روز آمرزش یهودیان و مسجد رفتن سکولارها

می خواهم در باره یک روز بسیار مخصوص در مذهب یهود از دید بسیار شخصی به عنوان یک ایرانی سکولار نکاتی را با شما در میان بگذارم. مخاطب این نوشته خوانندگانی هستند که به هر دلیلی احساس می کنند بین آنها و مذهب کمی فاصله افتاده است و افرادی همچون من که در مسیر زندگی و تربیت شان به یک نگاه غیرمذهبی از زندگی دست یافته اند.

225px-Gottlieb-Jews_Praying_in_the_Synagogue_on_Yom_Kippur

می گویند تنها روزی از سال که یهودیان سکولار پای شان به کنیسه می رسد روز «یام کیپور» است. روزی بسیار مقدسی که یهودیان هم روزه می گیرند، هم 5 بار نماز و دعا می خوانند، هم توبه می کنند و هم به بینوایان کمک می کنند. روزی که اجازه ندارند کفش چرمی بپوشند و عطر بزنند و حتی سکس داشته باشند. همه توجه یهودیان در این روز در درجه اول، طلب مغفرت از خدای شان است و بعد از همنوعان. روزی که امیدوارند در عمل نیز روز آمرزش شان باشد.

به خودی خود به عنوان یک تجربه رفتاری و اخلاقی، حتی اگر به گونه سمبلیک به این مراسم بنگریم، روز آمرزش، یک گفتگوی درونی برای بهتر شدن است. بخش بزرگی از این تمنای انسانی برای بهتر شدن و مهربان تر شدن در دو مذهب دیگر که در اطراف دره نیل شکل گرفته است نیز وجود دارد. مسیحیت اقرار رسمی به گناهان را مورد توجه قرار داده است و مسلمانان روزه را برای  تصفیه روحی و جسمی مهم می دانند.

yom-kippur-2013-photos-gmar-hatima-tova_1378528055

فروید در سال های آخر عمرش، نظرات مشخصی در باره مذهبی که در آن بزرگ شده است ارائه داد اما برای من به عنوان یک غیرمذهبی، نکته ایی که او در باره «هویت» یهودی بودن گفته است مهمتر بوده است. فروید به عنوان یک فرد سکولار بر روی جنبه « بلندپروازانه»ایی که از یهودیت به ارث برده است انگشت می گذارد.

فروید معتقد است هویت، فرهنگ، تربیت و البته تاریخ دربدری و بی ثباتیِ اجتماعی و اقتصادی، یک  شیوه ابراز وجود را در خودآگاه جمعی این قوم ایجاد کرده است. ابراز وجودی که همه تلاشش را ضرورتاً بر موفقیت و تهیه دستاورد متمرکز کرده است.

به تاریخ معاصر دو قرن پیش بنگریم از مارکس و فروید تا جابز و زوکربرگ تا همه افراد بین این چهار نفر ( محققین، مخترعین، وکلا، پزشکان و بازاریان یهود)، موید حقیقتی است که فروید بر آن تاکید کرده است.

این همه را به بهانه عید دوست داشتنی « یوم کیپور» که بی شک در طول تاریخ برای بسیاری از انسان های یهود تجربه مفیدی برای بهتر زیستن بوده و خواهد بود گفتم. بهانه ایی که تبدیل شد به یک یاداوری به شما، تا بگویم: « بی شک اسلام نیز لحظات عرفانی، اشراقی و مومنانه زیبا برای انسان ایرانی خلق کرده است.

54333343163137768930

ما سکولارهای ایرانی بد نیست از واکنش های احساسی و تلخِ ناشی از زیاده روی های بسیار غیر انسانی بخش بسیار محافظه کار اسلام در  سه دهه گذشته کمی فاصله بگیریم و بپذیریم که در تک تک ما، در «هویت» کنونی همه ما، بخش های مثبتِ مذهب اسلام نیز نقش داشته است.

به امید روزی که شرائط مهربان شود و ما سکولارهای ایرانی نیز حداقل سالی یک بار به مساجد برویم.

 

More from ونداد زمانی

اندیشه فروید خیلی اخلاقی است

برعکس شایعات زیادی که در باره فروید و افکارش وجود دارد نظریات...
بیشتر بخوان
  • سیفتال

    عزیز دلم شما مذهبی فروخفته‌ای نه سکولار. لطفا حرمت تعاریف رو رعایت کن و ادا و اصول رو بذار کنار و اسم سکولار رو بدنام نکن!

    • marderooz

      سیفتال عزیز نظر شما برخاسته از تجربه و احساس شماست و بسیار هم محترم. ولی شاید بد نباشد این را هم در نظر بگیرید که نظر مطرح شده در این مقاله حتی می توانست توسط یک مومن مذهبی هم نوشته شده باشد. اصل قضیه یک نگاه است و یک امید. مرسی

      • سیفتال

        جانا اگر این مقاله از سوی فردی مذهبی نوشته می‌شد که قضیه سالبه به انتفاع موضوع بود به قولی. مزیت مذهبی‌ها در این است که آدم می‎داند داستانشان و خط و ربطشان چیست. می‌داند که مذهبی هستند و به درست یا نادرست پیرو آیینی. ادا در نمی‎آورند و خودشان را سکولار نمی‌خوانند. اما امان از این «سکولاربازی»! هر طرف که باد بیاید بادبان‌ها را برافرازید. روزی به میخانه و دگر روز به مسجد و کنیسه. امید به این و امید به آن بیراهی است به ترکستان. در نهایت هم بعد از 50 60 سال زندگی دوست سکولاربازمان توبه می‎کند و سر از زهد و رهبانیت در می‎آورد. افسوس که نه آن را داشت و نه آین را.
        جان کلام اینکه اگر سکولار هستید، سرجدتان سکولار و بی‎دین بمانید، نه اینکه دچار نوستالژی آیین پدربزرگمان شویم و هر از چندگاهی دمی به خمره نزنیم. البته و صد البته، کار هر بز نیست خرمن کوفتن و هکذا سکولار بودن و ماندن!

        • marderooz

          سیفتال سکولار عزیز، باور کنید نه مذهبی ها مثل هم هستند و خط و ربط ثابت دارند و نه سکولارها… دنیای پیرامون ما، نسبی تر از این تقسیم بندی های مطلق بینانه است. از دید شما که بسیار هم منطقی و محترم است شاید نویسنده مقاله سکولار نباشد. ولی به حرمت همان چیزی که با عاطفه قوی مشغول دفاع و برج و بارو سازی از آن هستید این امکان را بدهید که نظر و سلیقه و اندیشه شما، حکم اول و اخر تشخیص سکولاریسم می تواند شاید نباشد. مرسی از توجه و پیگیری

        • نگار

          سيفتال عزيز،من كاملا با شما موافقم. آي از اين احترام و با هر ساز رقصيدن ما ايراني ها.

    • آبجی

      یاشاسین ٫ زمان فروید غیر مذهبی بودن (که متفاوت است با سکولار بودن) تابو بود و فروید مو شکافی کرد برای توجیه بعضی رفتارهای برخواسته از باورهای مذهبی افراد غیر مذهبی (که نویسنده هم اشاره میکنه هم زود در میره) ولی الان دیگه اونقد تابو نیست نتیجه اونی که الی یه بار میره کنیسه محاله مذهبی نباشه میشه کمیزنده بود ولی میشه یه نفر کمی مرده باشه٫

  • م

    فکر می کنم منظور شما ایرانیتی هست که به اسلام اضافه شد. در واقع نیاکان ما به روش خودشون تلاش کردند که اون چیزی که شما نوشتید محقق بشه. مثل تصوف. من با نوشته شما بسیار همذات پنداری دارم.

  • saeed

    ما کلا آدمهای عجیبی‌ هستیم. بعضی‌ همون به شدت هرچه بیشتر از این طرف می‌افتیم، بعضی‌ همون به شدت وحشت ناک تر از اون طرف. هممونو میگما، مذهبی‌، سکولار، ملی‌، … عدم حسابی‌ کسیه که از همهٔ اینا که مطمئنن چیزهای خوبی‌ تو هر کدومشون هست، خوبها رو ببین و چشمبند نزنه رو چشمش. قبل از انقلاب سکس تو کشور از همهٔ دنیا متجدد تر بود، حالا هم که وضع‌مون اینه.

    تو هم رفیق، دستت درد نکنه. قشنگ نوشتی‌، به قول معروف نازه قلمت 🙂

    • saeed

      ببخشید، اینقد غلط غلوت نوشتم، ایشالا که واضحه 🙂

    • marderooz

      مرسی سعید عزیز اشاره ات رسا بود. مرسی