اون میگه باید صبر کنیم تا روز ازدواج

Bored Man in Bed

سلام. من یک مرد 31 ساله هستم که مدتی است عشق زندگی ام را به دست آوردم. دختری خنده رو و ساده و بی ادا وارد زندگی من شده که مثل خودم عاشق کتاب های علمی هست و سفر رفتن رو دوست داره و از همه مهمتر خیلی خوشگله. من چشم ازش نمی تونم بردارم ولی یه مشکل بزرگ دارم با این دخترکه نمی دونم چکار باید بکنم. این دختر ناز بدون اینکه اصلا قیافه اش نشون بده خیلی مذهبی و مقید هست حداقل در باره رابطه جنسی. نه فقط نمی خواد قبل از ازدواج سکس داشته باشه بلکه نمی گذاره بهش دست هم بزنم.

من توی دلم از همان روزهای اول این حس رو داشتم که می تونه زن زندگی ام باشه و اگه یه روز خواستم ازدواج کنم همچه تیپی رو در نظر داشتم و دارم. اما این مدت که هی از من خواهش و هی از اون امتناع، نگران شدم که اگه من و اون نفهمیم رابطه جنسی مون چطوریه؟ یا چه جور آدمی توی میل جنسی هستیم؟ آیا اصلا از با هم خوابیدن لذت می بریم و هزاران سئوال دیگه می آد توی ذهنم.

به خودم میگم نکنه از اون سردمزاج ها باشه؟ آخه دختر 27 ساله چطور می تونه یه مرد رو ازش خوشش بیاد و این همه قدرتِ خودداری داشته باشه؟ خلاصه موندم چکار کنم. ازدواج و شرایطش زیاد دور از من نیست و می تونم یه ذره زودتر تصمیم به این کار بگیرم ولی اگه حدس و نگرانی هام درست از آب در بیاد چی؟ اینا من رو می ترسونه و دارم تصمیم می گیرم باهاش به هم بزنم. در ضمن دو سه بار هم به طور ضمنی این حرفا رو به خودش هم زدم ولی میگه من همینم که هستم.

فریدون عزیز

موقعیت اصلا خوشایندی نیست. بخصوص که احساس قلبی ات می گوید دختر همراه و احتمالا همسر خوبی هم خواهد بود. زیبایی و شادی و سبکبالی اش هم که تبدیلش کرده است به رویای هر مرد برای یافتن شریک زندگی …

مرام مردانه و انسانی در یک رابطه دو طرفه ایجاب می کند که اعتقاد و رفتاری که خواسته باطنی این دختر است را محترم بشماری اما این فقط نیمی از اصل رابطه است. بخش دیگر حقوق و خواسته  قلبی تو است.  در شرایطی که شرح  خواسته ها و میل تو به نوعی به گروگان گرفته شده است. اعتقادات او هر چند درست و متین، ولی مسیر طبیعی رشد و آشنایی را به صورت یکطرفه مشروط کرده است. همه احتمالاتی که گفتی و حتی حدس و گمان های بدبینانه تر نیز حق ابراز وجود دارند.

اما تو در یک محیط ایده ال و تماما منطقی زندگی نمی کنی که شرایط یک رابطه کامل را هم بخواهی طلب کنی. در نسل های گذشته، اصلا انسانها ندیده و نشناخته و نپسندیده با هم وارد زندگی می شدند و با وجود همه  نارسایی ها، مواردی که زوج ها همراه و همسر واقعی می شدند هم زیاد بود. دلیل اصلی اش این است که اولا شرایط تربیتی و اخلاقی افراد یک جامعه می توانست مشابه باشد. دوما همه ما به دور از موقعیت و شرایط زندگی، انسان هستیم و خصوصیات، تمایلات و سلیقه های مان می تواند به خودی خود و « تصادفا» مشترک باشد.

با همه اینها، نمی شود تصمیم مشخصی در این زمینه را ارجحیت بیشتری بخشید. تطبیق و علاقه در روابط جنسی، یکی از بنیان های ماندگاری رابطه زناشویی است و تو در موقعیتی هستی که هیچ اطلاعی در این مورد نداری. تو تصمیم گیرنده اصلی زندگی ات هستی و به نظر می آید او دختری است که ضرورت دارد با تمام وجود صبور، دقیق و همه جانبه، با همه جایت فکر کنی.

 

Image Source
http://themarriageandfamilyclinic.com/she-never-wants-sex/

 

مرد روز در تلگرام

Written By
More from بهمن

دلم نمی خواهد باور کنم مردهای ایرانی بد هستند

سنگ صبور محترم من دختری هستم 26 ساله شاغل و متولد تورونتو...
بیشتر بخوان
  • Aria

    انقدر مساله پیچیده ای نداری به نظر من، اگر واقعا همسز آینده ات میتونه باشه تا هر وقت که لازم داره براش صبر و تحمل کن

  • داریوش

    اگر زن زندگی هست مطمئن باش بعدا میتونه از خیلی زنهای دیگه پرحرارت تر باشه. اینکه اینقدر سخت گیر هست خیلی خیلی حسن بزرگیه. امیدوارم تو هم فقط ازش سکس نخوای. شاید تو کسی هستی که الکی ابراز عشق کردی و فقط سکس میخوای و بعدش هم بهش میگی که برو پی کارت ازت خوشم نیومد؟
    تصمیم این دختر بسیار عاقلانه است. اگ خودش رو میخوای باید ادامه بدی و اگر سکس میخوای امروز تمومش کن.

  • Amin A

    ایکاش من بتونم چنین خانمی پیدا کنم. به نظرم شما هم باید صبور باشید.

  • یاقوت

    بنظر من خیلی سخت نیست با مردی که آدم دوستش هم داره قبل ازازدواج وارد رابطه جنسی نشه؛ لااقل برای خیلی ها نیست. بنظر به خاطر اینکه داشتن سکس قبل از ازدواج الان یک امتیاز محسوب میشه وهمه دارن مدام در موردش صحبت میکنن و از شدت نیازشون میگن، شما فکر میکنید این خانوم ممکنه سرد مزاج باشه. ولی اگر یه نفر به اعتقادش پایبند باشه، میتونه راحت تر فاصله بگیره از داشتن این رابطه حتی اگر نیازشو حس کنه (شاید کمی در زنان راحت تر از مردان باشه) و بنظرم افرادی که به اصولی پایبند هستن در زندگی(نمیگم مقید یا متعصب)، شرکای بهتری برای زندگی مشترک خواهند بود. مثلا من خودم چون میخوام از احساساتم حفاظت کنم و بخاطر اینکه میدونم احساسات با رابطه جنسی بیش از پیش برانگیخته میشن، قبل از ازدواج دلم نمیخواد وارد این رابطه بشم

  • شیما

    خواهش میکنم درکش کن امتناع اون دلیلی بر بی میلی اون نیست این رو من که یک زنم با تمام وجود تضمین میکنم

  • سیمین

    چرا یک ویرایشگر قبلش نوشته ها را تصحیح نمی کند؟ آخر این جمله فارسی است؟

    ؛ضرورت دارد با تمام وجود صبور، دقیق و همه جانبه، با همه جایت فکر کنی.؛

  • amin

    امیدوارم خوشحال و خوشبخت باشی فقط حواست به مهریه باشه!

  • -خان-

    حقیقتا معتقدم عدم تناسبات جنسی همین رابطه رمانتیک رو تبدیل به خسته کننده و سرد کننده ترینه تجربیات میکنه من فکر میکنم مراجعه به سکس تراپ خیلی کمک کنه به این زوج شادی این خانم مشکل سرد مزاجی داره من فکر میکنم در 27 سالگی اون هم در این عصر و دوره اگر کسی رابطه جنسی نداشته و حتی حاضر به رابطه اورال هم نباشه (( احتمالا)) سرد مزاج هست.

  • مسعود

    [Forwarded from یعقوب خدابنده]
    سلامت جنسی – کلینیک دکتر شکیب:
    «زن متوهم ایرانی» کیست؟

    دکتر محمدرضا رجبی شکیب @drmrshakib

    پیش تر درباره سندرم مرد متوهم ایرانی نوشته بودم. همتای چنین مردی، زنی هم هست؛ معلق میان سنت و تجدد. تلاش می کنم او را در این نوشته توصیف کنم. معتقدم این سندرم بسیار شایع تر است، هرچند خفیف تر و درمان پذیرتر.

    زن متوهم ایرانی، زنی است ظاهرا مدرن. در جامعه حضور دارد دوشادوش مردان. او را، برعکس مادرانش، نمی توان در خانه محبوس کرد. به حقوقش آشنا شده و خوارشماری جنسیتی را بر نمی تابد و در پوشش ظاهری، در رفتار و گفتار، در پذیرش نقش های اجتماعی و اقتصادی، خود را همتای مردان می بیند. او حصارهایی که دنیای قدیم به دورش کشیده بود را شکسته، اما، هنوز در حصارهای ذهن خود گرفتار است. همچون مرد متوهم ایرانی که تغییر را پذیرا نبود؛ او هم نمی خواهد از حصارهای ذهن ناخودآگاهش عبور کند؛ چون این عبور به نفع او نیست.

    هرقدر مرد متوهم ایرانی، نادان و کله شق می نمود، زن متوهم ایرانی عاقل و محاسبه گر است. تاکید می کنم این منفعت طلبی در سطح خودآگاه نیست. سیستمی ذهنی است که هزاران سال از او در برابر دنیای مرد سالار محافظت کرده و حالا، اگرچه در دنیای مدرن، آن تهدیدها وجود ندارد، اما سپر دفاعی هزاران ساله را نمی توان از کف انداخت.

    زن متوهم ایرانی، ظاهرا مدرن است، چون دنیای مدرن به او امتیازاتی داده که قرن ها از آن محروم بود. زنی که هزاران سال جنس دوم بود و در حکم کالایی که مبادله می شد برای خدمت به مرد (خدمت در منزل، در مزرعه، و در اتاق خواب)؛ زنی که تنها اگر خوش شانس بود و شوهرش (مالکش) مردی باوجدان، طعم زندگی را می چشید؛ زنی که هرگز تصورش را هم نمی کرد حقی، یا سرنوشتی داشته باشد جز خدمت کردن به مرد (با نام خدمت به خانواده؛ که نوعی مکانیسم دفاعی ذهن ناخودآگاه جمعی است برای رهایی از احساس گناه به خاطر ظلمی که در حق زنان روا می دارد)؛ زنی که در بستر، حتی حق لذت بردن نداشت و فقط باید تمکین می کرد برای تامین لذت مرد (به یاد بیاورید سنت ختنه زنان را، و اینکه اگر از مادربزرگ ها یا حتی مادران مان از سکس بپرسیم، لب می گزند و خدا به دور می گویند و از اوج کامش یا ارگاسم حتی تصوری ندارند)؛ در دنیای مدرن به همه آنچه حق اش بود و حتی فراتر از آن، رسیده.

    دنیای مدرن، دنیای مهربانی است برای زنان؛ هرچند که سعادت آنان را تضمین نمی کند؛ و بلکه زندگی را برای آنها سخت تر می کند. پیچ داستان همینجاست. وقتی قرار می شود زنان و مردان را تفاوتی نباشد، زمختی ها و سختی ها و بی رحمی های زندگی را هم باید تاب آورد. زن مدرن اروپایی، مثل مردان، از جوانی، بار کار و تحصیل را به دوش می کشد؛ بی تکیه بر هیچ مردی، روی پای خود می ایستد و از هیچ کس طلبکار نیست. او مرد را نه برای مراقبت، که برای آرامش و لذت می طلبد. در ذهن زن مدرن، بهای لذت، لذت است و نه هیچ چیز دیگر. او تن و جانش را سرمایه ای نمی داند که به مردان بفروشد و به ازای آن، حمایت دریافت کند.

    اما زن متوهم ایرانی، در عین بهره مندی از مواهب دنیای مدرن، مزایای دنیای سنتی را هم نمی خواهد از دست بدهد. او ممکن است هنرمند باشد و مدافع حقوق زنان، اما جز به شوهری مولتی میلیاردر راضی نیست. او به هیچ کدام از تکالیف دنیای سنتی برای زنان، راضی نیست، اما مهریه چند صد سکه ای را نمی تواند بی خیال شود. او فرصت اشتغال و حضور در جامعه را می خواهد، اما پول تو جیبی اش را باید مردش بدهد. و این همه ماجرا نیست…

    زن متوهم ایرانی، شوهرش، نامزدش، یا پارتنرش را فقط برای لذت و آرامش نمی خواهد. او می خواهد مردش را تملک کند. این ها جملات رایج زن متوهم ایرانی است: می گوید «مگر من … ام که هر شب بخواهم با یکی باشم» یعنی اگر مردی مرا دوست دارد، باید تا آخر عمر با من بماند و همه زندگی اش را با من شریک شود. می گوید «مردها بکن دررو اند» یعنی مردها فکر می کنند همین که در سکس لذت می برند و لذت می دهند کافی است، اما من نمی توانم این را بپذیرم. و می گوید «مرد هم مردهای قدیم» یعنی آن قسمت از دنیای سنتی خوب بود که مردها همسرشان را همه جوره تامین می کردند (و یادش می رود که آن مرد احتمالا اصلا زنش را داخل آدم حساب نمی کرد) یا آن تکه از دنیای سنتی خوب بود که مرد وقتی زنی می گرفت تا آخر عمر او را نگه می داشت (و باز فراموش می کند که آن مرد می توانست سه زن دایم دیگر و یک دوجین زن صیغه ای هم بستاند)

    زن متوهم ایرانی هم مثل مرد متوهم ایرانی، از زندگی اش راضی نیست. اگر مجرد است، در رویاهای سیندرلایی به انتظار پسر پادشاه است؛ رویایی که حداقل امروزه به ندرت اتفاق می افتد. و اگر متاهل است، خود را سفیدبرفی گرفتار در چنگ ملکه کریستال می بیند. او هرچقدر بهره مند، باز هم خود را محروم تصور می کند و از دنیای اطرافش، و بیش از همه از مردش، طلبکار است.