تمدن غرب بد نیست

دانش عمومی بشر می گوید تمدن در سیاره ما از حدود ده هزار سال پیش شروع شده است. از آن پس، هر بار در یک نقطه زمین، یک اختراع یا تحول بزرگ، بشر را یک قدم به سمت بهروزی بیشتر برد.

در یک سرزمین رام کردن حیوانات ابداع شد. در یک جای دیگر، کشاورزی و یکجا نشینی، مد شد. عده ایی از بشر برای اولین بار چرخ را اختراع کرده اند. در یک جای دیگر قیچی و ترازو به سیستم معادله پایاپای بشر تحول بخشید. در یک اجتماع دیگر، برای اولین بار فلسفه و تفکر منطقی در ذهن بشر جان گرفت.

در طی سه هزار سال گذشته، رقابت مداومی نیز در بین تمدن های دنیا ایجاد شد که خود ان هم باعث قابلیت جنگاوری، ابزارسازی، مدیریت و ثروت عمومی بشر شد.

اگر به برش کوتاه و آخر این شیوه تحولات بشری که از شش صد سال پیش در اروپا شروع شده است بنگریم می بینیم که به دلایل مختلف، غرب توانست با جمع آوری دانش و بخصوص سردمداری در ابداعات «عصر آهن»، از تمدن های قدیمی تر جلوتر رود.

غرب در فاصله سیصد سال توانست بخش بزرگی از ثروت جهان را به سمت خود بیاورد و به کمک این موج جدید قدرت و ثروت، یک شیفت بزرگ تحولی در تمدن انسانی ایجاد کند. غرب این بار سردمدار ۹۰ درصد اختراعاتی شد که زندگی بشر را به شدت تغییر داد.

انقلاب صنعتی از قرن ۱۸ میلادی نه تنها باعث افزایش تولید و ثروت غرب شد بلکه توانست با گسترش سیستم اقتصادی سرمایه داری، به صورت تصاعدی بر ثروت جهان هم بیفزاید.

غرب حتما و این اواخر نماینده اصلی شان امریکا، دوست دارد سیطره خود را بر جهان اعمال کند. کاری که هر تمدن و قدرتی در طی ده هزار سال گذشته طبیعتا می کرده است. ولی مردم ساکن دنیای غرب، کنترل کنندهِ زیاده روی ها و حرص های شوم قدرتمندان غرب هستند. مردم و متفکرین غربی دیوار دفاعی اصلی برای کنترل و تصحیح مداوم زیاده خواهی حکومت های غرب هستند.

سیستم مدیریت سرمایه داری بدون دمکراسی و آزادی انتقاد نمی توانست توسعه یابد و به همین دلیل، مدام تصحیح شد و قوانین و کنترل بیشتری ایجاد کرد. غرب مدینه فاضله بشر نیست و مشکلات بنیادی زیادی دارد ولی عملا در حال حاضر بهترین تجربه مدیریت اجتماع بشری است.

شیوه زندگی و بهره وری از دستاوردهای زندگی که منحصر به غربی ها بود به خاطر سودی که عاید می کند مدتی است از مرز اروپا فراتر رفته است.

این تغییر و اتفاق دارد به وقوع می پیوندد چون این بار افزایش ثروت غرب و امریکا در بدبخت نگاه داشتن مردم جهان صورت نمی گیرد. اقتصاد مدل غربی همچنان مبتنی بر نفع فردی است و می خواهد همه زمین را تبدیل به بازار و سیستم زندگی کند که سودآوری اش گسترش کامل یابد.

همانطور که دستاوردهای قدیمی بشر نظیر رام کردن حیوانات، کشاورزی، چرخ، ترازو و کتابت در شروع برای منافع بومی بود ولی تبدیل به دستاورد بشری شد و برای همه سیاره ما مفید گشت.

من عاشق غرب هستم چون عاشق انسان و این مسیر به هم پیوسته تمدن انسانی هستم که سعی کردم توضیح دهم. غرب نمی توانست بدون تلاش هزاران ساله همه نقاط زمین، غرب شود.

این نگاه شاید خوشبینانه باشد ولی اگر معتقد به تحول و تکامل هستیم می توانیم بر اساس قضاوت تاریخ تمدن بشر،  این دوره را هم  جزو دستاوردهای «زمین» ببینیم.

پیشرفت و تحول بشر قرار نیست مدام رو به صعود باشد. تاریخ تحول و بهروزی بشر مدام افت و خیز خواهد داشت. بدون شک در طی هزاران سال گذشته خشونت و جنگ و منافع بومی و رقابت، اتفاقات مرگبار زیادی ایجاد کرده است ولی در نهایت، هر سودی که بر روی زمین برای یک گروه ایجاد می شود به جیب کل سیاره ما خواهد رفت.

 

Image Source

https://theimaginativeconservative.org/2016/09/what-happened-to-teaching-western-civilization-esolen.html

Written By
More from Saide Kardar

فیلم «داستان ازدواج» و مردان قربانی طلاق

قصه فیلم « داستان ازدواج» هم برای افرادی که ازدواج کرده اند...
بیشتر بخوان