وضعیت دوگانه دختران دم بخت

من ٢٥ سالمه ولی از ٢٢ سالگي احساس كردم آمادگي فكری و شخصيتی برای ازدواج رو دارم اما متاسفانه افرادی كه در محیط های مختلف منو پسنديدند شباهت خوب خانوادگي با من نداشتند. برای همین گزينه ازدواج سنتی را پذیرفتم.

cute-marriage-proposal-photos-january-2014-009

مشكل از اينجا شروع شد كه پسری به من پيشنهاد آشنایی داد و پذيرفتم . اما وقتی با یک مرد دوست می شوی آمدن خواستگار بی معنی هست و حتی خیانت شاید محسوب بشه. ولی اگه صبر كنم و مثلا نخواهم به خواستگار احتمالی فرصت دیدن و آشنای بدهم بعد از يه مدت با این ادعای کمابیش و درستِ مردی که فقط با او دوست هستم روبرو می شوم که میگه « من به تو متعهد شدم؟ يا قولی دادم؟ ميخواستی بری ازدواج كني»

اگه بهش بگم خواستگار مياد فكر ميكنه دارم مجلس گرمی ميكنم كه بترسه و خودش پا پيش بذاره. جداً از بازی دادن آدم ها بدم مياد. شايد خيلی سنم بالا نباشه ولي نميتونم چند سال هم با كسی كه هيچ قول ازدواج نداده دوست بمونم كه شايد روزی خواست با من ازدواج كنه. جدا چيكار كنم؟

 

سلام نکیسای عزیز

نمی شود این واقعیت را انکار کرد که با وجود تغییر و تحولی که در بطن اجتماع برای دختران ایجاد شده است ولی همچنان از بیولوژیکی شکننده برخوردار هستند. چون بالا رفتن سن اتفاقی است که شانس انتخاب شدن شان را در تناسب با مردان همسن شان، کمتر می کند.

شاید یکی از مشکلات اصلی روابط بین زوج های ایرانی، نداشتن عادت گفتگو بین دو نفر است. همه مشغول حدس و گمان هستند حتی بعد از ازدواج و زندگی مشترک. شاید بد نباشد همه ما این نکته اساسی را در نظر بگیریم که ماجرای دوستی و عشق و همسری در حقیقت تلاشی است برای آشنایی با ذات و روان و حتی ناخوداگاه همدیگر …

نکیسای نازنین می دانم که گفتگوی صمیمی و بی حاشیه سخت است و احتمال انواع برداشت های ناخواسته را فراهم می کند ولی چاره سالمتر و صادقانه تری وجود ندارد. چون نبودن شوق و جسارت گفتگو، مدام زندگی های مشترک را در معرض حدس و گمان و سوء تفاهم قرار می دهد. پس تا آنجا که مقدور است افکار و نقشه هایت و حتی حدس و گمان هایت را با او در میان بگذار.

آدمها با هم همبستر می شوند و خصوصی ترین لحظات و احساسات شان را با هم سهیم می شوند ولی به خاطر تربیت اجتماعی شان، نمی توانند به سهیم شدن فکر همدیگر برسنذ.

 

image source

http://howheasked.com/wenn-brittany

Written By
More from بهمن

چرا یهو الکی رفت؟ این همه اعتماد کشک بود؟

من از ۲۲ سالگی با یه دختر که چهار سال جوانتر از...
بیشتر بخوان