انگار زندگی بدون مردا سخت تر میشه

تو زندگی تنهای تنهام. هیچکس نیست که باهاش صحبت کنم.

من خسته شدم از اینکه روزا کار کردم و درس خوندم و شبها به خودم یه فیلم هدیه دادم … اینا دیگه آرومم نمیکنن. من این روزها تو فشار روحی خیلی بدی ام. تمرکز ندارم. الان مدتیه که دلم میخواد با یه مرد صحبت کنم. ولی نمیدونم چرا این احساس آشفته ام میکنه.

توی این خواسته دست و پا میزنم و احساس شرم می کنم. چقدر بدشانسم که حتی یه دوست مرد ندارم که بهش تلفن کنه بگم چه مرگم هست و فقط به حرفام گوش کن. هر چقدر که بیشتر میگذره انگار زندگی بدون مردا سخت تر میشه.

توی ذهن خودم همیشه فکر میکردم که می‌تونم تنها ادامه بدم. چون خیلی امید دارم. خیلی هدف دارم. رویاهای بزرگی دارم که تو هیچکدوم شون یه مرد با من شریک نبودن. کاش اینطور نبود. شاید به خاطر اینکه نمیتونم راحت به کسی اعتماد کنم.

ولی الان احتیاج دارم که یکی رو داشته باشم. به نظر شما کسی هست که فقط دوست تو باشه و سریع نخواد به چشم معشوقه بهت نگاه کنه؟

دختر تنها

احساسی که ابراز کردی کاملا سالم و دوست داشتنی است. مطمئن باش این فقط تو نیستی که در این موقعیت ناخواسته قرار گرفته ایی. بخش عظیمی از زنان و مردان، در همه جای دنیا و بخصوص در ایران، نمی توانند با دنیاهای همدیگر آشنا شوند چون یک عالم اما و اگر و پیشفرض و توقع و سنت، بین شان حصار شده است.

با این وجود، این را فراموش نکن که با همه سردی ها و بی مرامی ها که باعث بدبینی و دوری زنان و مردان از همدیگر می شود، نسل تو بیشتر از هر دوره  قبل، می تواند حق انتخاب داشته باشد. وسایل بیشتری برای تماس و آشنایی در بیرون از محوطه زندگی اش دارد.

هوشمندانه و با دقت، از فرصت های تماس در درون دنیای اینترنت و شبکه های اجتماعی اش استفاده کن. مردان زیادی هستند که مثل خودت نیاز به یک دوست و همصحبت از جنس مقابل دارند. این نوع مردان معمولا خجالتی ترند. قدم پیش نمی گذارند چون نمی خواهند بی احترامی پیش بیاید. مردانی که به حریم شخصی خودشان و بالطبع دیگران احترام می گذارند.

کافی است کمی توجه بیشتر نشان بدهی به مردی که فکر می کنی و یا حتی حدس می زنی لایق توجه است. مطمئن باش او حتما  پیگیری می کند.

از اشتباه آنقدر نترس که هیچ تصمیمی نگیری. اکثر آشنایی های بشری با ساده ترین واکنش ها شروع می شود.

image source

bigthink.com

Written By
More from بهمن
یه راهی جلوم بگذارین یا فراموشش کنم یا داشته باشمش
موضوع برمیگرده به ساله ۱۳۸۹ اون روزا من مدیر فروش یک شرکت...
Read More