سوژه خارج رفتن در سینمای ایران

فیلم دربند
شاید دیدن دو فیلم پشت سرهم « پل چوبی» و « دربند» این احساس را ایجاد کرده است که سوژه خارج رفتن٬ موضوع مورد علاقه در سینمای چند سال اخیر ایران است. اما با مروری بر حافظه ام متوجه شدم که ماجراهای پپرامون سفر به خارج ( کسی گربه های ایرانی را دوست ندارد ) و حضور شخصیت هایی ساکن خارج که قرار است با ازدواج شان ( یه حبه قند) ماجراهایی اتفاق بیفتد قدمت دیرینه تری دارد.

فیلم سینمایی « دربند» اما نمونه کامل یک درام مربوط به خارج رفتن است که سعی در منفی نشان دادن همه آنهایی دارد که به نوعی ربطی به خارج دارند. دختر تهرانی ( پگاه آهنگرانی) که مدام در حال پارتی و مهمانی است و منتظر گرفتن یک پاسپورت تقلبی٬ ناگزیر تبدیل به معشوقه مرد بازاری طلبکار می شود. او بعد از سقط جنین٬ کلاه بر سر بهترین دوستش ( نازنین بیاتی) که یک دختر دانشجوی شهرستانی است می گذارد و به خارج می رود.

نشان دادن شخصیت منفی دختر تهرانی با بزرگ جلوه دادن مهربانی و بویژه مذهبی بودن دختر شهرستانی توام می شود. نازنین در اولین لحظه ورود به خانه دختر تهرانی٬ یک قرآن کوچک را بعد از بوسیدن بر روی طاقچه می گذارد. نازنین حجاب محکمی دارد و معلم خصوصی پسران نمی شود. درست در برابر خوش قلبی و انسان دوستی نازنین٬ بقیه شخصیت های فیلم همگی خودخواه یا کاسبکار هستند.

یکی از تکرارهای دوست داشتنی که در این فیلم شاهدش بودم حضو فرزند جوان یک مرد بازاری بدجنس است. مرد بازاری که هم سحر ( دختر تهرانی) را حامله کرده بود و هم نقشه به دام انداختن نازنین را در سر می پروراند. فرید٬ نسل جدیدی از فرزندان آدم های ثروتمند و قدرتمند است که نه تنها از مسیر اخلاق و مرام پدران خود جدا می گردند بلکه از آن نفرت هم دارند.

فرید پسر همیشه ساکت و مودب مرد بازاری که البته دلبسته دختر شهرستانی شده است از دست پدرش گریزان است و قبل از خودکشی٬ مشکل اصلی نازنین را با پاره کردن همه سفته ها و مدارک متعلق به پدرش حل می کند.

با همه این تلاشها٬ واقعیت اساسی این است که میلیونها انسان ایرانی مبادرت به مهاجرت نمودند چون به خارج کشور رفتن شان٬ برای دستیابی به زندگی اجتماعی محترمانه تر بوده است.

More from ماهان طباطبایی

تنهایی و انسان معاصر

دنیای کنونی، مدام پر سرو صدا تر می شود و به نظر...
بیشتر بخوان