ترس مردان از همجنسگرایان

 

Homosexuals-2

قبل از آنکه به یکی از دلائل علمی در باره ترس مردان نسبت همجنسگرایان بپردازم شاید بد نباشد از یکی از تجربیات شخصی ام در این زمینه حرف بزنم. در یک شب سرد زمستانیِ تورونتو، من و همسرم به دعوت دو دوست گی کانادایی به یک بار شلوغ در منطقه همجنسگرایان شهر رفتیم. هنوز دقائقی نگذشته بود که من و دو دوست همراه ما جردن و بیل در پیست رقص که جا برای سوزن انداختن نداشت در حال رقصیدن بودیم ( البته در مورد من فقط حرکات نامنظم پا و دست بود تا رقص) …

در حین رقص بدونِ اغراق در حال غبطه خوردن برای زنان و دختران شهر بودم و اینکه چطور بخش بسیار زیادی از مردان خوش هیکل و واقعاً خوشتیپ شهر از دسترس آنها خارج شده اند. در همان حین متوجه شدم که تقریبا 10 مرد در فاصله ایی نزدیک با من در حال هنرنمایی رقص شان هستند. نگاهی به گوشه سالن و همسر تنهای خودم که مشغول نوشیدن شرابش بود باعث شد تا از پیست رقص فاصله بگیرم. دوستان مان وقتی به سر میز برگشتند با خنده گفتند دور شدن من از پیست رقص، خیلی ها را مغموم کرده بود.

با خنده آنها و حتی همسرم، ناچار شدم بخندم ولی به یکباره وحشتی ناخواسته و قدیمی همه وجودم را فرا گرفت. نوعی چندش که قبلا در رفتار ناشی از تنها بودن تصادفی یک زن با من در آسانسور می توانستم  در آنها تشخیص دهم. یا نگاه و حالت شک دار و نگران زنانی که در پیاده روی شبانه، جلوتر از من قدم می زدند. نوعی ترس و عدم اعتماد که هر چه بیشتر در باره اش فکر می کردم زننده تر به نظر می رسید.

بی شک دلائل بسیار زیادی برای واکنش ها و ترس های خواسته یا ناخواسته مردان نسبت به گی ها وجود دارد ولی تحقیقات جدید ثابت کرده است که « ما مردان از گی ها می ترسیم چون به طور ناخوداگاه این فکر به ذهن ما خطور می کند که در معرض علاقه جنسی آنها قرار داریم و خلاصه اینکه آنها ممکن است به ما نظر داشته باشند.»

دو پروفسور روانشناسی از دانشگاه ویسکونسن و آریزونا (Angela G. Pirlott & Steven L. Neuberg ) برای اثبات پیشدواری ها، تعصب های جنسی و از جمله آنها  ترس مردان از همجنسگرایان از 533 دانشجوی شرکت کننده در سنجش خواستند که به دو سئوال پاسخ دهند. اول اینکه چه نوع هویت جنسی دارند؟ و دوم اینکه با چه نسبتی فکر می کنند که گی ها، لزبین ها و دو جنسی ها تمایل به رابطه جنسی با آنها دارند.

نتایج سنجش، بازگو کننده همان احساس ناخوشایندی بوده است که در محوطه رقص در کنار همجنسگرایان داشتم. فکر می کردم مردان گی با نگاه خریدار! به من می نگرند در صورتی که این احساس شاید برای زنان در کنار مردان گی و یا ما مردان در کنار زنان لزبین کمتر باشد. احساسی که سرچشمه اش شاید فقط یک پیشداوری است.

 

Homophobia, Sexual Prejudice Driven By Fear Of Unwanted Sexual Advances By Gays, Lesbians: Study.

http://www.huffingtonpost.com/2013/07/09/homophobia-fear-unwanted-advances-study_n_3566556.html

More from ونداد زمانی

تیم فوتبال خوبی داشتیم ولی امان از افراطی ها

چرا به فوتبال از دریچه اصلی خودش یعنی رقابت فیزیکی٬ ابراز وجود...
بیشتر بخوان
  • نوید

    مطالب تان به طرز رقت باری سخیف و فقط برای جذب خواننده به هر قیمتی است. فهمیدن اینکه چرا یک مرد عادی باید از یک گی بترسه نیازی به تحقیق و مقاله علمی و ترجمه از منابع خارجی نداره و البته مرجع تان Huffingtonpost هم که به چاپ مطالب زرد شهره است

    • marderooz

      نوید عزیز مرسی از نظر صریح تان. فقط یک نکته شاید ذکرش مناسب باشد و ان اینکه خیلی وقت است که سلائق مردم از دوران دو قطبی سرخ و زرد ( انقلابی و ضد انقلابی – اخلاقی و ضد اخلاقی و …) عبور کرده است. حق شما است که همیشه از منابع سرخ مطلب بخوانید ولی اگر نیت شما و نگرانی شما شعور فرهنگی خودتان و مخاطبان تان است شاید بهتر است مقدمتا با احترام به سلیقه و تشخیص همان مردمی که نگران شان هستید شروع شود. احساس شبانِ یک رمه بودن شاید احساس نخبه گرایانه جالبی در شما ایجاد کند ولی در بدو امر، این شیوه از قضاوت، به توهین مردم و تبدیل شان به رمه منجر می شود. مرسی دوباره

      • اهورا

        یکی از جاذبه های مجله شما جواب های شما به خوانندگان است. واقعا داشتم فکر می کردم من جای شما بودم به این عالیجنابان سرخ چه جوابی می دادم. خیلی مرسی دارید

      • سیگنال

        ممنون از جواب زیبا. با نظر اهورا موافقم

  • سپهر

    جالب بود

  • کیان

    برام جالبه دیدگاه زنان رو نسبت به لزبیینها یا همون همجنسگراهای خودشون بدونم.

  • علی حسین

    به نظرم مقایسه ترس زنا از مردان در تنهایی با ترس مردان از گی ها خیلی احمقانست و نوعشون کاملا متفاوته ،ترس زنان از مردان در حالیه که اونا به رابطه با جنس مخالف بی میل نیستند فقط حساسیت در مورد زمان و شخص مورد نظر دارند،در حالی که این ترس در مردان به بیزاری اونها از این رابطه مربوط میشه و مطمئنا در هیچ زمان و مکان وهیچ شخصی تمایل به این رابطه ندارند و مسلما این ترس عمق بیشتری داره

    • سارا

      به نظر من مقایسه ی به جایی بود، اینجاست که مرد ها هم حس ترس از تجاوز رو تجربه می کنن. من خودم هم وقتی تو یک کلاب یه دختر همجنسگرا سمتم میاد همون ترسی رو دارم که اگه با یه مرد غریبه تنها باشم.

    • marderooz

      علی حسین عزیز زنان به دلیل مرد بودن تنها٬ به ما تمایل ندارند. این حرف شما یعنی زنان تجاوز را هم به دلیل ناهمگونی زمان و مکان٬ دوست ندارند وگرنه بی میل نیستند هر مردی با آنها سکس داشته باشد… این یک نظر منطقی و مهربان می تواند نباشد. مرسی از نظر ….

  • لیلی

    همچنین ترسی رو من هم در همسرم دیدم.چند وقت پیش در شهر استانبول به محله ای رفتیم که گویا پاتوق همجنسبازان و پر از بارها و کلابهای همجنسگراها بود.هنگام گذر از اونجا و وقتی که چند فرد همجنسگرا با ارایشهای عجیب و غریبشونم در حال رد شدن بودند مجبور شدم برای کاری کیف زنانه خودم رو به دست همسرم بدم.ولی شوهرم با حالتی سراسیمه و عصبی کیف رو به من برگردوند و گفت : تو میخواهی من جلوی این گی ها کیف زنونه دستم بگیرم ؟!! خلاصه اینکه به نظرم گی ها برای خیلی از مردان همان حکم لولو رو برای بچه ها داره.

  • ش

    سلیقه هر آدمی یه جوره. همجنسگرایی مردانه به معنای آرایش کردن و … نیست.
    بلکه به معنای ارتباط عاطفی 2 مرد هست. و پس از این هست که موارد دیگه مطرح میشه مانند سکس و …
    نباید این رو با انحراف جنسی آمیخت.
    به نظر من در میان ما دگرجنس گراها انحراف جنسی بسیار بیشتری نسبت به همجنسگراها وجود داره.

  • Amin

    عنوان مطلب و متن آنجا ها که می گویید ترس مردان از گی ها کاملا غلط است. قاعدتا باید می گفتید ترس مردان استریت (یا دگر جنس خواه)‌ از مردان گی (یا همجنس گرا). در این نوع نگارش مطلب طوری حرف می زنید انگار که گی ها مرد نیستید، به نظر می رسد ورودتان به کلاب گی ها هم نتوانسته به اندازه کافی آموزنده باشد.

    • امیر

      مرد نیستند . نر هستند.

    • marderooz

      مین عزیز این وع موضوعات و دایره لغات محدود و مرددی که برای شان وجود دارد معمولا بعضی خطوط و اصول را مغشوش تر هم می کنند. مرسی از تصحیحات و انتقاد. دقت بیشتری می کنیم.

  • davoud

    به نظر من مقایسه ی به جایی بود…

  • بابک

    بر اساس حق آزادی که برای نوع بشر در نظر داریم ، شاید یک عده ای بخواهند مثلا مواد غذائی مورد نیاز بدنشان را از ماتحت خود وارد سیستم گوارش خویش نمایند . من منکر این آزادی نیستم اما در مقابل این حق را نیز برای خودم قائلم که از چنین مواردی حالم بهم بخورد ، چندشم بشود ، بترسم و خود را از چنین بشر هائی دور نگه دارم . حال اینکه چگونه این تمایلات ماوراء الطبیعه باعث بشود در انتخابات رای بیشتری آورد از توان درک مغز ناقس من خارجه .

    • marderooz

      انسانها به جز اعضای تناسلی٬ بخش های گوناگون و متوع تری در بدن شان وجود دارد که از سکس لذت ببرند. مثال شما منطقی و عادلانه نبود. مرسی از توجه

  • یک خواننده از راه دور

    مطلب جالبی بود، البته شخصا مطمئن نیستم که یک مرد اگر”مرد” باشه، خیالیش باشه از اینکه بقیه به چشمی نگاهش کنند یا نه، اما خوب لابد یک تعداد متنابهی از مردان که به خصوص در آن نظرسنجی خاص شرکت کردند خیلی به توانمندی خودشون از دفاع از خود اطمینان نداشتند، یا ترسیدند نکنه خوششون بیاد یک وقت از مسائل بعدی!
    اما به شخصه تجربه ام رو میگم، من دوست گی داشتم ام و به نظرم یکی از آدم های بسیار امن بوده که باهاش برخورد کردم، اما به نظر من انسان ناخواسته از هر چیز متفاوتی که بهش عادت نداره سعی می کنه فاصله بگیره خودآگاه یا ناخودآگاه. گی ها و لزبین ها اکثریت جامع انسانی رو ندارند، به همین دلیل “یک جوری” هستند برای استریت ها، من تجربه ی خودم رو میگم. شخصا اگر ببینم یک زن و مرد هم رو می بوسند کاملا اکی هست برام، همونطور که من و همسرم اینجا هر وقت بخواهیم ابراز عشق می کنیم به هم، کشور آزادیست اینجا. اما متاسفانه چند باری شده که شاهد رابطه ی همین بوسه، میان گی ها بودیم، و به خصوص همسرم بیشتر از این موضوع انزجارش رو بیان می کنه و گفته زودتر از اینجا بریم؛ دارم بالا میارم، یکی دو دفعه خواستم توو دلم بگم بی خیال مگه چیه حالا! بعد وقتی خودمم یک نگاهی کردم دیدم راست می گه، آدم دلش بهم می خوره، دلیلش واقعا فکر می کنم صرفا عدم عادت ما باشه، البته لزها رو هم دیدم که هم رو می بوسند، حس خوبی نبوده آن جوری که دو زن و مرد در آن حالت؛ اما در کل، آن هم خوش آیند نیست. از دید من اشکال در نوع تربیت یک سویه ماست که با افراد کاملا در اقلیت ِ رفتاری و متفاوت خوب کنار نمی آییم. قضیه صرفا به مسائل جنسی هم مربوط نیست، دیدم کسانی رو که خیلی به دور از نُرم های اجتماعی لباس عجیب غریب می پوشند یا نوع غذا خوردنشون خیلی متفاوت است؛ کم و بیش همین حس دوری جستن به من و دیگران دست داده. از دید من اشکال از نوع تربیت هنوز سنتی جوامع است.

    • marderooz

      یک خواننده از راه دور عزیز٬ ما سپاسگزار نظرات شما در مطالب مختلفی که منتشر کردیم هستیم. ذهن دیالکتیکی و انتقادی خوبی دارید. سایه نظرات و انتقادات و پیشنهادات تان از سر مجله کم نشود. مرسی