احساس بازنده بودن

MentalHealth_A3_Web

برای بعضی از ما، یک حس ثابت، مدام به ما گوشزد می کند که آدم بازنده ای هستیم. طبیعتاً، دیدن دنیا از دریچه یک لنز شکسته و بخار گرفته تصویر معیوب و دلشکسته ای از وضعیت خودمان می دهد. بازنده بودن مثل یک نوع حکم تغییرناپذیر، توسط تعدادی از ما بر علیه خودمان صادر می شود. مدام به خودمان تلقین می کنیم که ما نمی توانیم موفق شویم. به همین دلیل، به خودمان فرصت نمی دهیم به موفقیت های که در زندگی کسب کرده ایم بها دهیم.

این نوع خود تخریبی و بی حرمتی به قابلیت های که داریم یکی از ریشه هایش بر می گردد به دوران کودکی و « والدین همیشه سرزنش کننده»، والدینی که مدام ما را با سایر اعضای خانواده و دوستان مقایسه می کردند و تنها چیزی که می شنیدیم و می فهمیدیم این بود که ما به نسبت دیگران از هوش و توانایی کمتری برخورداریم.

بخشی از مشکلاتی مربوط به حس بازنده بودن شاید به خاطر تجربه طلاق والدین باشد یا از داشتن مریضی « کمبود توجه» در رنج بودیم. و یا به دلیل بدهکاری و موقعیت مالی بد ، این حس در ما تقویت شده است یا شاید به خاطر اینکه نتوانستیم تحصیلات مان را ادامه دهیم. به هر صورت، از وقتی که این شیوه دیدن خودمان، این حس بازنده بودن، ملکه ذهن ما شد از آن به بعد در هر موقعیت جدید، طوری رفتار می کنیم که تصور مان از بازنده بودن عملی شود.

کارهای مان را عقب می اندازیم تا نتوانیم به موقع به پایان برسانیم. در کارها، آنقدر دقت و وسواس به خرج می دهیم تا به بهانه کامل نبودن، انجام نشود. آنقدر نامطمئن و مردد با همکاران و مشتری ها برخورد می کنیم تا اعتمادشان از ما سلب شود. اگر لازم باشد با بی حوصلگی و بی احتیاطی، کارها را ناقص تحویل می دهیم. خلاصه اینکه هرکاری می کنیم تا بازنده بودن خودمان را ثابت کنیم.

این عادت و باوری که نسبت به خود داریم می تواند از یک راه ساده ما را از دایره همیشه  بازنده بودن نجات دهد. کافی است به خودمان بقبولانیم که هر مسئولیت و فرصت جدید، می تواند یک شروع جدید و احتمالا یک موفقیت باشد. به این بیندیشیم که همه شکست ها و اشتباهات قبلیرا، تجربه های ناموفق بنامیم. تجربه هایکه می توانند برای موقعیت و فرصت جدید به کار برده شوند.

افسوس خوردن

احساس پشیمانی، یک موقعیت ذهنی است که خصیصه اصلی اش مقصر دانستن خودمان، برای اتفاقات ناگوار است.احساس غمگینی که مدام در حال نکوهش رفتار و  تصمیم های است که گرفتیم. نوعی درجا زدن در  خطاهای گذشته … البته در حالت طبیعی، انتقاد از اعمال قبلی، به ما امکان می دهد که با دقت بیشتری تصمیم بگیریم.

پشیمانی و نکوهش گذشته در مواردی مثل اعتیادهای که آدم ها در زندگی دچارش می شوند می تواند انگیزه بخش ترک اعتیاد شود. ولی اگر این مسیر نکوهش خود و بازگشت به اعتیاد تکرار شود. اینگونه افراد اگر شانس تغییر شرایط یا فرصت ترک شان، به اندازه کافی نباشد به خاطر تکرار ندامت و بازگشت به اعتیاد، به یک بن بست مزمن از نکوهش و بی حرمتی به توانای خویش می رسند.

اگر به تغییر موقعیت روحی و دوری از احساس بازنده بودن فکر می کنید شاید بهتر است همه توجه تان را به زمان کنونی  مصروف کنید. به روش های تسکین و آرامش ذهن و تمرکز  روحی بها دهید. باید مقدم بر همه چیز، به یک راحتی و خجستگی در ذهن خود برسید. به خودتان احترام بگذارید و فرق بین مطلوم و مقهور شرایط بودن را با تلاش های واقعی که داشتید و نشان دادید که از یک شخصیت دوست داشتنی برخوردارید متمایز کنید. احساس شکست و بازنده بودن یک عادت ناخواسته و غیر واقعی است. سعی کنید این حقیقت را در جان و دل  خود بکارید.

مردم داری به هر قیمت  

افرادی که همه رفتارها و تصمیمات شان برای خوشایند دیگران است خوب است متوجه باشند که تلاش شان، در درجه اول شاید برای این است که می خواهید مورد پسند همگان باشند. در این مسیر، خیلی ها حاضرند انتخای و تصمیم و سلیقه دیگران را بر  خواسته های خود مقدم بشمارند.

بسیاری از این نوع افراد شاید والدین خودخواهی داشته اند و یاد گرفته اند که تمرکز اعمال شان را بر روی جلب رضایت و خشنودی آنها بگذارند. تحقیقات نشان داده است کودکان در تشخیصِ حالت چهره های خشمگین و تهدیدکننده توجه بیشتر دارند. کودکانی که در محیط اذیت کننده بزرگ شده اند و تشویش مداوم برای تاراحت نساختن والدین، آنها را همواره ترغیب کرده است هر کاری بکنند تا چهره غضب الود والدین را از خود دور کنند.

برای همین، کودکان فوق در بزرگسالی، حاضر به هر تعدیل و توافقی هستند تا افراد دور و برشان، ناراحت نشوند. احساس« خواستنی نبودن» تجربه زننده ای برای همه افراد است. شاید بخشی ازعادتِ مردم داری به هر قیمت، ناشی از حساسیت بیش از حد افراد در «نه» شنیدن و مورد قبول دیگران نبودن است.

احساس همدلی و دلسوزی با مردم داری به هر قیمت فرق می کند. فقط به خاطر اینکه می دانید بعضی ها زندگی خوشایندی ندارند دلیل نمی شود که شما مسئول حل مشکلات شان به هرقیمیتی باشید. هیچ بایدی بر دوش و وجدان شما قرار نگرفته است. افرادی که همه قوای روحی و جسمی و حتی مالی شان را صرف دیگران می کنند به طور طبیعی، انرژی برای خودشان نخواهد داشت.

شما حق انتخاب دارید و خیلی مهم است که قدرت همدلی و جلب رضایتمندی تان را اصلی و فرعی کنید. بهتر است بخشی از وجودتان را برای کمک به دیگران هدیه دهید و برای شخصیت و هویت و نیازهای خودتان تقدم قائل شوید.

یاد بگیرید تحمل درد و رنج و حتی اذیت های کوچک و یا حتی ناخواستنی بودن را در خودتان پرورش دهید. بهترین کمک در این مرحله، دور شدن از افراد « سرویس گیرنده» و  همیشه طلبکار است.

قسمت اول

 

The 6 Mental Health Habits That Kill Your Confidence

https://www.psychologytoday.com/blog/the-mindful-self-express/201509/the-6-mental-health-habits-kill-your-confidence

Fischer, K. W., Shaver, P. R., & Carnochan, P. (1990). How emotions develop and how they organise development. Cognition And Emotion, 4, 81-127.

Pollak, S. D., & Tolley-Schell, S. A. (2003). Selective attention to facial emotion in physically abused children. Journal of Abnormal Psychology, 112, 323–۳۳۸٫

Flett, G. L, Hewitt, P. L, Heisel, M. J. (2014). The destructiveness of perfectionism revisited: Implications for the assessment of suicide risk and the prevention of suicide. Review of General Psychology, 18, 156-172.

Collins, R. L. For Better or Worse: The Impact of Upward Social Comparison on Self-Evaluations. Psychological Bulletin 119 (1995).

 

More from ترجمه‌ی محمد رادفر

خانواده مدرن به سبک انگلیسی

نتیجه یک نظرسنجی که با هزینه کمپانی توشیبا از 2 هزار خانواده...
بیشتر بخوان
  • Mohammad Reza Qasemi

    واقعا عالی بود ….
    منتظر قسمت بعدم