پذیرش تغییرات

©Photo. R.M.N. / R.-G. Ojéda
©Photo. R.M.N. / R.-G. Ojéda

در طول تاریخ بشر، این اعتقاد وجود داشت که دنیا زیاد تغییر نمی کند چون برای انسان ها، ثبات و امنیت، بهترین ایده آل بود. اخبار خیلی کند منتشر می شد و ابزار انسان ها برای قرن های طولانی تغییر نمی کرد. عده کمی از مردم امکان سفر داشتند و مشاغل و حرفه ها معمولا بین نسل های  متمادی چند خانواده محدود، دست به دست می گشت.

این روها مردم متوجه شده اند « تغییر» یک اتفاق همگانی و ناگزیر و البته مفید برای اجتماع است. تصویر کنونی از بشر مدرن این است که نه تنها تغییر را می پذیرد بلکه با جان و دل، مسئولیت آن را به عهده می گیرد.

استیو جابز وقتی می خواست رئیس پپسی کولا یعنی جان اسکالی را متقاعد سازد که مدیریت شرکت اپل را به عهده بگیرد  از او پرسید: آیا می خواهی همه عمرت، رئیس شرکت سازنده آب گازدار و شیرین باشی یا با من بیایی و با هم دنیا را تغییر دهیم؟

این روزها فرهنگ عمومی جهان در یک مسابقه خستگی ناپذیر، مشغول تشویق و میدادن دادن به« تغییر» است. از صنعت مد گرفته تا کارخانه های ماشین سازی تا رستورانها، در حال متقاعد ساختن مشتریان شان هستند که تولید، سرویس و طرح امسال بهتر از سال قبل است.

بی شک، تغییر اجتناب ناپذیراست ولی واکنش ما می تواند متفاوت باشد. ما می توانیم ذوق زده شویم یا مشکوک و مردد و یا حتی اصلا آن را نپذیریم. اجازه دهید نگاهی داشته باشیم به 3 مشکل اصلی که در حین تغییر بوجود می اید:

1- توقع زیاد از تغییرات داشتن

وقتی دیوار برلین فرو ریخت عموم مردم آلمان شرقی فکر می کردند دوره محدودیت و خفقان و کنترل تمام شده است و تغییر ایجاد شده معجزه اسا آنها را ازاد خواهد ساخت ولی عملا بعد از چند دهه، هنوز معجزه ای صورت نگرفته است. تغییر با خود خوشبینی مفرط می اورد و مثلا در عرصه داروسازی و کشف داروهای کلیدی نظیر آنتی بیوتیک، خبر از تغیرات بسیار سریع و وسیع می دهد ولی در واقعیت اینطور نیست.

2- وقتی که به تغییر بهای لازم داده نمی شود

برای قرنها، شهروندان شهر پمپی هر چند وقت دود سیاهی بر روی آتشفشان نزدیک محل زندگی شان دیده می شد یا صدای غرشی را در دل کوه می شنیدند ولی نمی توانستند به اتفاق بدی فکر کنند. همه به طور عادی مشغول زندگی و کسب درآمد و عشق و ازدواج و بچه دار شند بودند. ولی به یکباره تغییر سریعی در کوه آتشفشانی رخ داد که همه اجتماع را به زیر گرد و خاک و مواد ذوب شده فرو برد.

وقتی داستان هری پاتر توسط یک نویسنده گمنام نوشته شد خیلی از انتشاراتی ها به داستانش جواب رد داده بودند ولی او مدام و مشخص کتابش را به سایر انتشاراتی ها فرستاد تا انکه موفق شد. دفاتر انتشاراتی که جواب رد به چاپ هری پاتر داده بودند یا مردم پمپی کار اشتباهی نکرده بود. آنها فقط به تغییرات کوچک اطراف شان بهای کافی نداده بودند.

3- وقتی تغییر ترسناک می شود

تغییر به نظر می آید اتفاق جالبی باشد ولی در ذات اجرایی اش؛ باعث اختلال است. رستورانی باز می کنید که ساندویچ های چرب و شور و خوشمزه درست می کند. تا بیائید مشتری های مورد علاقه را ماندگار کنید خبر می رسد که غذاهای ساده و طبیعی و بدون چربی قرار است سلیقه جدید باشد.

ترس از تغییر می تواند مساوی باشد با ترس والدین برای از دست دادن قدرت بلامانعی که در برابر فرزندان شان، نحوه ازدواج شان و شغل شان داشتند.

 

The Acceptance of Change – خلاصه ای از یک مقاله طولانی
http://www.thebookoflife.org/the-acceptance-of-change/

More from سعید داورپناه

چرا بعضی‌ها مدام مجذوب افراد نامناسب با خود می‌شوند

بعضی ها، مسیر و شرایط زندگی شان، آنها را به این اعتقاد...
بیشتر بخوان