کلیشه های نادرست در باره مردان ایرانی

12038061_476784102500948_5145679927480812576_n

من، گردآفرید، ۲۶ ساله، می‌خواهم تجربه‌ای را با شما به اشتراک بگذارم که شاید ذهنیت خیلی از شماها را راجع به مردهای ایرانی تغییر بدهد. ماجرا از آنجایی شروع‌ شد که پس از مدت‌ها فکر و پیگیری، سعی کردم تصمیم در باره طراحی و فروش لباس‌های رسمی زنانه را که ترکیبی از هنر بومی مناطق مختلف ایران و پارچه‌های نفیس است عملی کنم.

برای عملی کردن این تصمیم بود که در طول یک سال گذشته با مردهای ایرانی در صنف‌های مختلف برخورد کردم و این برخوردها باعث شد خیلی از کلیشه‌های معمولی که در ذهن خیلی از دخترهای مثل خودم هست، شکسته شود.

 ۱- محیط‌های مردانه برای زنها ناامنه

من برای انتخاب بهترین پارچه‌ها به ده‌ها مغازه سر زدم. برای اینکه بتونم پارچه‌ها رو از نزدیک لمس کنم و ببینم، ساعت‌ها طاقه‌های پارچه رو در مغازه‌ها زیر و رو کردم. در خیلی از این مغازه‌ها مردهای صاحب‌مغازه سعی می‌کردند کاری کنند که احساس امنیت کنم. مثلاً یک بار توی مغازه‌ای که انبارش زیرزمین بود و پله می‌خورد و می‌رفت پایین، من وسط راه ترسیدم و گفتم نه منصرف شدم؛ مغازه‌دار که متوجه ترس من شده بود با کلی معذرت‌خواهی گفت اجازه بدید به مغازه‌دار بغلی که خانمه بگم همراتون بیاد که راحت باشید.

 ۲- مرد‌ها عادت دارن زود پسرخاله شن

این یکی از ترس‌های جدی من بود. اما توی کارم با مردهایی که عکاس، طراح، مغازه‌دار، پیک موتوری و کارگر بودند سر و کله زدم و جز در موارد انگشت‌شمار، همه‌ی اونها خیلی حرفه‌ای برخورد می‌کردن و اصلاً وارد مسایل حاشیه‌ای نمی‌شدن. حتی اون موارد انگشت‌شماری هم که موضوعات حاشیه‌ای مطرح شد، در مقابل برخورد صریح من، معذرت‌خواهی کردن و خیلی تأکید داشتن که این باعث خراب شدن رابطه‌ی کاریمون نشه.

 ۳- مردها به زنها احترام نمی‌ذارن و توی کار مسخره‌شون می‌کنن

در طول یکسال گذشته من حتی یک برخورد تمسخرآمیز یا همراه با بی‌احترامی نداشتم. در عوض کلی برخورد احترام‌آمیز رو می‌تونم به خاطر بیارم. مثلاً بارها مغازه‌دارها خودشون برام تاکسی گرفتن یا وقتی خستگی ناشی از فعالیت زیادم رو دیدن، تعارف کردن که توی مغازه بشینم و بهم چای و میوه تعارف کردن.

– مردها تحمل حضور زنها توی کار رو ندارن و خیلی حسِ حسادت و رقابت می‌کنن

خیلی از مردهایی که من باهاشون ارتباط کاری داشتم، منو حمایت کردن و کلی راهنمایی‌های خوب ارائه دادند که شاید باید سال‌ها تلاش می‌کردم تا خودم تجربه‌شون کنم. البته شاید خود این حمایت کردن توی ذهن بعضی‌ها این معنی رو بده که مردها ما زنها رو ضعیف فرض می‌کنن، اما دلیلش هر چی که باشه، این رفتار باعث پیشرفت زیادی برای من شد.

خلاصه اینکه تجربه‌ی یک ساله‌ی گردآفرید از کار کردن با صنف‌های مختلف مرد‌های ایرانی یک تجربه‌ی خوب و خوشحال‌کننده بود؛ شما هم امتحان کنید.
پی‌نوشت:این تجربه شخصی من بود و قصد تعمیم ندارم

12071630_10200775584029767_639247422_n

12002931_475616905951001_5447346287685523003_n

12006694_475910075921684_7156221797721928200_o

12036612_476165552562803_8794954158989378661_n

12043161_475616612617697_7274387305726104499_n

صفحه فیسبوک گردافرید

عکس ها:

@Hoda Rostami

حمید جانی‌پور – Hamid Janipour

More from گردآفرید

حلوای تن‌تنانی تا نخوری ندانی

من هر موقع کتاب قشنگی می‌خونم یا فیلم خوبی می‌بینم یا غذای...
بیشتر بخوان