۹ زن از خاطره ارگاسم اول می گویند

بخش بزرگی از دختران و پسران سیاره ما هنوز از آموختن مسائل جنسی محروم هستند. خیلی جاها اطلاعات محدودی عرضه می شود و در اغلب مدارس، آموزش مسائل جنسی دیر تدریس می شود. مجله « سلامت زنان» خاطرات جالب و بسیار صمیمی ۹ زن در باره اولین ارگاسم شان را منتشر کرده است.

داشتن اولین ارگاسم می تواند در سنین خیلی کم به صورت تصادفی یا ناگهانی یا بر اساس اطلاعات معمولا غلط کشف شود. بعضی افراد نیز خیلی دیر در بیست یا حتی سی سالگی  شان، آن را تجربه می کنند. به هر حال بازگویی خاطره ارگاسم این زنان در نوع خودش زیبا و معصومانه است.

۱- نینا ۲۵ ساله
من تا  قبل از ورود به دانشگاه ارگاسم نداشتم. در یک خانواد مذهبی بزرگ شدم و خودارضایی را یک اتفاق بسیار بد می دانستم. در روز تولد ۱۹ سالگی ام، یکی از دوستانم به عنوان شوخی  یک لرزاننده به من هدیه داد. به مغزم خطور نکرد که آن را استفاده کنم. ولی یک روز در اتاقم به این حس رسیدم که ان را استفاده کنم ببینم چرا این همه در باره آن حرف می زنند. نشان به ان نشان که همه بعد از ظهر روز تولدم صرفبه کار بردن ارزاننده شد. آن روز من بارها و بارها به اوج لذت رسیدم.

۲- اسکارلت ۲۴ ساله
حدودا هشت ساله بودم و مثل خیلی از دختران دیگر، اولین ارگاسمی که داشتم درون حمام و با استفاده از سرِ دوش حمام صورت گرفت. برنامه ای نداشتم که مثلا ارگاسم داشته باشم ولی اتفاق افتاد و واقعا احساس خوبی بود.

۳- لیلی ۸۲ ساله
برای من خیلی تصادفی اتفاق افتاد. من از مدرسه ابتدایی به سمت خانه قدم می زدم. یادم می آید که از میله های یک تابلوی راهنمایی و رانندگی بالا رفتم و یکدفعه احساس خیلی خوبی نصیبم شد. هیچ اطلاعی هم نداشتم که چه اتفاقی افتاد ولی بعد از این همه سال همچنان آن را به خاطر دارم.

۴- مل ۳۳ ساله
از زمانی که یادم می آید با خودارضایی به ارگاسم می رسیدم. اصلا نمی توانم بگویم از چه وقتی ولی یادم می آید که روش های به ارگاسم رسیدن من تغییر و تحول پیدا می کرد. اولین خاطره ها توام بود با این حرکت ساده بود که من فقط ران هایم را به هم می چسباندم و ارگاسم می شدم.  اما ارگاسم از طریق سکس را در ۲۲ سالگی تجربه کردم.

۵-  کلر ۲۸ ساله
ساله بودم که درون یک تخت دراز کشیده بودم. شاید می رقصیدم یا برای خودم تکان می خوردم ولی لبه عضو جنسی ام به تخت می سابید. مادرم این صحنه را به خوبی بیاد دارد و آن را بدون هیچ ملاحظه ایی در مهمانی های خانوادگی و بعدها به مردانی که وارد زندگی ام می شدند تعریف می کرد. رفتار مادرم باعث شد حس شرم و تحقیر نداشته باشم. من رابطه خوبی با میل جنسی و بدنم دارم و فکر نمی کنم از ان به بعد هیچوقت دست از ارضا کردن خودم، کشیده باشم.

۶- ویتنی ۳۳ ساله
یادم می آید با دوست پسرم رفته بودیم بیرون. کنار یک پیاده رو، مثل همه نوجوانانی که جایی برای بوسیدن و در آغوش کشیدن نمی یابند مشغول بوسیدن بودیم. حرکات هماهنگ لب های مان، تماس پای او با بدنم و تماس بدن مان در همان حالت ایستاده، باعث شد که به یکباره متوجه جرقه ایی شدم که از عضو خصوصی ام رفت تا رسید به مغزم … یک اتفاق غیرقابل پیشبینی که مثل یک راز فقط برای خودم حفظ کردم. دوستی ام با او قبل از به دانشگاه رفتن به پایان رسید بدون اینکه بداند چه هدیه زیبایی به من داده بود.

۷ – لیسا ۲۹ ساله
من تا اواخر ۲۰ سالگی ارگاسم نداشتم تا اینکه با مردی مسن تر از خودم آشنا شدم که گفت با من سکس نخواهد داشت تا یاد بگیرم خودم را ارضا کنم. م
توصیه هایش را قدم به قدم انجام دادم و وقتی با او همبستر شدم یکی از بهترین ارگاسم های زندگی ام را برای اولین بار تجربه کردم.

۸ – میشل ۳۰ ساله
ماجرای ارگاسم من زیاد زیبا نیست. بچه بودم و یادم می آید به اتاق خواب والدینم رفتم و یک مسواک برقی را برداشتم و بعداز در آوردن قسمت برس مسواک، آن را روشن کردم و به سطح رویی واژن کشیدم. لذت زیبا و خارق العاده ایی برایم ایجاد شد. مسواک برقی را گذاشتم سر جایش ولی برای سال ها آن کار را تکرار کردم.

۹ – میراندا ۳۰ ساله
با پسری در دوران دبیرستان دوست بودم ولی هیچوقت رسما دوست پسرم نشده بود. خانه خودمان بودیم. او از من پرسید که آیا می تواند خم شود بر روی واژن من …  این تنها باری که بود که عشقبازی کردیم. او با انگشتانش در ظرف ۵ دقیقه مرا به اوج رساند و یک ارگاسم به یادماندنی نصیبم کرد. از آن پس فقط با مردانی دوست می شدم که علاقه داشته باشند بروند آن زیر و …

 

9 Women Share What It Was Like To Orgasm For The First Time

https://www.womenshealthmag.com/sex-and-love/first-orgasm-stories

Gigi Engle is a sex educator and writer living in Chicago. Follow her on Instagram and Twitter at @GigiEngle.

 

image source

lebanon24.com

LovePanky

More from مرد روز

زمزمه های یک مرد عاشق

وقتی اولین بار دیدمت. خنده ات مرا به یاد همه آنهایی انداخت...
بیشتر بخوان