تمدن غرب بد نیست

دانش عمومی بشر می گوید تمدن در سیاره ما حدود ده هزار سال پیش شروع شده است. از آن پس، حتما در یک نقطه زمین، رام کردن حیوانات ابداع شده است. در یک جای دیگر، کشاورزی و یکجا نشینی مد شده است. عده ایی از بشر برای اولین بار چرخ را اختراع کرده اند.

در یک جای دیگر قیچی و ترازو به سیستم معادله پایاپای بشر تحول بخشید. در یک اجتماع دیگر، برای اولین بار از سکه و پول برای بده بستان استفاده شد. یک قبیله بشری شخم زدن را به دنیا عرضه کرده است. در سرزمینی کوچک و تک افتاده دیگر، فلسفه و تفکر منطقی در ذهن بشر جان گرفته است. در یک تمدن دیگر شاهد پیدایش چند مذهب بزرگ بشری بوده ایم که به بشر گفت که می تواند غریزی اش را کنترل کند.

در اکثر نقاط زمین، انواع الفبا و نوشتن و قدرت بیان ایجاد شده است که عامل اصلی انتقال دانش به نسل های آتی بشر بوده اند. بخصوص در طی سه هزار سال گذشته مدام در طی سقوط و صعودِ قدرت های مختلف، دنیا توانست بر قابلیت جنگاوری، ابزارسازی، مدیریت و ثروتش افزوده شود.

بدین ترتیب، به طور طبیعی هر که قدرتش از هر نظر بیشتر می شد با تمام وجود سعی می کرد با سواستفاده از سایر ملت ها، هم قدرتش را حفظ کند و هم به خاطر ذات زیاده طلب بودن انسان، بر قدرتش بیفزاید. دلیل اساسی سقوط تمدن های سابق، تحولاتی بود که خودشان بنیانگذارش بودند. تغییرات ایجاد می شد و ولی قدرتها محافظه کار می شدند و درجا می زدند. مردم هم به ناگزیر از آنها عبور می کردند.

اگر برش کوتاه و آخر این شیوه تحولات بشری را که از شش صد سال پیش در اروپا شروع شده است بنگریم می بینیم که به دلایل مختلف، غرب توانست با جمع آوری دانش و بخصوص سردمداری در ابداعات «عصر آهن»، تمدن های قدیمی تر را مستعمره خود سازد.

غرب در فاصله سیصد سال توانست بخش بزرگی از ثروت جهان را به سمت خود بیاورد و به کمک این موج جدید قدرت، یک شیفت بزرگ به اندازه اختراع چرخ در تمدن انسانی ایجاد کند. غرب به دلیل افزایش عظیم  ثروتش، سردمدار نود درصد اختراعاتی شد که  تحولی اساسی به زندگی بشر داده است. انقلاب صنعتی از قرن 18 میلادی نه تنها باعث افزایش تولید و ثروت داخل غرب شد بلکه توانست با گسترش سیستم اقتصادی جدید خودش، به صورت تصاعدی بر ثروت غرب و جهان بیفزاید و از آن خود سازد.

غرب حتما و این اواخر نماینده اصلی شان امریکا، دوست دارد سیطره خود را بر جهان اعمال کند. کاری که هر تمدن و قدرتی در طی ده هزار سال گذشته طبیعتا می کرده است. ولی مردم ساکن دنیای غرب، کنترل کنندهِ زیاده روی ها و حرص های شوم قدرتمندان غربی هستند و همین ‌ها هستند که زمینه ساز تغییر اساسی غرب به عنوان آخرین بازمانده شیوه های قدیمی مدیریت خواهند بود.

شیوه زندگی و بهره وری از دستاوردهای زندگی که منحصر به غربی ها بود به خاطر تکنولوژی های ارتباطی جدید چنان در همه سیاره ما منتشر می شود که تا مدتی بعد همه مردم زمین تقریبا به یک اندازه قدرت مصرف و استاندارد زندگی بهتر خواهند داشت.

این تغییر اتفاق می افتد چون این بار افزایش ثروت غرب و امریکا در بدبخت نگاه داشتن مردم  صورت نمی گیرد. اقتصاد مدل غربی همچنان مبتنی بر نفع فردی است و همه زمین را در بر می گیرد همانطور که معادله پایاپای و رام کردن حیوانات، کشاورزی، چرخ، ترازو و شخم ، توسط همه بشر بکار گرفته شد.

من عاشق غرب هستم چون عاشق انسان و این مسیر به هم پیوسته تمدن انسانی هستم که سعی کردم توضیح دهم. غرب نمی توانست بدون تلاش هزاران ساله همه نقاط زمین، غرب شود.

به امید بهترین ها برای بشر که همواره با تلاش های خوب و بد، تمدن سیاره ما را به شکل غیرقابل پیشبینی، متحول کرده است. تمدن غرب آخرین مجموعه موفقیت های یک منطقه از زمین است که نوک پیکان تکامل می باشد چون برای اولین بار امکان ایجاد جهان پیوسته و مرتبط را فراهم کرده است و خودش در درون آن با بقیه جهان تلفیق و یکی می شود.

این نگاه شاید خوشبینانه باشد ولی هر کدام تان که معتقد به تحول و تکامل هستید می توانید بر اساس تجربه تاریخ بشر،  این دوره را هم  جزو دستاوردهای «همه بشر» ببینید.

 

 

Image Source

AltFact.life

 

More from ونداد زمانی

ما از خوشحالی مردم خوشحالیم

هر اجتماعی ذاتاً آرامش می خواهد، از قوانین ثابت و مشخص که...
بیشتر بخوان
  • اميد

    ممنون از مطالبي كه تهيه مي كنيد