوی موفقیت و پر باری اندیشه برایتان خواهم کرد.

    به درود

    • marderooz

      تلاش جدی و محترمانه ای داشتید. اما ذهنیت شما دیالکتیکی و ریشه دار نیست. مهمترین خای اندیشه روشنفکر جهان سومی در بی احترامی است. بی احترامی به تفاوت ها و اختلاف ها … ریشه این گاه به ظاهر نخبه گرا در این نهفته است که انسان را یک کهکشان بی نظیر نمی داند. حرمت انسانی در اندیشه انحصارگرا و مطلق بین جایی ندارد.

      ممنون

  • فرشید

    “حتی اگر یک میلیارد نفر هم به یک چیز ابلهانه احترام بگذارند باز هم آن چیز ابلهانه است…”

    مشکل از زمانی شروع شد که آموزش و ترویج موسیقی در این مملکت ممنوع و حرام شد. بعدها با تغییر سیاست ملاها تصمیم گرفتند که بیشتر برای مقابله با موسیقی لوس آنجلسی، اون موسیقی که خودشون اسمشو “موسیقی مجاز” گذاشته بودند به قدری عرصه جولان پیدا بکنه که تقاضای موسیقی مردم رو با موسیقی مصرفی و بی خطر که البته بیشترشون هم شباهت به نوحه خونی مداحان داره پر کنند. دقت کنید آهنگای این بابا و سایر همردیفاش چقدر از نظر شکل و محتوا پر از چس ناله، دریوزگی، عجز و التماس و ضعف هست. خب این موسیقی غیر از حالت انفعال و خلسه و بی عاری چیز دیگه ای رو در مخاطب عامی برمی انگیزد آیا؟!؟!؟
    شما وقتی برای یک کودک از ابتدا پفک و چیپس و آت و آشغال رو به وفور در اختیار بگذاری خب فکر و بدن اون هم عادت میکنه به این چیزا و به این شکل سلیقه و ذائقه اون رو خراب کرده و به اون ضرر میزنید. مسلماً بعدها گرفتن پفک و چیپس از اون بچه ای که به این چیزا عادت کرده و متقاعد کردنش به این که خوراکی های سالم و بهتری هم وجود داره خیلی خیلی سخته.
    بله این است حکایت آشغال خور کردن ذائقه موسیقی این ملت…!!!

    • marderooz

      به غیر از فحش و تکرار توهین که به مردم و سلیقه های شان می دهید و جوابی برای تان نداریم. فقط این نکته ضروری است که این سلیقه در همه جای جهان وجود دارد و تپش زمان است و تعیین کننده اصلی آن، مصرف کنندگان این سلیقه ها هستند. شما البته حق دارید همه را آشغال خور بدانید و بقیه ماجرای توهین به عموم …

      • حمید

        مرد روز عزیز دوست ما بنظرم پر بیراه نمیگوید اما با چاشنی کنایه و آزاردهنده، موسیقی امروز ما شده مملو از دپرس و غم و غصه و بقول دوستمون عجز و التماس و در نهایت انفعال ضرر آن دهها بار بیشتر از سود آن است نباید به بهانه آزادی سلیقه ها و برقراری موسیقی به هر قیمتی اجازه داد این موسیقی همه گیر شود باور کنید خود من چند روز است سی دی آهنگهای شاد را با سی دی همین نوع موسیقی از جنس ناله و گریه عوض کردم و دقیقا همان حالت انفعال را احساس میکنم و بخودم قول میدهم از فردا سی دی قبلی را استفاده کنم.شاد باشید

  • محمد

    مرتضی پاشایی بهترین خواننده ی پاپ و… الکی وقتس حصودیتون میشه انتقاد نکنید احترام روحشم نگه دارید

    • پریزاد

      دوست عزیز کاش به جای فرافکنی و مغلطه با استفاده از بهانه هایی مثل اینکه شما حسودیتون شده و … می گفتید نقاط قوت این خواننده نسبت به بقیه چی هست که اون رو از دید شما متمایز کرده. مثلا می تونستید بگید ما دوستش داریم به خاطر اینکه صداش بهتره یا فلان خاصیت رو داره و یا ترانه هایی که می خونه و …
      ولی حسودی برادر من؟ حسودی به چی آخه؟ اینکه مثلا منتقدای پاشایی از آهنگاش نمی تونن لذت ببرن؟ خوب مسلما منتقدان ایشون هم به زعم خودشون علایق جایگزینی دارند که به نظرشون اتفاقا خیلی با کیفیت تر از پاشایی هستن! یا به اینکه مثلا موسیقی مورد علاقه یکی مثل دکتر اباذری رو بتهوون یا کسی مثل اون ساخته؟ خوب بتهوون هم که در سطح جهانی معروفه. حسادت نداره. می شه دقیقا بگید منتقدان پاشایی به چی باید حسودی کنن؟

      • marderooz

        صحبت از این نیست که از پاشای انتقاد شود یا نه … بسیار بدیهی است که موسیقی او شهریو احساسی و ریتم و ملودی تکراری و غیرخلاق است. صحبت از این است که دیگر از محوطه گرانقیمت و مزخرف بهتر است عبور کنیم. به شعور و احساسو سلیقه و شیوه ارتباط هر فرد با موسیقی و یا هر نوع زیبایی شناسیوعاطفه و ایمان و باور تا مادامیکه مضر و مخل منافع اجتماع نیست احترام بگذاریم. دوست عزیز دوران فاصله وحشتناک بین صادق هدایت و 90 درصد روستانشین سرشار از خرافات و طاعون زده و کل و کور قدیم گذشته است. شهروند معاصر زیاد با روشنفکر فرق ندارد. این واقعیت جدید دنیای معاصر است که سرسختانه اقای اباذری ها را خشمگین می کند و مثل احمدی نژاد مردم را خس و خاشاک و ابله خطاب می کند.

        ممنون

  • دنبال کننده

    با نگاهی به سطح مطالعه و تیراژ کتاب و حتی لایک ها و کامنت های ملت فرهیخته ایران این ابتذال کاملا مشهود و علنی است. نگرانی اباذری کاملا بجاست و اگر با فحش و ناسزا همراه نبود به گوش هیچ یک از این ملت فرهیخته نمیرسید. اگر این نقد بصورت مودبانه بیان میشد هیچ تاثیری نداشت و اباذری کاملا میدانست به چه زبانی باتلاق موجود را وصف کند تا صدایش شنیده شود.مطلب بالا در رابطه با پاشایی در سطح تحلیل های آبکی و مزخرفیست که فقط از لبان دختر تهرانی و امثالهم راجع به روابط انسانی تز صادر میکند.جمع کنید بساطتونو. حتی انتخابهای ادبی که در این سایت دارید نمود بارز ابتذال است. امثال شما سالها تلاش کرده اند از کلمه روشن فکر یک فحش رکیک بسازند.

    • marderooz

      به دور از دیسکورس همیشگی هنر گرانقیمت و دوزاری … بد نیست به دنیاهای متفاوت تری از منطق هم سری بزنیم. ممنون

  • فالوئر

    با اباذری موافقم … تحلیل احساسی شما هیچ چیز به ارزش هنری این خواننده دوزاری اضافه نخواهد کرد … روحش شاد !!!!!

  • فالوئر

    واژه ای هست به نام شعور هنری ! یعنی قابلیت و ظرفیت درک آثار هنری . هنر در سطح نیست بلکه در عمق است و وظیفه ی هنر بیان عواطف و احساسات بصورت انتزاعی و کاملا ریشه دار است . وظیفه هنرمند تطبیق یافتن با اپیستمه و شعور و روان جمعی نیست بلکه این افراد اجتماع هستند که نسبت به سطح شعور هنری و ظرفیت روانیشون هنر رو درک میکنند پس بدون شک در اجتماع بیمار و نا آگاه ما که این تربیت رو نیافته اند که آثار هنری را درک کنند پاشایی ها بعنوان هنرمند ظهور میکنند و هنرمندان واقعی مانند بهمن محصص ها ناشناخته باقی میمانند .

    • پریزاد

      دم شما گرم. بهتر از این نمی شد توضیح داد

    • marderooz

      سپاسگزار می شویم این دوئیت موجود در کامنت تان از سطح و عمق و بقیه ماجرار را در پاسخ به پریزاد بینید. ممنون

  • پریزاد

    ببینید، مفهوم صحبت آقای اباذری کاملا به جا هست. هر چند من هم با لحن ایشون خصوصا در جایگاه یک استاد دانشگاه اصلا موافق نیستم و اون رو هم کمتر از موسیقی پاشایی مبتذل ندیدم. به هر حال کسی که درک هنری بالاتری داشته باشه مسلما سلیقه سخت گیرتری هم در موسیقی و … خواهد داشت. حرف ایشون انتقاد از بی خبری و غفلت مردم در ارتقا سطح سلیقه اشون بود. ببینید همون سیستم بازار آزادی هم شما می گید فقط و فقط وقتی می تونه به وجود بیاد و دوام پیدا کنه که افراد جامعه به خودشون شروع کنن نقد کردن و دانش و سلیقه اشون رو ارتقا بدن و این وسط یواش یواش یه رقابت به وجود می آد برای بهتر شدن. متاسفانه من از صحبت شما هم اینطور برداشت می کنم که سلیقه عوام هر چه که هست باید بهش احترام گذاشت و پذیرفتش. اتفاقا باید مدام همه اقشار و نه فقط عوام مورد نقد قرار بگیرن وگرنه وضعش می شه درجا زدن و حتی عقب گرد کردن. چیزی که این سال ها به خوبی تو سریال ها و تولیدات صدا و سیما نمود داشته و بدتر از اون تو کشوندن مردم به سمت سریال های ترکی و کلمبیایی. هر چند به نظر من هم نمی شه از کسانی که آموزش هنری چندانی ندیدن انتظار داشت بتهوون رو ترجیح بدن به مرتضی پاشایی. مثل اینه که از یه بچه که تازه رفته کلاس اول بخوای بره مسائل پیچیده علوم و فلسفه رو متوجه بشه. به طور خلاصه مشکل به نظر ایشون اینه که چرا یه انسان تحصیل کرده نباید به خودش زحمت ارتقا سطح سلیقه اش رو داده باشه و همچنان در این حد مونده باشه.

    • marderooz

      مردم بی خبر و بی سلیقه نیستند. میلیونها شهروند ایرانی و شاید بیش از یک میلیارد انسان جهان معاصر از موسیقی پاپ شهری و راک و رپ و … خوشش می اید. هم نفسو هم دغدغه و همراه احساسات روزانه اش است. این ماجرای درک و شعور بالا داشن چه مفهوم دیگری جز دلبازیو فرخندگی و با فاصله دیدن ذات رفتار ها می تواند باشد. این روزها فاصله زیادی بین روشنفکرو شهروند نیست. ماجرا را عمده و ترازیک خواندن و سلیقه شهروندان را سخیف خواندن هم دیگر ره به جایی نمی برد. نظر این متن هم تاکید همین نکته است. روشنفکر ایرانی الیتیست و نخبه گرا و دارای فرهنگ کشاورزی است و در دنیای بالا – پایین و بد – خوب و شب – روز و ارباب – رعیت و دانا – نادان و خلق – ضد خلق و مومن – کافر و انقلابی – سازشکار و هنرمند متعالی – هنر مزخرف و کشت – برداشت و ارباب – رعیت… و همه دوئیت های ذهنیت ملوک الطوایفی پرسه می زند. این یک آسیب شناسی است که خوشبختانه در حال گسترش است. ممنون

      • پریزاد

        مرد روز عزیز، با بخشی از صحبت شما موافقم.اینکه بسیاری طرفدار موسیقی پاپ شهری و راک و …هستند. روشنفکر و غیر روشنفکر هم ندارد. خود من به شخصه برای لذت بردن از موسیقی به سبکش توجه نمی کنم. مهم لذت بخش بودن و کیفیت کار در حد درک ناچیز من از هنر هست. در حقیقت من فکر می کنم در اثر یک سو تفاهم شما انتقاد من به مرتضی پاشایی و سطح سلیقه مخاطبانش رو به انتقاد از طرفدارن موسیقی پاپ، جاز، رپ و… کلا موسیقی ای که به قول شما هم نفس و هم دغدغه احساسات روزانه مردم هستند، تعمیم دادید. ما رپ با کیفیت داریم و رپ بی کیفیت، جاز با کیفیت داریم و جاز بی کیفیت، پاپ با کیفیت داریم و پاپ بی کیفیت و کلا هنر با کیفیت داریم و هنر بی کیفیت . کلا مشخصه هنر با کیفیت می تونه اینا باشه: حرف تازه برای گفتن، نو آوری و خلاقیت، و بیان یک مفهوم که به قول شما خیلی وقتا از دل دلمشغولی های روزانه می تونه بیرون بیاد و … من به شخصه ترجیح می دم بر اساس سطح درکم هنر با کیفیت رو استفاده کنم تا یک چیز دم دستی. کلا هر کسی فکر می کنم همین طور باشه. یعنی بر اساس آگاهی و درکش سعی کنه در هر زمینه ای بره سراغ کیفیت مطلوب تر. بحث دوئیت و اینا اینجا مطرح نیست. بحث اینه که از هر قشر و دسته ای یک حداقل انتظاری هست که برآورده نشدن اون می تونه نشانه یه فاجعه باشه. مفهوم صحبت آقای اباذری هم همین بود به نظرم. اینکه چرا قشر دانشجو نباید درکش از کیفیت هنر از یک حدی بیشتر باشه. ببینید حتی اگه همه افراد یک جامعه هم چیزی رو انتخاب کنن دلیل نمی شه که نباید بهش انتقاد بشه. در مورد خودم هم به عنوان عضوی از همین جامعه همین نظر رو دارم. سلیقه من با توجه به عدم دانش کافی در خیلی از زمینه ها همیشه قابل نقد خواهد بود و یکی از ایراد های من به خودم عدم درک کافی از هنر هست. اینکه چون من و خیلی ها یک چیز رو می پسندیم پس اون قابل نقد نیست اصلا منطقی نیست. گاهی در اجتماع چیزی که همه دوست دارن می تونه اصلا خوب نباشه. سنت های اشتباه بهترین مثال هست. همه گیر بودن و همه پسند بودن مشروعیت نمی آره. چه بسیار علایق همه گیری که امروزه با افزایش دانش و آگاهی منسوخ شدن.

  • آیخان

    اساسا از ترمینولوژی این یادداشت ذهنیت نویسنده‌ی اون معلومه. وقتی معیار زیبایی و سلیقه بازار آزاد و عرضه و تقاضا باشه معلومه که تکلیف چیه. اینکه صنعت فرهنگ رو به جای هنر جا بزنیم و به توهم آزادی انتخاب که از طرف بازاریابان بازار صنعت فرهنگ فریاد زده میشه باور کنیم. حرف یوسف اباذری اینه که این اتفاقا قدرت انتخاب نیست تبدیل مردم به یه توده‌ی بی شکل و تبدیل انسان‌ها به رمه‌های گوسفندیه که نویسنده‌ی این متن ادعا می‌کنه روشنفکران اونها رو اینچنین میبینند. در صورتی که این صنعت فرهنگه که انسانها رو تبدیل به رمه‌های گوسفند میکنه

    • مرد روز

      ایخان عزیز به هر حال بخش بزرگی از ماجراهای هنر معاصر درگیر بازار عرضه و تقاضا است. اجازه دهید از زاویه انگیزه های مختلف به پدیده ها نگاه کرد. ممنون

    • marderooz

      متن نگفته است روشنفکران عامل این موقعیت بشری هستند. این متن تلاش کرد بگوید مسیرهای دلبازتری از واکنش روشنفکری هم وجود دارد. ممنون

      • آیخان

        «باید نگران تفکری بود که نمی خواهد تفاوت ها و تنوع ها را بپذیرد. تفکرات انحصار طلب و افراطی که اصرار خشنی دارند مردم را یک رمهِ بی تشخیص و ناغافل معرفی کنند تا موقعیت خودششان به عنوان شبان جامعه ضروری جلوه کند.»

        تو این جمله که نویسنده داره تعبیر خودش از دیدگاه و اندیشه روشنفکران رو عنوان میکنه آشکارا میگه روشنفکران مردم رو رمه گوسفند و خودشون رو چوپان میبینند. در صورتی که این صنعت فرهنگه که مردم رو تبدیل به گوسفند میکنه با ابزار مختلف که یکیش همین موسیقی‌های تولید انبوهه و روشنفکری مثل اباذری اره تلاش میکنه که این وضعیت رو توضیح. بده. بگه این تنوهم تنوع و تفاوت پوسته‌ای بیش نیست و در نهایت انتخابی برای مردم باقی نمونده. این که انحصار واقعی چیه و افراط و خشونت چطور خودشو شکلات پیچ میکنه.

  • Ksamn

    بنده با اقای اباذری کاملا موافقم…موسیقی درب و داغون ما همش شده شیون و زاری ،و شعرها ی بی محتوا و توو خالی واز لحاظ موسیقیایی افتضاح….و این خواست حکومته….شما نمیتونید درک کنید که من تمام مسیر زندگیم در سالهای ۸۳/۴ وقتی که من ۱۵/۱۶ساله بودم دگرگون شد و در قسمت بعدش ۳/۴سال پیش با یه اهنگ گروه اناتما که وقتی در حین گوش دادن(( یه اهنگش ))کل زندگیم برام مرور شد وعوض شد کل زندگیم و طرز فکرم …اهنگای مرتضی پاشایی چی میگه :یکی هست که هر شب…….. مزخرفه مزخرف…..این چه هنری که همش ادمو پریشان حال میکنه و فکر و ذهن و جسم ادمو فلج میکنه؟؟!!!!!شما اهنگای لیدی گاگا رو که همه توو مملکتمون فک میکنن یه دیوونست و برو ببین چی میگه و ویدیو های اهنگاشو ببین ؟؟! گروه های راکشونو ببین….مقایسه کن با با امثال پاشایی و نمیدونم احمد زاده و …..اخه نه صدا دارن ،نه موسیقی چرا دفاع میکنید واقعا…هنر یعنی شور و شعور

    • marderooz

      شما اگر اماده برای موسیقی نامجو نبوده باشی واکنش مشابهی خواهی داشت مثل همین واکنشی که دارید. متاسفانه … شما اگر واقعا تحت تاثیر شعور درون موسیقی نامجو قرار گرفته بودید اینچنین توهین امیز با دیگران که مثل شما نیستند برخورد نمی کردید. با تمام وجود امیدواریم از این مرحله نیز عبور کنید و تبسم زیبا و مهربانی به یاد ما بر لبانتان حک شود. ممنون

      • Ksamn

        هه واقعا خنده دارید شما…کدوم نوهین دوست عزیز؟؟!!!این که میگم امثال احمد وند و پاشایی افتضاحن توهینه؟؟!!!شما یه ادم کاملا احساساتی هستید و از پستای قبلیتون کاملا معلومه،شما میفهمید موسیقی نامجو رو که نتونستید شوخی و ظنز فیتیله ای ها رو بپذیرید و یه برخورد فاشیست گونه با این موضوع کردید…شما مطمعن هستم حتی تحمل یه ثانیه اهنگ نامجو رو ندارید و شاید فقط با اهنگ های ساربان یا ترنج یا اهنگ کردی لیلی یا امثال این اهنگای نامجو که یه حالت ریتمیک داره لذت ببرید…اتفاقا نامجو سیستمش اینه که همه چی رو به سخره بگیره و با به سخره گرفتن افکار و عقاید افرادی مثل شما ،داره برنامه شو پیاده میکنه…شما که سواد هنری وموسیقیاییتون اینقد پایینه نمیتونید بفهمید نامجو کیه،طرفدارانش کین،تفکراتش و تفکراتشون چیه…شما مثلا روانشناسید و پستای روانشناسی میزارید ولی هنوز ک هنوزه نمیتونید احساساتتونو کنترل کنید…شما میتونید اهنگای همون امثال پاشایی یا نمیدونم همینی که میخاد رگشو با تیغ بزنه گوش بدین و لبریز از احساساتای مسخره ای بشید و خیال کنید لذت میبرید و اروم میشید..شما که موسیقی نامجو رو میفهمید چطور میتونید از امثال پاشایی خوشتون بیاد؟؟!!نامجو اگه بعضی ها میگن ستار و حتی اشتباه میزنه بخاطر اینه ک اینقد مطالعه و تحقیق کرده که حس میکنه این کارش درسته وسبک جدیدی در موسیقی سنتی وارد کرده که خیلی ها میگن تلفیقی از جاز و بلوز با موسیقی ماست،که البته خیلی ها بعد از این اتفاق به نامجو روی اوردن مثل چند تا از اهنگای البوم نه فرشت ام نه شیطان همایون شجریان که اتفاقا ایشون هم کلی در زمینه ی موسیقی تحقیق و مطالعه میکنن یعنی سبکشون کلی شعور پشتشه…اما امثال نمیدونم مهدی احمدوند چی؟؟چون صداشون اینقد ضعیفه در قالب یه سبک بسیار ضعیف که فقط امثال خودشون هستن عرض اندام میکنن…پیشنهادم به شما اینه یه مدت موسیقی های بزرگ و پرمحتوای غرب رو با دقت گوش بدین در این صورت هرگز نمیتونید از امثال این اقا خوشتون بیاد و واقعا حالتون بد میشه