بدون غم و اندوه، تمدن باز می‌ایستد

بشر موجود رنجور، حساس و شکننده ایی هست و همیشه غمگین… چون هیچوقت نمی تواند به آنچه دارد راضی باشد. ذهن خارق العاده بشر یک لحظه دست از تخیل نمی کشد و مدام نیاز جدید ایجاد می کند.

انسان می داند که می تواند خیلی زیباتر و آرامتر و عادلانه تر زندگی کند و لذت ببرد و خلاق باشد. متاسفانه معمولا برای اکثریت بشر دستیابی به نیازهای عزیز انسانی سخت و دشوار و غالبا غیرممکن است. برای همین همواره پریشان و مردد و نگران است.

همه این غم و اندوه و رنج در نیمه اول عمر ایجاد می شود و پس از آن نگرانی و اندوه و ضعف ناشی از نزدیک شدن به « مرگ» هم گریبانش را می گیرد.

بشر نمی خواهد بمیرد و برایش امکان ندارد مرگ را بپذیرد. برای همین از همان دوران نخستین، به فکر داستانسرایی برای نمردن و ادامه حیات بود. خدا و بهشت را خلق کرد چون زندگی اش عین جهنم بود.

در نقاشی های ساده غارها از خودش و هم قبیله ایی اش که شکار شده یاد کرده است تا خاطره اش را تا حد ممکن، زنده نگه دارد.

بشر از همان ابتدا با خودش کوزه عسل و گندم و نیزه به درون قبر برد چون امیدوار بود و باور داشت که زندگی به شکل دیگر در جای دیگر ادامه خواهد داشت.

هنوز نه جامعه دلخواه داریم و نه قدرت جلوگیری از مرگ… بسیاری از نیازهای ایجاد شده توسط ذهن خلاق مان هم که دست نیافتنی است.

اما با وجود همه بدبختی ها و کمبودها، داشتن همین مغز زیبا باعث شده است مدام تمدن بشری تحول یابد.  ابزار کار و  امکان بقای بهتری درست کنیم. مدام فهم بیشتری پیدا کنیم و ذره ذره بر همه نگرانی ها و نیازهای انسانی غلبه کنیم. قدم به قدم به سلامت و طول عمر بیشتری دست بیابیم.

بدون غم و اندوه، تمدن باز می ایستد

Written By
More from Saide Kardar

عکس روز – حضرت معطر

[caption id="attachment_74272" align="aligncenter" width="938"] saint Eau de Cologne by saide kardar[/caption] در...
بیشتر بخوان