نظر یک فیلسوف در باره درخواست کمک

در وهله اول، وقتی به زندگی روزمره اطراف خود می نگریم خیلی ساده و واضح حس می کنیم که هیچکس اهمیتی برای دیگران قائل نیست. وقتی هم خودمان را مدنظر قرار می دهیم متوجه می شویم اصلا فرصت این کار برای خودمان هم وجود ندارد.

طبیعی است که همه ما به یک واکنش سرد و غمگین نزدیک شویم که در این دنیای شلوغ خیلی تنها هستیم و انتظار هیچ کمک و یاری نداشته باشیم.

اما حقیقت زندگی اجتماعی خیلی امیدوارانه تر از این احساس بی پناهی است که در ما ایجاد می شود. اکثر انسانها واقعا مهربانتر از آن هستند که فرض می کنیم. حتما به ناگزیر همه هوش و حواس ما به خودمان و مشکلات مان است ولی بی تردید همه ما این تجربه را داشته ایم که از کمک به افرادی که در حالت اضطراری بوده اند کوتاهی نکرده ایم.

ما انسانها شاید متوجه نشانه های کوچکِ وخامت زندگی افراد دور و بر مان نباشیم ولی در سریعترین حالت ممکن به افرادی که نیاز به کمک را فریاد می زنند دست یاری می رسانیم. بارها و بارها در زندگی مان و بخصوص این روزها در اینترنت شاهد از خودگذشتگی انسانها نسبت به افراد دیگر در شرایط بحرانی بوده ایم. برای همین بد نیست به دو مسئله در این زمینه کمی و فقط کمی دقت بیشتر به خرج دهیم.

اولین مورد بر می گردد به آدم هایی که به دلایل مختلف در یک حالت بحرانی قرار می گیرند. دوستان و آشنایانی که به ناگهان چندین حادثه بد، همه زندگی شان را در هم می ریزد. بیکار می شوند، اجاره شان را ندارند بدهند، به خاطر وضعیت ناراحت شان، رفتار ناپسند به خرج می دهند. ترس و تشویش و بی پناهی گریبان شان را می گیرد و دنیا زیر پای شان خالی می شود.

متاسفانه این نوع افراد چون سراسیمه در یک گرداب می غلطند اصلا آمادگی روحی برای دست نیاز بلند کردن ندارند. بلد نیستند. چنان در شوک قرار می گیرند که نمی توانند تشخیص دهند وجودشان فرو پاشیده است. بسیاری از خودکشی ها که متاسفانه خیلی هم زیاد است در این مواقع به عنوان راه حل خود را تحمیل می کند.

پس خوب است بدون اینکه خودمان را مستثنی کنیم به خودمان مدام بقبولانیم که در شرایط بحرانی حتما و بدون تردید با هر قدرت ممکن برای گرفتن کمک، فریاد بزنیم. افراد عادی دور و بر ما باید متوجه وخامت اوضاع ما بشوند وگرنه آنقدر سرشان شلوغ است که نادیده گرفته می شویم. مطمئن و امیدوار باشیم چون ذات انسانی در لحظات اضطراری حتما به کمک پاسخ مثبت خواهد داد.

دومین مورد بر می گردد به افزایش حس توجه خودمان نسبت به اطرافیان… به این صورت که به یک تشخیص عمومی از وضعیت هر که دور و بر ما است برسیم و اگر دیدیم نشانه های پراکنده ایی از غیرطبیعی بودن وضعیت همیشگی شان وجود دارد به سمت شان برویم و در حد یک احوالپرسی ساده، جویای حال شان شویم.

راه دیگری وجود ندارد. ما انسانها فکر می کنیم که دنیای معاصر همه شرایط لازم برای تنها زیستن را فراهم کرده است. نظم و پلیس داریم. دکترو درمان داریم و بازنشستگی و بیمه… ولی این وسایل اطمینان برای دوران طبیعی گذر عمر است. به خاطر خودمان هم شده بر دقت و توجه مان نسبت به آشنایان و عزیزان اطراف مان بیفزائیم.

On Asking for Help
http://www.thebookoflife.org/on-asking-for-help/

Image source
micheleknight.com

More from ماهان طباطبایی

کشف یک رازِ بزرگ پیرشدن

به گونه ای اجتناب ناپذیر همه موجودات زنده به سمت پیر شدن می...
بیشتر بخوان