شادی را می توان خرید ولی با خریدن زمان

بر اساس آخرین تحقیقی که برای یافتن شادی صورت گرفته است آدمها واقعا می توانند با پول، شادی بخرند ولی راه دستیابی به آن از طریق خریدن زمان، میسر است.

زندگی روزمره  در همه جای جهان پرشتاب تر شده است و تعداد زیادی کار، تصمیم و خواسته وجود دارد که باعث می شود هرچه بدویم باز هم نرسیم. در این میان کارهایی هم هست که دوست نداریم ولی ناگزیریم انجام دهیم. خیلی از ما مثلا با نظافت خانه راحت نیستیم. با این وقت کم برای همه کارهایی که در طول روز می خواهیم انجام دهیم ناچار می شویم این کار ساده و ناخوشایند را انجام دهیم یا مدام عقب بیاندازیم.

محققین دانشگاه هاروارد به همراهی دانشگاه های کانادا، دانمارک و هلند، 6000 نفر از مردم کشورهای فوق  با درامدهای متفاوت را در یک سنجش گرد هم آوردند تا پی ببرند آیا می شود راهی برای  کم کردن فشار زندگی از طریق خریدن زمان، به دست آورد.

محققین این بررسی می گویند به خاطر افزایش ثروت عمومی در جهان و آشنایی همگانی با نحوه زندگی طبقه متوسط، خیلی ها با هر تقلایی است سعی می کنند بخشی از این شیوه زندگی را برای خود و خانواده فراهم کنند.

در اکثر کشورهای جهان، فرزندان خانواده به کلاس های نقاشی، موسیقی و ورزش های مختلف در بیرون از مدرسه می روند.   غذاخوردن در بیرون خانه دیگر یک کار استثنایی نیست. داشتن تلفن و کامپیوتر و اینترنت جزو ملزومات زندگی شده است.

تنها چیزی که در این همهمه افزایش یافتن ها، زیاد نمی شود زمان است. کمبود وقت و کارهای ناتمام، اعصاب باقی نمی گذارد. تشویش و نگرانی ایجاد می گند.

به همین خاطر بود که تیم محقق به این نتیجه رسید که خریدن وقت دیگران برای انجام کارها باعث افزایش رضایت و کم شدن نگرانی می شود .

بخش بزرگی از اقتصاد کشورهای غربی مربوط می شود به  سرویس و خدمات و هر کاری که در این زمینه ها داشته باشیم با بقیه کارها فرق چندانی ندارد. این کار می تواند گارسن و آشپز رستوران و پلیس باشد یا حتی معلمین و استادان و محققین و یا کارمندان نظافتکار خانه ها …

یادمان باشد که خود پول، نوع متمرکز شده وقت هدر رفته خودمان است که برای دیگری کار کردیم. پس اگر وقت کم می آوردیم و نتیجه اش استرس و نگرانی است لازم است که با خرید وقت دیگران و سپردن کارهای وقت گیر به آنها، برای خود شادی و رضایتمندی بخریم.

You actually can buy happiness—by buying time

 

More from ترجمه‌ی محمد رادفر

چرا اروپایی ها قدبلندتر شدند

همیشه ادعا شده است که ناپلئون از قدکوتاه بودن خود ضربه خورده...
بیشتر بخوان