مشکل من نداشتن اعتماد به همسر آینده است

adam-blaming-eve

من در سن ازدواج قرار دارم ولی با یک مشکل اساسی روبرو هستم. برای من قابل هضم نیست که در زندگی من دختری باشد که قبلا پسر دیگه ای با او دوست بوده . حال اگر دوستی ساده باشه یک چیزی. ولی اکثرا همراه با لمس بدن دختر توسط پسر و یا حتی سکس است که واقعا زجر آور است. خودم با دختر رابطه داشتم ولی اصلا نه سکس داشتم و نه حتی بدنش را لمس کردم.

به همین دلیل نمی خواهم بپذیرم که چنین دختری وارد خانه من شود. مشکل اصلی اعتماد کردن است. می ترسم در زندگی زناشویی هم به همسرم شک کنم. ازتون میخوام راهنمایی کنید . با کمال تشکر.

رامین عزیز

هر مردی با هر دين يا آئینی برایش ناراحت کننده است که بداند شریک زندگی اش قبلا با دیگری رابطه داشته است. این یک حس قدیمی است و ریشه آن بر می گردد به ضرورت کنترل جنسی زنان از همان اول تاریخ. ما مردان از همان دوران انسان اولیه، همه عمرمان زحمت می کشیدیم و تن به ریسک می دادیم و از غذا و آرامش و حتی جان خود می گذشتیم تا خانواده ای را پابرجا نگاه داریم.

برای همین، برای ما مهم بود که مطمئن باشیم فرزندان به جامانده از ما که صاحب پس اندازهای ما خواهند بود واقعا فرزند ما هستند. ما   قوانین مجازات اخلاقی و فیزیکی برای زنان تعیین کردیم تا رابطه جنسی شان و قدرت تولیدمثل شان در محدوده قانون ازدواج بماند.

رامین عزیز، زمان های قدیم، محيط زندگي و شرایط، اینطور اقتضا می کرد و با همه نابرابری ها، اجازه داد که بقای بشر و تحولش را با همه کندی ها، حفظ کنیم. اما شرایط و شیوه معیشت و اخلاق و محیط عوض شده است. در دوران قدیم، حلقه دوستان و آشنایان خیلی کوچک بود و همه همديگر را مي شناختند. ازدواج ها هم در محیط فامیل و قبیله و با نظارت و تربیت مورد پذیرش همه، وجود داشت.

اما در دوره ما، انسانها اكثرا در شهرها زندگي مي كنند و رفت و آمد و تماس و کار،عموما با غريبه ها يعني هم شهری و هم محلی و همكار صورت می گیرد. در اين محيط جدید، روش همیشگی  كنترل زناشويي به سبک دوران قدیم کارایی چندانی ندارد.

رامین عزیز آدم ها در دنیای جدید چاره دیگری ندارند، آنها بايد با هم آشنا شوند و بفهمند به درد هم مي خورند يا نه؟ اين يعني شل شدن قيد و بند قديمی و سنتی … اين يعني ناچاريم و بهتر است برای زناشويي موفق و با ثبات، يك فرد  را تا سر حد امكان بشناسیم.

یکی از چاره های اساسی مرد جديد، بالابردن قدرت تشخيص و شعورش است كه بتواند با دقت به يك نفر دیگراعتماد كند. زنان هم، چاره ای ندارند جز آنکه  از ميان همكلاسی و همكار و همشهری، فردی را براي زندگي بيابند. انها نیز باید به خودشان فرصت دهند که فرد مورد علاقه شان را به خوبی بشناسند.

رامین عزیز قرار را بر بدبيني نگذار. عمل بوسه و كنار و حتي سكس يك زن با فرد ديگر می تواند چندس آور نباشد چون واقعا عمل سکس یک عمل و وسيله زيبا براي شناخت صمبمي  ترانسان ديگر می تواند باشد.

یادت باشد که خيانت هميشه در طول تاریخ بشر با وجود تنبيهات و مجازات هاي مرگبار وجود داشته است و خواهد داشت.

تو حق داری که حتی باکره بمانی و بخواهی که یک نفر مثل خودت پیدا کنی ولی زندگی معاصر در طی یک قرن گذشته نشان داده است که ملاک هویت و شرافت انسانها، داشتن سکس بیشتر یا کمتر نیست.

شریک زندگی تو باید مهربان و متعهد به زندگی باشد، همراه و باشعور و ازخودگذشته باشد، این ها خصوصیاتی است که اکثر انسانها برای زندگی در این دوره  و زمانه نیاز دارند.

جوانمرد باش و بر اساس شرایط جدید زندگی برای خود مرام مردانه پیدا کن.

Written By
More from بهمن

خودارضایی، رانندگی با چرخ زاپاس

سلام من دانشجوی یکی از دانشگاه های تهران و 25 ساله هستم. تا به...
بیشتر بخوان
  • آرنا

    با اينكه در نگاه اول سوال متحجرانه اى به نظر ميرسه، ولى مهم اينه كه خود فرد اجازه ى تغيير رو به خودش ميده
    استدلال پاسخ دهنده هم درسته، بجز جمله

  • Irani

    آقای رامين !
    مشكل شما اعتماد به نفس پائين است كه حسادت شديد را به همراه دارد و به همين دليل شك دارم كه زندگی زناشوئی موفقی را بتوانيد آغاز كنيد و ادامه دهيد چرا كه با اين نوع توقع هيچ زنی حاضر نخواهد شد به همسری و مال شخصی شما كه هيچ كس جرات نگاه كردن به او را نداشته باشد در بيايد

    • مهدی

      یعنی هر کس اعتماد به نفس بالایی داره مشکلی بابت روابط قبلی زنش نداره؟؟ نه قربان. اکثر ما ایرانی ها درست و غلط با این فرهنگ بزرگ شدیم. این آقا هم اگه بگرده قطعا می تونه یه دختر که مثل خودش پاک بوده رو پیدا کنه. فقط باید یه مقدار خواسته هاشو تعدیل کنه

  • shawn

    تحلیل خوبی ارائه داد و میدانم نقد بیشتری بر زندگی مدرن جدید از لحاظ دوستی و صمیمت که بسیار کاهش پیدا کرده دارد که مورد اتهام قرار می گرفت.واقعیت اینست که سبک زندگی تغییر کرده و وظائف افراد خانواده مبهم می باشد..اینکه زن گذشته نادان از حقوقش بود و مرد ناجوانمردانه ریاست می کرد ساده انگاری و از طرف فمنیستها تزریق شده.در گذشته بطور واضح وظائف مرد و زن و فرزند دختر و یا پسر مشخص بود برای همین زندگی بطور عمومی کمتر به درگیری و جدائی می کشید.مردها بدون چون و چرا تمامی مسائل اقتصادی و کاری بیرون و مشگلات و پی گیریها را بعهده داشت.زنی را نیز که از خود توانائی و جنمی نشان می داد اکثریت مردان انها وی را شریک کارشان می کردند .واگر زنی از شوهرش کوتاهی در کار رسیدگی مالی خانه و فرزندان می دید شوهر خود را بشدت بازخواست می کرد.جهت مثال می توانید فیلمهای بسیاری در زمان شاه را نگاه کنید .

  • امین

    اگر میخواد بره بره مشکل این مهریه هست که شوخی بردار نیست

  • سیاوش

    دوست عزیز تا الان رابطه جنسی نداشتن شما اگر دلایل مذهبی ندارد تنها به جهت دست بالا داشتن در زندگی آینده زناشوییت است. اما این را بدان که با محدود کردن خودت به هیچ وجه شریکت خود را محدود نمی کند.
    اتفاقا هر چه بیشتر خود را محدود کنی او خود را آزاد تر می بیند.
    به نظر من حتما قبل از فکر ازدواج چند تا بزن زمین ببین دنیا چه شکلی می شه

  • Reza Khalili

    مرد روز جان صحبت از دوران اولیه کردی ولی اگه اشتباه نکنم. اون دوران زن سالاری بوده و خانواده اشتراکی داشتند. بعد ها به دلایلی این روند عوض شد. مث خیلی چیزا دیگه. درضمن این دوستمون بهتره از واژه معاشرت استفاده کنه تا اینکه رابطه داشتم …و …. . و اینکه پیشنهاد میشه اگر خیلی وسواس داری ازشون بپرس اگر گفت نه که منطق حکم میکنه بر درستی پاسخش تکیه کنی. اگرم گفت نه که شما رو به خیر ، ایشون هم به سلامت. ولی اگر گفت نه و شک و شبه داری. بهتره به درمان بدبینی ات بپردازی. که اون زندگی اگه شروع شه با توجه به بدبینی ات به شکست می انجامه. بعد اینکه بهتره بدونی زندگی وقتی دوس داشتنی (عشقی) و مطابق میل میشه که جاذبه فیزیکی، صمیمیت و تعهد بینتون باشه. جاذبه فيزيكي که برای هرکسی نسبیه والبته اين احساس، ماهيتا غريزي و وحشيه وممکنه حتي نسبت به فردي ايجاد شه که صميميت تعهدي بهش وجود ندارد و به همون سرعت ايجاد، فروكش میکنه. تو صميميتی که بین تونه احساس نزديكي، تفاهم ، پشتیبانی هيجاني ، دلبستگي و گرمي در روابط وجود داشته باشه. احساس نزديكي طبيعتاً وقتی ایجاد میشه كه تا حدودی زیادی ديدگاهها ، خصلتهاي شخصيتي، ارزشها، سليقه ها و … تا حد امكان به يكدگر نزديك شه. اين عامل درسته تو همه «دوستي ها ی عالی» ديده مي‌شه ولي به تنهايي زندگی عشقی رو پدید نمیاره. تعهد، به اين معنی كه ما خودمونو موظف کنیم به رسيدگي نسبت به عشق مون در زمانی که نیازه. اگر دو عامل جاذبه فیزیکی و صمیمیت نباشن طبیعتا رابطه تون به مرور اعتیادی و حالتي از «سوختن و ساختن» میشه.