یافتن نیمه گمشده خیلی سخت است

soulmate

در مقاله قبلی « مردان و زنان ایرانی نمی دانند چه می خواهند» به بخشی از مشکلات که ناخواسته باعث کاهش حس اعتماد بین زنان و مردان جوان ایرانی شده اشاره کردم. در ادامه می خواهم به لحظاتی که یک ندای درونی بعد از اشنایی اولیه در وجودتان ایجاد می شود بگویم. یادتان نرود که همیشه یافتن نیمه گمشده خیلی سخت بوده است. برای همین در حین آشنایی اولیه، به تردید و دودلی هایی که دارید اهمیت دهید.   

با یک نفر آشنا شدید که تقریبا همه خصوصیاتی که دنبالش می گشتید را در خود دارند. با شما محترمانه رفتار می کنند. مستقل و حتی متکی به خود هستند. سالم و حتی جذاب هم هستند ولی اینجا و آنجا حرکاتی از آنها نسبت به دیگران سر می زند که زنگ خطر را به صدا در می آورد.

مثلا با خدمه رستوران یا با راننده مسافرک یا کارمندان فروشگاه ها توهین امیز رفتار می کنند. کم کم رفتارشان با دوستان دیگرشان را مهربانانه نمی یابید. حتی اعضای خانواده خودشان نیز از تندخویی و  بی احترامی شان در امان نیست. صرف اینکه اکنون با شما خوب هستند نباید فریب تان بدهد. از این نوع آدمها پرهیز کنید چون دیر یا زود رفتار مشابه با شما هم خواهند داشت.

حتما برای بعضی از شما اتفاق افتاده است که بعد از ملاقات و آشنایی با فردی که هیچ کمبود و مشکلی نداشت و خودتان احساس می کردید که هر لحظه بیشتر قانع می شوید که او همان نیمه گمشده تان است.  ولی درست سر بزنگاه یک نهیب درونی به شما گفته است نه، این همانی نیست که آرزویش را داشتم.

شاید او زیاد هم بد نبوده  است و بی شک زندگی ناگواری هم با او نمی داشتید ولی رابطه را به هم زدید. شاید برای خیلی از شما که فرار را برقرار ترجیح دادید ریسک اینکه نتوانید نیمه دیگر واقعی تان را پیدا کنید وجود دارد. ولی تاثیر جسارتی که به خرج دادید تا آخرعمر با شما خواهد بود.

اما یادتان باشد حس احترام و قدرت تشخیصی که نشان دادید نتیجه تربیت خانوادگی٬ تحصیلات و تجربه زندگی و غریزه یادگار از اجدادتان بوده است. واکنشی که شاید برای بعضی از شما تبدیل به یک انرژی وجودی شده است که شما را شخص جذاب تری کرده است. چه بسا که این قابلیت پنهان شده در رفتار معمولی تان٬ باعث یافتن تان، توسط نیمه دیگری که حق شما است خواهد گشت.

Image Source

Have You Hugged Your Soul Mate Today?

 

Written By
More from Marzieh.H

یافتن نیمه گمشده خیلی سخت است

در مقاله قبلی « مردان و زنان ایرانی نمی دانند چه می...
بیشتر بخوان
  • فرهاد

    مورد آخر را کاملا داشته ام و هیچوقت هم از تصمیمم پشیمان نشدم. یه حس درونی بود.

  • yaroo

    هم از آقایون و هم از خانوما دعوت میکنم این نوشته‌ رو که به طرز عجیبی حرف دل منو میزنه توی این لینک بخونن: http://www.dalvandi.ir/blog/?p=816

    واقعن انگار توقع زن‌های ایرانی اینه که یه مرد همه چیز رو براشون آماده کنه و اونا شیرجه بزنن توش…

  • یک رضای دیگه

    بین مقدمه و شرح این مقاله تضاد جدی وجود داره. وقتی مقدمه مقاله خونده میشه این برداشت پیش میاد که نویسنده قصد داره با پرداختن به برخی از تجربیات شخصی و یا گروهی راه کارهایی رو اراءه بده تا کسانی که در یافتن به اصطلاح نیمه گمشده خودشون هنوز موفق نبودن با نگرش جدید به موفقیت نزدیک بشن. اما انگار نویسنده دامی رو پهن کرده تا خواننده به خوندن ادامه بده و طبق یک عادت قدیمی که از مطالب سایت شما هم سراغ داریم پتک نویسنده از آستینش بیرون میاد تا محکم در فرق سر کسانی کوبیده بشه که تا بحال نه شنیده اند و به تحسین کسانی بپردازه که تا بحال رد کرده اند. بنده عرضم با خانوم نویسنده هست و میخوام مستقیما به ایشون بگم لطفا زیاد تند نرید پیاده بشید تا با هم بریم. اول اینکه کسی به نام نیمه گم شده وجود خارجی نداره. ما آدم ها بسته به محل زندگیمون نوع تربیتمون شرایط فرهنگی و اقتصادی و تحصیلیمون و خیلی از موارد دیگه در مراحلی از زندگی به وجود یک همراه نیاز مندیم. ما موجوداتی اجتماعی هستیم. اما هیچ دلیلی نداره که کسی که امروز اسم نیمه گمشده رو روی اون میذاریم در فرداهای زندگی ما هم بتونه نقشی برابر داشته باشه. چه بسا کسانی که در سال های اول کاملا خودشون رو مناسب هم میدیدند در سال های دور به این نتیجه رسیدند که دیگه نمیتونن با هم ادامه بدن. دو قسمت بعدی متن که اظهر من الشمس است و کسی که اون موارد رو نادیده بگیره باید قبل از ورود به رابطه جدی مدت زیادی رو به خود سازی خودش بپردازه. اما مقصود اصلی نویسنده گویا آخرین بخش این نوشته هست و طبق معمول آن جواب ردی که داده اید…. نمیدونم فقط من این حسو دارم یا بقیه دوستان هم همین حسو دارن چون معمولا خانوم ها هستن که جواب رد میدن. خانوم نویسنده شما رو به مقدسات عالم قسم میدم برای یک بار هم که شده موقع نوشتن متن های این چنینی از جلسات فمنیستی با دوستان دیگتون بیرون بیاید. به مردها نگاه واقعا برابر داشته باشید. نه در این روزگار نه در هیچ زمانی هماهنگی صد در صد وجود نداشته. اینکه شما یک نفر رو بر اساس یک نهیب ناگهانی رد میکنید. علیرغم اینکه اون آدم فرد موجهی بوده نه تنها نشانه تربیت خانوادگی عزت نفس و …. شما نیست بلکه نشان دهنده این هست که یک فرد چقدر میتونه تابع احساسات خودش باشه و از مدار عقل و منطق در یک لحظه خارج بشه و فرصت رو از خودش دریغ کنه. این نوع رفتار اتفاقا در دراز مدت پدر اون فرد رو در خواهد آورد چرا که همیشه به دنبال گمشده ای میگرده که وجود نداره و اظطراب و بی قراری به بخشی از وجودش تبدیل میشه. نمونه های زیادی اطراف ما وجود دارند فقط چشمان بینا و گوشهای شنوا برای یافتن اونها لازمه. عزت زیاد

    • یک رضای دیگه

      راستی نمیدونم چرا ناگهان یاد این ترانه افتادم که میگه: سنگ میخوره تو دنیا با اون دلی که سنگه … غصه نخور عزیزم که زندگی قشنگه

    • ماریا

      من با شما کاملا موافقم علی رغم اینکه همجنس این نویسنده هستم .واقعیت اینه که بعضی رفتارها را باید ترسید و ناشی از وسواس روحی و ذهنی دانست .این که هر موردی را عقل و منطقت قبول کنه .زیبایی ظاهری و باطنی بنا برتعریف هر شخص داشنه باشه در کل تمامی معیارات را داشته باشه و جواب رد بدی .یا اینکه دل جای دیگه است و خود شخص نمی خواد باور کنه یا این شخص وسواس پیدا کرده و متوجه بیماریش نیست .یا انتظار عشق در نگاه اول را داره .حس میکنم این متن به منظور تسلی خاطر دخترای وسواسی یا کوبوندن اقایون نوشته شده …….

      • marderooz

        ماریای عزیز یافتن مرض در نوشته ها و نظرات بخشی از تدابیر سانسورکننده هاست. نظرها و انتقادات و دیدگاه ها ممکن است نارسا٬ ضعیف و حتی اشتباه باشند ولی به دنبال نیات و خصلت های بد گشتن در آنها صمیمی و دلباز نیست.

        مرسی

    • marderooz

      یک رضای دیگه عزیز ممنون از انتقاد و تذکرات و نگرانی هایی که داری. فقط امیدواریم با این ذهن انتقادی منسجمی که داری از فضای نقشه های از پیش تعیین شده و نیات بد و ضد زن بودن و یا ضد مرد بودن تلاش های ما فاصله بگیری. ما بی شک در حین عمل و به خاطر نوع نگاه ها و نویسنده هایی که معرفی می کنیم از قرار و مدار اصولی و کاملا برابر گاهی به ناگزیر عبور می کنیم. ولی نیتی در این کار نیست. طبیعت این نوع کار ایجاب می کند. مرسی و سایه انتقاد شما بر سر مجله همیشه برقرار

      • یک رضای دیگه

        نمیدونم چرا این ناگزیر شما یک بار هم در مورد آقایون نسبت به زنان اتفاق نیفتاده. چقدر ما باید خوشبین باشیم آخه؟ غالب نویسندگان سایت شما زنان مجردی هستند که اندیشه ها ضد مرد اونها رو بارها و بارها خوندیم. آیا این خانوم ها با خودشون تا بحال حتی یک بار فکر کردند که با این عکس العمل ها و رفتارها چه بلایی یر سر اعتماد به نفس و غرور یک مرد میارن؟

    • سامر

      به مراتب از خود متن آموزنده تر بود!!

  • نازنین

    در مورد نوشته دالوندی : ممنون کخ حرف دل خیلی از آقایان دنیای امروز را با شجاعت زدید. راستش من به عنوان خانم به خصوص در غرب مردان زیادی را دیدم که دغدغه این را دارند که مبادا داشته هایشان با شریک زندگیشان آینده شان تقسیم شود اما اعتراف به آن نمی کنند (شاید چون می ترسند به بخل متهم شوند) به هر حال تصمیم به تنهایی میگیرند و این ریسک گریزی آنهارا تبدیل به نگهبان اموال بی وارث می کند. این تصمیم مانند کسی است که از ترس تصادف از خانه بیرون نمی رود.

  • pooya

    من نمی دونم ما مردان ایرانی چرا همه چیز را زود فراموش می کنیم شما می تونید رفتار خیلی از زنان کشور های دیگه رو بررسی کنید هیچ کجا مثل ایران همه چیز برای خانومها نیست البته این داستان به خاطر شرایط بد جاوعست که از ترس اینکه حقشون ضایع نشه چند برابر بیشتر از حقشون رو میگیرن تو همه چیز جالبه امثال همین خانوم نویسنده که حتما روزی ۱۰۰ بار ازدواج رو انکار مبکنه وقتی یه مورد اکازیون براش پیش بیاد تمام نکات این هجویاتشون رو فراموش می کنن و به سوت عشقشون حرکت می کنند جالبه این خانومایی که خودشون را با بقیه زنان کشور های دیگه مقایسه می کنن اخه یکی نیست بپرسه شما چیتون مثل زنان کشور های دیگست… اخلاقتون فعالیت روزانتون بر خورد ها و توقعاتتون شما تو یه کشور جهان سومی تومالزی هم برید می فهمید که میزان فعالیت و مشارکت زنان کشور ما کاملا منفیه واقعا دیدن این چیز ها ناراحت کنندست کاش به جای به وجود اوردن توقعات بیجا و ایجاد مرز دور خودتون یکم رفتارتون رو عوض کنید….

    • میم

      مرسی از سایت خوبی که معرفی کردید جناب yaroo.
      اما اولا که این آقا در ایران زندگی نمی‌کنند. پس حتی تعمیم دادنش به زنهای ایرانی هم بی معناست چه برسه به جایگزینی!
      دوما شما که در مورد مشارکت اقتصادی زنها صحبت میکنید، احتمالا تصورتون از زن مادر یا مادربزرگتونه. میزان تحصیلات زنها در ایران با اختلاف چشمگیری از مردها بالاتر رفته. میزان اشتغالشون هم همینطور. ابتدایی‌ترین مثالی که میتونم براتون بزنم مراجعه به صفحه کاریابی روزنامه هاست و تعداد و جنسیت مشاغل مورد نیاز. به حدی رسیده که دولت کارگروه میزنه برای کاهش جذب بانوان و افزایش استخدام آقایون.
      چرا شما فکر میکنید مردم کشورهای دیگه پیرو افراطی مارکس یا مشتی احمق هستند؟ همه جای دنیا زنان خانه‌دار وجود دارند کسی هم بهشون توهین نمیکنه.
      نقض حقوق زنها در ایران آشکاره. در حدی که کل دنیا دلشون میسوزه. زن ایرانی از حقوق اولیه مثل پوشش و ملاقات فرزند در صورت جدایی محرومه. اما از اون دردناکتر نحوه تفکر امثال شماست که متاسفانه رواج هم داره.
      “این خانم” هم ازدواج رو انکار نکردن. شاید حتی متاهل باشند. شما از کجا میدونید؟! اصولا مگر کسی دیوانه است که مورد “اکازیون” رو رد کنه؟ اما باید دید تعریف هرکسی از اکازیون چیه. اما یه چیز رو با قطعیت بهتون میگم برای زنی با تحصیلات عالی و شغل خوب، مردی با طرز تفکر شما(بر اساس برداشت من از این چند خط) به هیچ وجه مناسب یا حد در خور تفکر محسوب نمیشه.

  • امير

    من هم همين جسارت و داشتم و به نداي درونيم گوش دادم و اصلا هم پشيمون نيستم. صحبت يك عمر زندگيه شوهي نيست!