سه مرحله اندیشیدن


تا دل مان بخواهد اطلاعات قابل دسترس در برابر ما وجود دارد ولی به همان اندازه، هر روز شاهد رفتارها و تصمیمات اشتباه در دیگران و خودمان هستیم امری که آشکارا می گوید اکثر ما آدمها اسیر سطح تفکرمان هستیم.

مرحله ۱- اعتقاد چشم بسته

همه افرادی که بدون هیچ کنجکاوی یا شک، هر آنچه که  اطرافیانشان اعتقاد دارند و در خانه به او تعلیم داده شده است را چشم بسته می پذیرند آدمهایی هستند که اجازه می دهند دیگران برای شان فکر کنند.

این نوع افراد بی سواد یا احمق نیستنند. یک وکیل مجرب که یاد می گیرد چگونه از نقاط مجهول قانون سواستفاده کند یا مرد جوانی که بدون هیچ علاقه ای یک رشته درسی را در کالج و دانشگاه می خواند که فقط یک شغل به دست آورد جزو افرادی هستند که هر آنچه در جامعه رسم است را دنبال می کنند.

مثلاً وقتی نوبت به سلامتی می رسد اکثر افراد بشر در مرحله اول اندیشیدن جای دارند. شاید باورش دشوار باشد ولی خیلی از افراد چاق و خیلی چاق عقیده دارند که «دست خودشان نیست که چاق هستند» آنها فکر می کنند که هیچ چاره ای جز چاق شدن ندارند. معتقدند که نمی توانند لاغر شوند. اگر هم دلایل و نمونه های مستند ارائه دهید می گویند «اگر هم راهی برای کم کردن وزن باشد برای من نیست. من چند بار تلاش کردم نشد».

در این شیوه از تفکر که در ذهن افراد قاب گرفته شده است کلاً، تغییر یا تصحیح نظر، درست نیست و شدیدا جلوی ورود آن را به ذهن و اراده خودشان، می گیرند.

افرادی که ذهن شان با یک عقیده گره خورده است اصلا برای شان نظر افرادی که متفاوت یا مخالف آنها می اندیشند مهم نیست. به نظر آنها، افرادی که از سنت جامعه یا والدین پیروی نمی کنند یا یک مشکل شخصیتی دارند، یا گمراه هستند.

مرحله ۲ – پذیرفتن اعتقاد جدید 

بخشی از انسانها به مرحله دوم تفکر می رسند چون در یک لحظه خاص یا به مرور،  پی می برند که عقیده ای که با آن بزرگ شده اند کاملاً اشتباه بوده است. اما چون متاسفانه شیوه اندیشیدن شان عوض نمی شود تنها تغییری که در خود می یابند رد یک عقیده اجباری و انتخاب یک عقیده جدید است.

این نوع افراد قاطع تر از مرحله قبلی، از ایده جدید شان دفاع می کنند. نمونه این نوع افراد را می توان در بین بی خدایانی دید که به تازگی از مذهب بریده اند. آنها همچنان سعی می کنند این بار همه چیز را با ایمان جدیدشان محک بزنند. این گروه از آدمها با خشونت تمام به تحقیر و نفی هر نوع حس مذهبی و معنوی، روی می آورند و همه هویت جدیدشان را در سرکوب مذهب می یابند.

خیلی ها تغییر عقیده اول شان شبیه یک الهام است که همه ورق، یکدفعه بر می گردد اما چون شیوه اندیشیدن شان عوض نمی شود ایده جدیدی که به دست می آورند به اندازه ایمان قبلی، در مسیری باریک و محدود است.

اگر افرادی را دور و برتان می بینید که عقاید و ایده های دیگران آنها را اذیت می کند، بدانید که در مرحله دوم اندیشیدن هستند چون هنوز اجازه می دهند دیگران به جای آنها تصمیم بگیرند و نظر دهند.

مرحله ۳ – فراتر از عقاید

مرحله اول اندیشه، می گوید من همانطور فکر و زندگی خواهم کرد که اجداد من انجام می دادند. مرحله دوم اندیشه می گوید گور پدر تربیت و سنت که اجبارا دریافت کرده ام. مرحله سوم از شیوه اندیشیدن می گوید همه تربیت ها و عقاید حتماً نقاط جالبی دارند که شاید به درد بعضی ها بخورد.

برای مثال من لازم نیست حتماً شغل پدرم را دنبال کنم حتی اگر یک دکتر یا صاحب یک فروشگاه موفق یا یک بنا باشد. ولی در ضمن شاید ضرورتی ندارد به انواع شغل های موجود در جامعه ام با تحقیر بنگرم و مثلا بروم تارک دنیا بشوم.

در مرحله سومِ اندیشیدن، منبع اصلیِ قضاوت و استدلالِ خودمان هستیم نه جواب های از پیش تعیین شده … ما بهتر است شروع کنیم به کمک عقل و تجربه و نیازهای شخصیت خودمان، با زندگی روبرو شویم. حتما هم اشتباه خواهیم کرد ولی مهم این است که روشی را برمی گزینیم که وجود و شعور ما تشخیص می دهد.

تفکر مستقل ذهن خودمان، این روزها وسایل بیشتری برای تصمیمات بهتر در زندگی دارد چون منابع بیکرانی از فرهنگ و علم در دسترس است  یا از طریق آموزش قابل دستیابی است.

در مرحله سوم تفکر، ما از ذهن و قدرت تشخیصی برخورداریم که دنبال یک جواب قطعی نمی گردیم چون می دانیم برای هر ماجرا و پدیده می تواند چندین جواب وجود داشته باشد.

ما انسانها همواره دنبال جواب های متفاوت هستیم تا مشکلات زندگی خودمان را حل کنیم برای همین بهتر است از جواب های از پیش تعیین شده که باید خودمان را با آن وفق دهیم پرهیز کنیم.

Level 3 Thinking: A Unified Theory of Self-Improvement

https://www.nateliason.com/blog/level-3-thinking 

Image source
https://unsplash.com/photos/OKCCCbyon28

More from ماهان طباطبایی

فراموشی از نشانه های مغز پر حافظه است

اغلب مردم،  کم حافظه بودن را ضعف کارکرد مغز قلمداد می کنند....
بیشتر بخوان