فرق بین بی‌خدایان و سکولارها

تجربه منفی و تخریبگر حکومت مذهبی در ایران و خاورمیانه باعث بوجود آمدن یک موج عظیم ضدیت با دین و خدا در بین شهروندان شده است. اتفاقی که از مدتها  پیش به صورت آرام ولی مداوم در همه سیاره ما به دلایل متفاوت، در شرف وقوع بوده است.

در حال حاضر در همه جای سیاره ما پرستشگاه ها و مراکز تجمع مذهبی مردم، خالی تر می شوند. شهرنشینان دنیا نسل به نسل، از اعتقادات مذهبی شان کاسته می شود.

متاسفانه در این خالی شدن میدان از هر نوع حس تعلق به یک گروه و اجتماع یا ایده، شاهد کاهش تجربه های اجتماعی بشر معاصر هستیم. جمعیت افراد تنها و مجرد جهان افزایش یافته است. خانواده های تک فرزند مدام بیشتر می شوند و انقلاب دیجیتال و اینترنت نیز بشر را طوری به همدیگر مرتبط کرده است که نیاز به رابطه اجتماعی، بدون تماس افراد با همدیگر برآورده می شود.

اما واقعیت اساسی این است که بشر موجودی است اجتماعی. بخش اصلی بهروزی خواهی ها و تلاش های مدنی بشر برای بهبود شرایط زندگی از طریق هدف های جمعی توسعه می یابد. بشر تنها، آسیب پذیرتراست.

اینجا است که عواطف واکنشی مربوط به بی خدایی یک تفاوت اساسی با انسان سکولار دارد. چون انسان سکولار همه پرنسیپ های زندگی اش براساس منطق ساده مربوط به آزادی و حرمت هر انسان است. یک انسان سکولار سعی می کند از هر نفرت یا واکنش مطلق گرایانه در باره پدیده های اجتماعی و فرهنگی دوری گزیند.

یک بی خدا از خالی شدن مسجد و کلیسا خوشحال می شود ولی یک انسان سکولار شانس گردهم آیی و حمایت و همدلی آنها که  ضعیفتر و آسیب پذیرتر هستند را در سالن خالی موسسات مذهبی را یک فقدان می بیند.

انسان سکولار به دنبال هر فرصتی است که با نادیده گرفتن تفاوت ها، افراد جامعه را بر اساس منافع مشترک انسانی، دور هم جمع کند.
بی خدایی می تواند شکل های افراطی به خود بگیرد. از استالین تا بسیاری از افرادی که به دلایل مختلف واقعی و ساختگی سعی در ایجاد مقرراتی برای اذیت و انکار انسان‌های مذهبی دارند عملا به ریشه‌های ناهنجار در درون مذهب میدان می دهند.

سکولاریسم ولی مذهب را یک وسیله تکاملی ساخته بشر می داند که هم در قدیم و هم این روزها، پتوی امنی برای افراد صدمه دیده و آسیب پذیر هستند. از نظر سکولاریسم، مذهبی بودن انسانها یکی از سرمایه‌های اجتماعی بشر باشد.

سکولارها باور دارد که انسان موجودی است معنوی و تمایل عمیقی به موضوعات تجریدی و ایده های بزرگ دارد. سکولاریسم البته مطمئن است که موسسات حرفه ایی مذهبی، سودجویان و ریاکارانی هستند که از جنبه های نیک مذهب سواستفاده می کنند.

بشر نیاز دارد به زندگی اش معنا دهد و این نیاز با بی خدا بودن که قادر به ایجاد هیچ نوع اصول و پرنسیپ برای زندگی نیست برطرف نمی شود. برای همین بین استالین بی خدا و کارل سیگن دانشمند، فرق وجود دارد. بی خدایی یعنی نفی هر نوع بت و خدا و بعد از آن قادر به عبور از ضدیت و نفی و نفرت نیست. بی خدایی خیلی سریع می تواند توسط نیت های پلید، مورد سواستفاده قرار بگیرد.

برای همین همه شهروندانی که تجربه ناراحتی از مذهب دارند در قدم اول، تلخ و خشمگین، به بی خدایی روی می آورند. انسان سکولار اعتقادی به خدا یا هر نوع قوانین ماورای زندگی انسانی ندارد ولی اصراری برای ضدیت و نفی تمایل مذهبی بشر، ندارد.

مشکل بشر مذهب نیست. مشکل واقعی بشر فقر است و سیستم های اقتصادی و فرهنگی که قادر نیستند شرایط کمابیش مساوی برای رشد فردی هر انسان ایجاد کنند. بشر برای اینکه از حمایت واقعی و زمینی برخوردار نیست به انواع مذاهب و امیدهای ارائه شده آنها پناه می برد.

یکی دیگر از دلایل اصلی ایجاد مذهب توسط بشر، ترس بیکرانش از واقعیت مرگ است. ذهن انسان که قادر است « من» را بفهمد و رابطه مشخصی با جهان به اندازه شعورش فراهم کند برایش غیرقابل قبول است که دنیا بماند و خودش نماند.

میل به جاودانگی توسط اولین قصه ها و ایده های مذهبی ترسیم شده است. مذهب قادر است به بشر بگوید که لازم نیست بترسید چون قرار نیست مرگ در این دنیا، آخرین ایستگاه باشد. برای همین، همه هزاران مذهبی که تاکنون توسط بشر ساخته شده است جواب مشخصی برای نامیرا بودن انسان دارند.

به دلایل بسیار، انسان های بی خدا زیاد شده اند ولی آنها چون از قدرت روانی لازم برای فهم و پذیرش مرگ، برخوردار شده اند به خودشان اجازه می دهند این ترس عمیق بشری از مرگ را در در دیگران انکار کنند.

انسان بی خدا اصرار دارد که هر انسان مذهبی و خداپرست از شعور و تشخیص کمتری برخوردار است. انسان بی خدا به تنوع بیکران شخصیت و روحیه و هویت هر انسان بها نمی دهد. آنها فقط یک نسخه اصلی و عمومی دارند که فکر می کنند برای همه به اجبار شفابخش است.

فرهنگ سکولاریتی برای ایجاد جامعه اخلاقی از وجدان بهره می برد. قدرت تشخیص امر عادلانه و قدرت انتقاد از رفتار خود را دارد. سکولاریسم به طور سیستماتیک هشدار می دهد که هر رفتار ما عواقب مشخص دارد و بهتر است با دقت همه جانبه، فلسفه زندگی مفید برای عموم را برای خود تهیه کنیم.

More from ونداد زمانی

کارلو روولی یکی از معروفترین متفکرین فیزیک نظری: سفر در زمان، کار هر روزه بشر است

[caption id="attachment_86602" align="aligncenter" width="1024"] Carlo Rovelli. Photograph: Roberto Serra/Iguan[/caption] کارلو روولی کتاب...
بیشتر بخوان