غمگین ترین چیز در زندگی چیست

من یک مرد ۳۹ ساله هستم و تازه امسال فهمیدم که هیچ عادت و علاقه یا مشغله شخصی در زندگی ام نیست که دوست داشته باشم. من همه عمرم برای خشنودی دیگران تلف شد.

من دختر ۲۶ ساله فارغ التصیل رشته مهندسی برق هستم. هنوز هیچکس به من نگفته است دوستت دارم.

by Siyu Chen

من دختر بسیار باهوشی بودم. خیلی باهوش ولی همه عمرم را با تنبلی گذراندم و هوش من فقط به درد این خورد که فقط سقوط کامل نکنم. بعدها هوش بالایم به من اطمینان داد که اگر کارهای خطرناک بکنم از مخمصه آن نجات پیدا خواهم کرد. من فقط زندگی را به سر کردم آن هم وقتی که همیشه می دانستم حق من از زندگی بیشتر است. من برای خودم متاسفم.

من از ۲۴ سالگی، مرد و مردونه وقتی مغازه قنادی پدربزرگم را به تنهایی به ارث بردم تبدیلش کردم به یک شیرینی فروشی موفق. زندگی خوب و همسر و دو فرزند دوست داشتنی دارم. ولی اصلا از زندگی ام راضی نیستم چون می دانم و می فهمم که هیچکس مرا درک نمی کند. هیچکس. من آدم متفاوتی هستم و اگر پدربزرگم یک دانشمند بود یا سیاستمدار یا یک معمار، من حتما در زمینه های آنچنانی هم موفق بودم. چون فکر خوبی دارم. ایده های عجیب دارم. آنقدر عجیب که حتی می ترسم به دیگران بگویم.

من به عنوان یک زن فکر می کنم هیچ چیز در دنیا ناراحت کننده تر از این نیست که به هیچکس اعتماد نداشته باشی. من ۳۳ سال است که از شک و حسادت و بی اعتمادی به دیگران رنج می برم. تنهای تنها شدم. خیلی هم با خودم و این حس بد مبارزه کردم ولی در نهایت، درست در لحظه ایی که می توانستم  خودم را از بی اعتمادی رها کنم از خودم پرسیدم اگر همه این کارها نقشه باشد چی؟ که گولم بزنند. که اذیتم کنند و مسخره ام کنند. این غصه همیشگی من است و رنجی که برایم درست می کند. اما چه کنم که دست خودم نیست.

 

بخشی از نامه های رسیده به مجله مرد روز

image source

http://www.emptykingdom.com/featured/siyu-chen/

More from مرد روز

اسباب بازی جنسی برای کنترل خودارضای

به گفته ،Emily Morse متخصص امور جنسی 80 درصد زنانی که از این وسایل...
بیشتر بخوان