لیلا حاتمی در یک فیلم خوبِ مذهبی

لیلا حاتمی در فیلم سر به مهر
لیلا حاتمی در فیلم سر به مهر

قصه ها معمولا یک نوع درگیری را حکایت می کنند. به همین دلیل هر قصه بهتر است تکلیف خودش را با سه نوع کشمکش روشن کند. بعضی قصه ها جدال بین  انسان ها را نشان می دهند. بخشی دیگر، تقلای انسان برای زنده ماندن در برابر حیوانات و حوادث هستند که به کشمکش انسان با طبیعت معروف است. آخرین نوع درگیری در داستان ها، گفتگوی روحی و روانی یک انسان با خودش است که از آن تحت عنوانِ کشمکش درونی یاد می کنند.

داستان فیلم « سر به مهر» کشمکش درونیِ شخصیت اصلی فیلم  ( با بازی لیلا حاتمی) را به تصویر می کشد. دختری تنها که قبلا هیچ انگیزه مذهبی نداشته است به خاطر شرایط هر لحظه تلخ تر شونده زندگی اش، به خدا و عبادت پناه می برد.

در جوامع معاصر، معمولا مذهب به عنوان یک شیوه زندگی، به طور رسمی توسط دولت ها تبلیغ نمی شوند برای همین، پناه بردن قهرمان یک قصه یا فیلم به مذهب  و عبادت به عنوان عامل اصلی یک کشمکش درونی، زیاد غیرعادی جلوه نمی کند. اما قصه فیلم « سر به مهر» به این دلیل جذاب و متفاوت است چون در سرزمینی اتفاق می افتد که مذهب به شکل یک حکم دولتی بر جامعه تحمیل شده است.

این قصه سینمایی بعد از مدتها، ایمان خصوصی یک شخصیت را به تصویر می کشد. مذهب در این فیلم، تحمیلی و وسیله تبلیغ یا کنترل مردم نیست. اعتقاد بسیار خصوصی دختری است که با وجود مشکلات زیاد می خواهد عبادتش پاک و صادقانه باشد. این فیلم، معرفی نوعی از مذهب شخصی است که مدتهاست در جامعه ما نادیده گرفته شده است.

احترام و توجه به عبادت که آرامش مورد نیاز قهرمان اصلی فیلم را بر آورده می کند الگوی جدیدی از احساس مذهبی است که به خاطر ندانم کاری های دولت مذهبی، کمرنگ شده است.

تناقض اصلی که فیلم « سر به مهر» نشان می دهد این است که قهرمان فیلم در سرزمینی زندگی می کند که رسماً مذهبی است ولی در عمل، ساده ترین عمل مذهبی یعنی عبادت و نیایش شخصی، در آن با خجالت و شرمساری صورت می گیرد..

نمایش کامل فیلم

سر به مهر در ویکیپیدیا

More from ونداد زمانی

چه بر سر سینما می آید؟

نزدیک به 10 سال است که من و همسرم از مشتریان ثابت...
بیشتر بخوان
  • venous

    انتقادم رو به فیلم نمی نویسم چون اینقدر ضعیف بود که حتی با بازیگری مشهور و صاحب نام کارگردان نتونست به خوبی به خورد مخاطب بدش و یک بازی ضعیف از این بازیگر و سایرین گرفت هرچند بخش عمده این ضعف همون فیلن نامه سفاریشش بود.

    همون فیلمنام با موضعی تکراری و تهوع اوری تحمیل کرد مذهب که نداشتن باعث بدبختی میشه و به محض اینکه دقت کنید درست به محض اینکه مذهبی بشید تمام مشکلاتتون حل میشه. قصد من نقد هیچ کدوم از این دو نیست چون متخصصین این حرفه زیادن و می تون نقد صادقانه تر و حرفه ای تری ارائه بدن.

    من می خوام به عنوان زنی که روزگاری بخشی از جامعه واجتماع بیمار ایران بود به دختران و زنان اون سرزمین که نوشته رو می خونن بگم : رهای از مشکلات بهتر بگم رهای بدبختی های جامعه انسانیت ستیز و بخصوص زن ستیز مذهبی ایران برای شما ایجاد کرده با آویزون شدن به مذهبی خاصی،مردی خاص، حل نمی شه.

    اگر بخوایم مشکلات نقش اول این فیلم که نشان دهنده جمعیت بزرگی از دختران ایران هست با مشکلات زنان و دختران در سرزمین های دیگه دست به ریسک ها و خطرهای بزرگی برای نجات زندگی خودشون و اطرافیانشون زدن مقایسه کنید پوچی مطلق این طیف جامعه رو می بینید.

    ای کاش داستان این میشد که قهرمان فیلم به جای پیروی کاملا احساسی از یک
    مذهب برای حل مشکلاتش به خود شناسی و پیدا کردن توانمندی هاش رو می اورد و
    می شد قهرمان داستان نه پیروی از مذهبی که اون به شوهر کردن برسونه .در
    حالی که هیچ شناختی از مسولیتی که داره قبول می کنه نداره و هیچ علاقه ای
    خاص هم به مرد و یا فرزند اون نشون نمی ده.

    این دست داستان ها نمی تونه آموزش خوبی برای رهای باشه.کسی که حتی خودش رو درست نمی شناسه و فقط با خودن نماز می خواد مثلا مشکل بی شوهری ایش رو حل کنه آیا واقعا مشکلش حل میشه.یا اینکه چند ماه بعد یک وبلاگ می زنه مشکلات من زن بابا یا مشکلات من و شوهر بی عاطفه ام و شمشیرش رو اینبار به روی جمعیت بزرگ مردان جامعه بیرون میکشه و مظلوم نمایی می کنه که بهش ظلم شده.

    درد آوره که هنوز توی ایران نگاه به مشکلات زنان از این زاویه بسته صورت می گیره و هنوز حلال مشکلات رو یک مرد می دونن و همزمان مرد رو عامل مشکلاتشون.

  • Sami

    فیلم متوسطی بود اما مسئله نماز خوندن رو خیلی بزرگ کرده بود. واقعا اون کارها لازم نبود.مثلا رفتن به فرودگاه.قابل باور نبود. اما بنظر من چیزی کهداستان بیشترقصد نشون دادنش رو داشت مسئله ازدواج یه دختر مجرد یا به اصطلاح دوشیزه با مردی که جدا شده و یه بچه داره بود. اونقدر طبیعی به این قضیه پرداخته بود که انگار یه مسئله عادیه.در حالی که نیست. بچه که کلا در حاشیه بود.و خانواده ها مخصوصا خانواده دختر با قضیه اوکی بودن.اصلا باور پذیر نبود. اما تلاش خوبی برای جا انداختن این قضیه بود.

  • پارسا

    واقعا واسه سایت “مرد روز”افسوس میخورم که که این فلیم سراسر پروپاگاندای مذهبی را خو ب!!!! میداند.آیا میدانید همین محمد بن عبدالله با چه دوز وکلکی(سفر به عرش الله اش آن هم با خر!!) وبا تقلید ازآیین زردشتی این عبادت مسخره را به امتش غالب کرد تا فرمان بردا بی چون چرای خودش والله اش باشند؟من هنوزم درشگفتم که نویسنده این مقاله اینقدر راجع به دین شیک می اندیشد!!!بلغور کردن واژه های تازی بی ارزش چه آرامشی برای آدمی می آورد؟بدبختی برخی از آدمهای غیر مذهبی مانند نویسنده مقاله اینه که قبلا مسلمان نبوده اند واین دین چرند را با پوست گوشت خود لمس نکرده اند.من در این سایت مقالات دانشی بسیاری در ارتباطات میان زن ومرد و…خوانده بودم که کاملا بر پایه دانش نوین بشربوده وحالا این مقاله مزخرف!خواهشمند است که آگاهیتان را از این دین ضد انسانی بیشتر کنید تا دیگر اینقدر درباره اش شیک!؟ نیدیشید.البته اگر قصد “تحمیق افکا رهمگانی”را نداشته باشید!!!

    • marderooz

      پارسای عزیز
      نظر شما محترم است ولی ما متاسفانه کلماتی که توهین در ان بود را از کامنت شما برداشتیم. لطف کنید به احترام خودتان و دیگران مهربانتر و دلبازتر باشید. ممنون

  • محمد

    من این فیلو رو تو سینما دیدم. به نظر من یکی از بد ترین فیلم هایی بود که تا حالا دیده بودم.
    دقیقا بعد از فیلم متاسف وقتی شدم که واسش صرف کردم. یعنی اگه تو خیابون قدم زده بودم خیلی خیلی بهتر بود.
    حیف خانم حاتمی که تو همچین فیلم بیخودی بازه کرده

  • رها

    فقط و فقط به خاطر لیلا حاتمی رفتم سینما و این فیلم رو دیدم و تنها چیزی که عایدم شد این تجربه بود که حتی بزرگان هم کارهای کوچیک و ضعیف می کننند!
    واقعا فیلم تهی، بی بنیان و ضعیفی بود. ایرادهای فیلم نامه اش به قدری بود که دیگه از یک جایی ترجیح می دادی احساس کنی فیلم فی البداهه ساخته شده.
    این تفسیری هم که شما ازش ارائه دادید نکته ی بسیار مهمی هست اما متاسفانه اصلا و ابدا به این فیلم نمی چسبد. فیلم ضعیف تر از آن است که چنین نگاهی پشتش باشد

  • پارسا

    من در پاسخ ناظر باید بگویم که شما تنها افسوس مرا دو چندان کردید وای کاش بجای سانسور نوشته ی من یا بهتر بگویم پنهان کردن راستیها!(به سبک رژیم اسلامی حاکم بر ایران)به دیدگاه سایر خوانندگان خود نیز ارج مینهادید چرا که آنان هم دیدگاه مثبتی در باره ی مقاله ی سایت نداشتند ودست کم همین جناب “زمانی” یک پوزشی از خوانندگان برای این نوشتار بی سرو ته شان میکردنند!شما بهتر است با خوانند گان خود مهربانتر باشید تا این که به ناحق دیگران را به بردباری(بخوانید لال مونی گرفتن)تشویق کنید…خب اما من در بار ه ی محمد ودینش هم با سند و مدرک سخن راندم یکیش تو قرآن محمد اومده.(اسرا 1)و داستان کامل سفر(البته رویاییه)محمد با یراق رو بزرگان دین اسلان هم تایید کردن!(شیخ صدوق-مجلسی-قرطبی وطبری) کجای این سخنان من برای شما درد آور بود که این چنین نا جوانمردانه دست به سانسور آن زدیدید؟آیا این کم آگاهی شما را آشکار نمیسازد؟آیاشما به افراد مذهب زده باج میدهید تا یه وقت از خوانندگان سایتتان کم نشود؟انصافا این گونه کار ها با با اهداف وبگاهتان(که این همه نوشتار های سودمند دارد) در دوگانگی نیست ؟ من این سایت را دوست دارم چون به من چیز های بسیاری در باره ی انسانیت وپیوند های آن وآن هم با روش های پژوهشگرانه که با دین وخرافات آن هم ساز گار نیست آموخت.اکنون من از شما میپرسم که این کجا و آن کجا؟پیروز باشید.چشم به راه پاسخ تان هستم….