دختر بامعرفتی هستم اما تنهام

ID-10034216

من 32 سالمه و مجردم… دختر ورزشکار و شاد و مهربونی هستم. از نظر ظاهری قیافه ام بد نیست و خوش پوش هستم. در کارم هم موفق هستم و مدیر بازرگانی یک شرکتم.  با چندین نفر آشنا شدم در ابتدا رابطه مون بسیار خوب بود اما یهو کات میشد اونهم یکطرفه. من فکر کردم شاید از من خوشش نیومده و توی رودروایستی بوده … اما این قضیه عجیب تر شد چون در رابطه بعدی ام باز همین مساله تکرار شد.

من دلم نمی خواد آویزون کسی باشم و خیلی غرور دارم و اینکه کسی بگه من درگیرم و تماس می گیرم و بره و بعد ازش خبری نشه من پیگیر نمیشدم… احساس می کنم ازم سو استفاده می کنن … من دنبال دوستی سالم و همه جانبه هستم، رفیق خیلی زیاد دارم چون دختر بامعرفتی هستم اما نمی دونم چرا اینطور میشه… خیلی تحقیق کردم. اگه یه رابطه با سکس فقط شروع بشه زود تموم میشه… بعضی روابط one night stand میشن… یا شریک جنسی فقط … شاید من نمی تونم فرد درخور خودم رو پیدا کنم. شاید من یه ایراد اساسی دارم.. هنوز پیش مشاور نرفتم…

لطفا اگه می تونید راهنمایی کنید. دوست دارم از دیدگاه یک مرد به این مساله نگاه کنید من نمی دونم مردها دقیقا چه جوری فکر می کنن…

 

مریم عزیز

من می توانم از فرصت طلبی ها و سوء استفاده های مردان بنویسم و با گناهکار نشان دادن بعضی از آنها مرهمی باشد برای اتفاقات که اشاره کردی ولی مشکل ترا حل نخواهد کرد.

مریم عزیز خودت را مسئول تجربیاتی که داشتی بدان بدون آنکه آنها را منفی ارزیابی کنی. دنبال مقصر گشتن یک واکنش احساسی است و چاره هیچ مشکلی نخواهد بود. بخش اعظم تصمیمات و تجربیات تو کاملا  مناسب وضعیت تو بوده و اصلا خطایی هم صورت نگرفته است. اما شاید بهتر است از این پس بر اساس تحلیل مشخص از شرائط و نیازها و توانمندی های خودت، فیلتر جدیدی تهیه ببینی و با دقت بیشتر شریک و جفت مورد علاقه ات را انتخاب کنی.

اما در باره سکس … افرادی مثل تو به دلائل مختلف تربیتی و فرهنگی، باور دارند که رابطه جنسی، بخش واقعی، ضروری و حتی جذابِ آشنایی ها می تواند باشد. تا اینجایش به نظر من مثبت است فقط می ماند مسائلی که بعد از آن، گریبانگیر مردان و بخصوص زنان را می گیرد.

منظورم نگاه منفی و محافظه کارانه نسبت به داشتن رابطه جنسی نیست ولی در هیچ کجای دنیا نمی توان این حقیقت را انکار کرد که وارد شدن به حریم بسیار شخصی ناشی از روابط جنسی، یک رابطه را به سطح دیگری از تماس و مراوده می کشاند که اگر قدم های بعدی اش مشخص نباشد انرژی منفی زیادی، حداقل برای یکی از طرفین ایجاد خواهد کرد.

عوامل و دلائل روانی و فیزیکی و حتی اقتصادی زیادی در تصمیمات دو نفری که در رابطه دوستی در مرحله تماس جنسی قرار می گیرند وجود دارد از جمله آنها تفاوت ساعت بیولوژیک مردان و زنان است. تو اگر به همین شیوه برای چند سال دیگر به رابطه های نیم بند و حتی ناخواستهِ کوتاه مدت ادامه بدهی به سرعت وارد مرحله ایی از سن خودت می شوی که فرصت پیدا کردن یک جفت که خواهان رابطه طولانی مدت با انگیزه تشکیل خانواده و داشتن فرزند باشد به سرعت کاهش خواهد یافت.

توقعات اجتماعی از زنان عامل دیگری است که این نوعِ نامشخص از رابطه زناشویی را ناسالم خواهد ساخت. زنان در همه جای دنیا بعد از 35 سالگی توسط خانواده و اجتماع تحت بازخواست عمومی قرار می گیرد که چرا شوهر پیدا نکردی؟

باید تصمیم بگیری دقیقا چه چیزی برایت مهم و اصل است. بقیه اش را با توانایی های که در زندگی عادی بروز داده ایی  پیدا خواهی کرد.

بهمن

http://www.freedigitalphotos.net

Written By
More from بهمن

تکلیفم با او معلوم نیست. آیا دوستم دارد یا نه

سنگ صبور محترم من دختری هستم ۲۴ ساله و مدتی است که...
بیشتر بخوان
  • مجتبی

    سلام
    من یه پسر 30 ساله هستم و فکر میکنم مشکلی شبیه به مشکل مطرح شده دارم.برام جالب بود که چنین سوالی که شبیه به مشکل منه پرسیده شده ، واسه همین با دقت خوندم.ولی راستش دقیقا متوجه پاسخ نشدم.یعنی منظورتون اینه که چون تو دوستی به ازدواج فکر نمیکنیم طرف مقابل پا به فرار میذاره؟!!!!
    ممنون میشم واضح تر توضیح بدید.

    • marderooz

      مجتبی عزیز، مریم ناراحت است که رابطه هایش به صورت ناگهانی (چیزی شبیه فرار مردان از جدی شدن رابطه و گریز انها از این مسئله) به پایان می رسد. مرسی

  • پسر ایرانی

    چون پسر ایرانی حاضره با دوست دختر یک نفر دیگه ازدواج کنه تا با دوست دختر خودش. به پسرا هر چی که میخوان نده چون زود سیر میشن متاسفانه.

  • سعید

    سلام .

    من یه پسر 32 ساله و مجردم . هم توی انتخاب دوست جنس مخالف سخت گیر بودم و خیلی بیشتر از اون توی سکسی شدن روابطم با جنس مخالف طوریکه باعث شده تا الان سکسُ تجربه نکرده باشم .

    قسمت جالب راهنمایی شما به خانوم مریم ، اینجا بود که می دیدم ایده و باور من نسبت به سکس قبل از ازدواجُ به عنوان یه ایده درست تر به ایشون پیشنهاد کردید ، اینکه :
    “منظورم این نیست که نگاه منفی و محافظه کارانه نسبت به داشتن رابطه
    جنسی نشان داده شود ولی در هیچ کجای دنیا نمی توان این حقیقت را انکار کرد
    که وارد شدن به حریم بسیار شخصی و اساسی « سکس»، یک رابطه را به سطح دیگری
    از تماس و مراوده می کشاند که اگر قدم های بعدی اش مشخص نباشد انرژی منفی
    زیادی، حداقل برای یکی از طرفین ایجاد خواهد کرد”

    علی رغم اینکه بابت تجربه نکردن سکس تا این سن به خودم افتخار نمی کنم ولی حداقل دلیل اشتباهی برای این تجربه نکردن نداشتم … دلیل های احمقانه ای مثل دلایل مذهبی .

    • ممد

      سعید جان داداش حالا شما خودت هم خیلی بست پرکتیس (تجربه برتر) نیستی که بخوای الگو بشی

    • سارا

      سعید عزیز من یک زنم و با اطمینان بهت می گم اگر 32 سالته و تا حالا هیچ رابطه ی جنسی نداشتی یک جای کار می لنگه. سعی نکن با حرف ها ی قشنگ و عقل پسند و منطقی و جمع کردن Evidence از حرف های دیگران برای توجیه نداشتن رابطه ی جنسی ات تا این سن از این قضیه برا ی خودت یک “فضیلت” بسازی. نمی خواهم هم نگرانت کنم این می تونه یک چیز قابل حل باشه . مثل نداشتن مهارت ارتباط با جنس مخالف یا خجالتی بودن و یا بی اعتماد به نفسی که همه اش قابل درمان و رفعه. اما ممکنه قضیه عمیق تر از این حرف ها باشه و تو نمی خواهی قبولش کنی . بر فرض اینکه تو گی هستی و بیخودر داری وقتت را با دخترا تلف می کنی

      • Mir Mohsen

        نه خانم سارا
        هیچ جای کار سعید نمی لنگه فقط اون برعکس شما
        به بی بندوباری جنسی که طبیعت حیوانات و بشر اولیه (پیش از پیدایش چارچوبهای اخلاقی) بوده
        روی خوشی نشون نمیده
        و جای کاری از شما میلنگه

      • Zohre Mokhtari

        چون به عنوان یک زن نظرت رو گفتی و یکجوری به همه زنها تعمیم دادی جوابت رو میدم
        نه خانم خانما اینطور نیست که سلامت آقا سعید لنگیدن کارش باشه و مشکلی داشته باشه
        امثال شما اینقدر به خیانتهای جنسی (متقابل خودتون و طرف مقابلتون) عادت کردید که
        آدم سالم رو ناسالم میبنید
        مثل اینکه یک فرد با صورت سالم بین جزامی هایی که تا حالا آدم سالم ندیدن وارد بشه
        خوب اون فرد سالم ناسالم معرفی میشه

    • Mir Mohsen

      در جواب خانم سارا
      هیچ جای کار سعید نمی لنگه فقط اون برعکس شما
      به بی بندوباری جنسی که طبیعت حیوانات و بشر اولیه (پیش از پیدایش چارچوبهای اخلاقی) بوده
      روی خوشی نشون نمیده
      و جای کاری از شما میلنگه

  • رضا

    من يك مرد 40 ساله هستم. مجردم ولي چند رابطه نسبتا طولاني را تجربه كرده ام. با اينكه كمي آرمانگرا هستم ولي فكرنميكنم آدم غيرمتعادلي باشم. ايده من درشروع رابطه اكثرا پيدا كردن شريك جنسي يا پركردن تنهايي (نيازمن) بوده و جالبه كه در ادامه رابطه، بدليل تعاريفم از حداقل هاي يك ارتباط( باورمن) اين ارتباط به يك رابطه انساني با كيفيت تبديل شده است. با اينحال هيچكدام از اين روابط به ازدواج هم منجر نشده است(انتخاب من).
    بر مبناي تحليل خودم، درست است كه “باورهاي تربيتي” من در كيفيت رابطه هام بسيار موثربوده، اما بنظرم مسير رسدن از “نياز” من به “انتخاب” من را خيلي عوض نكرده است. ميخواهم به اين نتيجه برسم كه ” نيازهاي اساسي” فرد در شروع رابطه عامل خيلي مهمي در”انتخاب هاي كليدي” بعدي اوست.
    از طرفي صرف داشتن رابطه سكسي (حداقل در سنين ميانسالي)، بشرطي كه تنها دليل شروع رابطه نباشد، خيلي انتخابها راعوض نميكند. همانطور كه رابطه سكسي موفق باعث ماندن جنس مذكر(حداقل در كوتاه مدت) ميشود، نداشتن رابطه سكسي هم ممكن است با توليد انگيزه براي رسيدن به آن، همين خاصيت را داشته باشد.
    ادامه هر رابطه خيلي وابسته بدلايل اساسي براي شروع آن است.

  • hasty

    ahmaghaneh tarin harfi ke shenidam dar moredeh zanane balayeh 35 sal bood, shoma ke dar kharej az keshvar zendegi mikonid chera hanooz einake adameyh 100 sal pish ke dokhtareh 20 saleh ba mardeh 40 saleh ezdevaj mikard o hanooz be cheshm darid. In harfayhe kohneh faght barayeh hamoon zamanhast. man khodam salhayeh sale dar kharejeh iranam ezdevaj moafaghi ham dashteh am, ama tedadeh besyar besyari az doostanam bad az 35 sale va 40 salegi ezdevajhayeh besyar khoobi dashteh va bache dar shodeh va irani boodand dar vaghe tedadeh kasani ke dar seneh balatari ezdevaj kardand va moafagh boodand bishtar bood ta oonhaie ke dar sene paein ezdevaj kardand. man az balatarin inja oomadam chon barha link shoma ro oonja didam vaghean baese taajobeh in afkar sathiyeh lompan va gostaresh dadanesh be kasani ke dar iran zendegi mikonand.

    • marderooz

      هستی عزیز در متن اشاره ای به بن بست مطلق و اینکه اصلا ماجرای روابط و ازدواج زنان بالای 35 سال به اتمام رسیده است نشده است فقط از تبعیض اجتماعی در مورد سن برای زنان و مردان حرف زده شد. مرسی از توجه
      http://marde-rooz.com/?p=20399

  • Mad Irani

    pesari hastam ke chand sale dar kharej az iran zendegi mikonam vali kamelan shoma ro dark mikonmam .zamani ke dar iran zendegi mikardam az in goone etefaghat dar atrafam besyar mididam . moteasefane motenaferam az doosti hayi ke dar hale hazer dar iran vojod dare , bizaram az meyar haye entekhabe doost dar iran che dar beyne pesar ha che 2khtar ha . هرگاه رابطه‌ی ِ تو مُختل شده است،هرگاه رابطه‌ی ِ تو حاصلی جُز ایجاد عصبیت در تو و مخاطب ِ تو ندارد،
    نگران نشو، آنچه در تو پنهان و در تاریکی بوده است،
    اکنون آشکار و آفتابی شده است.
    این، فرصتی‌ست برای نجات و رهایی.
    هر لحظه، بذر شناخت و آگاهی‌ای را در خود دارد.
    در هر لحظه، فرصتی فراهم می‌آید که تو از آنچه در درونت می‌گذرد باخبر شوی.
    اگردر تو خشم هست، بدان که در تو خشم هست.
    اگر در تو حسد هست، بدان که در تو حسد هست.
    اگر در تو میل ِ به دفاع، نزاع، اثبات ِ خود، مهر طلبی، یا دردهای عاطفی هست، آن‌ها را ببین و بشناس.
    آنگاه، رابطه‌ی ِ تو با دیگری، به تمرینی معنوی تبدیل می‌شود.
    اگر رفتار ناآگاهانه‌ی ِ یار خود را مشاهده می‌کنی،
    آن رفتار را در آغوش ِ پُر از مهر خود بگیر و بدان که تو واکنشی نشان نخواهی داد.
    ناآگاهی ِ او و آگاهی ِ تو نمی‌توانند در کنار هم زندگی کنند.
    آگاهی، همواره ناآگاهی را می‌زداید.
    انرژی ِ نهفته در پشت ِ حمله و خشونت، حضور عشق را تاب نمی‌آورد.
    اگر نسبت به ناآگاهی ِ یار خویش واکنش نشان بدهی، تو نیز ناآگاه خواهی شد.

    اما اگر در همان لحظه واکنش ِ خود را ببینی و آن را وارد حیطه‌ی ِ آگاهی ِ خود کنی، چیزی را از دست نداده‌ای.

  • پسر 37 ساله مجرد

    البته من نمی خوام قضاوتی بکنم ، ولی ممکنه رفتاری در مریم وجود داشته باشه که طرف مقابل رو فراری می ده ، مثلاً ممکنه مریم شدیداً کنترل گر باشه ، یا خودشیفته باشه یا بدبین و شکاک باشه … بهتر هست که ایشون با یه مشاور صحبت کنه ، شاید مشکل سوء رفتار مریم باشه و واکنش (البته غیر منطقی ) طرفهای مقابل فرار از این شخصیت باشه …

    • نسیم

      ممکنه

  • ميترا 31

    سلام من در اولين رابطه با اولين كسي كه اشنا شدم و به ازدواج ختم شد هفت سال طول كشيد و در اخر بخاطر مسئله اي مسخره و عدم بارداري من رو ترك كرد شوك بزرگي بود و حالا بخاطر موقعيت اجتماعيم و تحصيلاتم و زيباييم با ادمهاي زيادي اشنا هستم كه اصلا علاقه اي به جدي كردن رابطه ام با كسي ندارم ولي يه چيز رو متوجه شدم مردها هر چه بيشتر بهشان اهميت بدي توقعاتشون بيشتر مي شه هر مردي بدرد كاري مي خوره پس ازشون استفاده كن و رابطه ات رو جدي نكن به شرط اينكه از اول بهشون بگي كه قصد رابطه جدي نداري وقتي به اين شكل باهاش رفتار بشه مردها بيشتر به دنبالت مي ياند تا اينكه سعي كني از اول جديش كني اون وقته كه مي ترسند و فرار رو بر قرار ترجيح مي دند و فقط در يك صورت با شخصي رابطه ات رو جدي كن اون هم حس كني مناسبه برات از لحاظ منطقي نه احساسي ولي باز زود بهش اين رو نگو مردها از رابطه هاي جدي ترس دارند

    • پژمان

      میترا خانم، مرد ها هم میتوانند بفهمند و آدم های خنگی نیستند، و اتفاقا بزرگ ترین ضربه هایی که دختر ها میخورند ، دقیقا تو همین نوع رابطه ای هست که شما توضیح دادی و احساس اینکه پیروز این رابطه هستی اشتباهه.
      هنوز پسر ها و مرد هایی هستند که واقعا انسان باشند.

  • سلمان

    به نظرم علت ماندگار نبودن در بیشتر این روابط ترس پسر از ازدواجه خصوصا با دختری که سنی بالای 30 سال داره. معمولا پسرهای جوان تر دنبال این طیف از دخترا نمیرن از طرف دیگه مرد های میان سال تمایلی برای جدی کردن روابط شان ندارند و به زندگی مجردی عادت کرده اند..

  • El Yas

    چند وقته مشغول خوندن کتاب های روانشناسی و رابطه مرد و
    زن هستم با اینکه هیچ ارتباطی با رشته تحصیلی فنی من نداره.

    فکر میکنم افزایش آگاهی و شناخت و درک رابطه صحیح،
    میتونه تا حد زیادی از اتفاقات ناخوشایندی که گاه و بیگاه در روابط هممون به وجود
    میاد جلوگیری کنه.

    به عنوان مثال من به شخصه سال ها با یک ذهنیت خاص زندگی کردم که از یک خانواده مذهبی نشئت میگیره، به طوری که فکر نمیکنم دختری تا حالا از من رنجیده باشه،
    چرا که همیشه طبق نظریات دینی القاء شده نفع طرف مقابل رو به منافع خودم ترجیح
    دادم و اونجایی که چیزهایی رو که واقعا دلم میخواست و باید بدون رودروایسی مطرح
    میکردم، نکردم.

    تقریبا تمام روابطی که داشتم اینطور تمام شده که جذابیت
    رابطه با این طرز برخورد من کم و کمتر شده و در نتیجه من به فراموشی سپرده شدم.

    اگر قرار باشه کسی رو مقصر بدونم باید خوب بودن و یا
    تعبیر ناصحیح از خوب بودن رو عنوان کنم و یا در نهایت باید اعتراف کنم که پایبندی
    به اسلام و رابطه تقریبا به جایی نمیرسه.

    گاها خوب بودن بیش از حد کار رو خراب میکنه، گاها درک بیش از حد، گاها عوض شدن نقش
    زن و مرد در یک رابطه و خیلی موارد دیگر…

    معمایی در کار نیست، انسان قرن 21 به مشاور و دوست
    احتیاج داره ولی قبل از اینها باید خودش رو بهتر از همه شناخته باشه. با خودتون رو
    راست باشین و این جسارت رو به خرج بدین که درونی ترین خواسته هاتون رو کنکاش کنین
    و بشناسین.

    موفق باشین

  • دنیا

    من و خواهرم.2 سال تفاوت سنی داریم.هر دو زیبا و خوش پوش و کارمند والبته از نظر مردان جذاب با دو تفاوت مهم.خواهر من مثل شما معتقده باید بعد از اشنایی مثل اروپایی ها رابطه جنسی برقرار کنه و من نه.حاصل اینکه الان بعد از 6 سال از اولین رابطش دچار افسردگی روحی و جنسی هست و من بعد از خواستگاری نامزدم از من که از طرف خونواده ها به شش ماه دوستی جهت اشنایی محکوم!! شدیم باهاش رابطه جنسی برقرار کردم.اونم فقط با شرط حداکثر ماهی یکبار.ما حالا ازدواج کردیم و خداروشکر خوبه حال رابطمون.اما خواهرم از اونجایی ک متاسفانه مثل شما(و البته بد تر)به دلیل اون احساس حقارتی ک در اثر ترک مرد مورد علاقش پس از برقراری رابطه جنسی درش ایجاد شده هنوز در حالت روحی خوبی نیست بلکه به خواهر کوچکترم و تمام دوستاش پیشنهاد میکنه ک حتی در دوران عقد هم رابطه جنسی برقرار نکنید.دوست من اول بدون مردای ما اروپایی نیستن ک تو بخوای یک زن اروپایی باشی.تو هم زن اروپایی نیستی ک توقع مردای روشنفکر اروپایی و داری.ب نظر من یک بار هم ک شده حتی ب قیمت ترک شدنت هم حاضر نشو رابطه جنسی برقرار کنی.سعی نکن برای نگه داشتن مردی از جاذبه جنسیت استفاده کنی فراموش نکن ک ما زن ها هرچقدر هم بگیم برام مهم نی ته تهش از اینکه یک مرد بعد از رابطه جنسی ترکمون کنه احساس انزجار و حقارت بهمون دست میده.و در نهایت این و بذار به حساب اینکه کسی در خور تو نبوده برای اینکه الان مردای بی عرضه و احمق خیلیییییییی زیاد شده.فقط فراموش نکن رابطه جنسی ممنوع!!!!

    • کامران

      البته نباید یک قضیه مهم رو هم از نظر دور داشت. در شرایط برابر در مورد دو خانم؛ اونی که که دنبال ازدواج کردن هست به مردی سطح پایین‌تر و متوسط‌تر بسنده می‌کنه تا بتونه به ازدواج برسه. اما اونی که دنبال ازدواج با شخص بهتری هست ممکنه مشکل خواهر شما رو پیدا کنه! البته فقط ممکنه.
      واقعا خواهر شما حاضره بت یکی مثل شوهر شما ازدواج کنه؟ آیا این امکان همین الان هم براش نیست؟!
      جواب این سوال رو خیلیهامون دور و برمون داریم… بله اینجا ایرانه و صرف ازدواج برای خیلی از خانمها یعنی هویت

      • Mir Mohsen

        و البته داشتن رابطه سکس ( احساسی و عمیق ترین پیوند زن و مرد) قبل از ازدواج
        که مورد طبع مردانی چون شما هست
        یعنی انزوا و تنهایی یا به مشکل خوردن در زندگی آینده

    • Javad Alipour

      چقدر این قضیه سکس رو تو ایران بزرگش میکنید! چرا خانمها فکر میکنن سکس یه گوهر گرانبهاست که اونها لطف میکنن به آقایون اهدا میکنن و ممکنه بعدش دچار افسردگی و هزار کوفت دیگه بشن. سکس هم یه مرحله ای از رابطه است. یه لذت دوطرفه! است دوطرفه! اگه انتخاب آگاهانه بوده دیگه دلیل ناراحتی بعدش چیه؟ البته بعضی اقایون فقط دنبال همون هستن و باید خیلی مراقب این گروه از افراد بود.

      • نسیم

        به نظرم مشکل خانمها نیستند. مردهای ایرانی با وجود وجهه روشنفکری که مثل شما برمیدارن، نوبت به خودشون که میرسه زن آفتاب مهتاب ندیده میخوان.

        • Javad Alipour

          افتاب مهتاب ندیده هم دیگه چندان رایج نیست هرچند همش فشارهای اجتماعی هست که روی مردها قرار داره. چیزی هم که نوشتم یه واقعیته و ربطی به روشنفکری نداره. خلافش رو معتقد هستید خوب بفرمائید.

      • بهار

        اکثر آقایون دنبال همینن.
        متاسفانه دختران کشور ما هم نیاز دارن هم میخوان یک رابطه طولانی و هدفدار داشته باشن. اما این دو تا باهم یکجا امکان پذیر نیست. دختران ما اگر سکس قبل ازدواج کنن چیزی رو از دست میدهند که پسران ما اون رو شرط ازدواج با دختر قرار دادند.

    • ناشناس

      ببخشید ولی شما خودت بعد از خواستگاری با نامزدت که باهاش عقد هم نکرده بودی رابطه جنسی داشتی. اونم میتونست بعد بار اول ولت کنه بره پس تو هم همون کار خواهرتو کردی

    • مسعود

      خانمها لطف کنن با استفاده از رابطه جنسی معامله نکنن با اقایون برای ازدواج! اصلا سکس ربطی به اینکه “اقا میخوای منو بگیری پس مشکلی نداره سکس کنیم”!! نداره. یا مثلا ” با فلانی سکس کردم که بیاد منو بگیره!!!” زحمت کشیدین واقعا ، یا شعار شما که “اگه میخواد بگیردتون باهاش سکس نکنین،( فقط با اونهایی سکس کنین که نمیخوان بگیرنتون!!!) انگار خرید به شرط امتحان هست! خب خانم محترم این چه حرفیه؟ یا نیاز داری یا نداری. اگر نیاز داری بگو من بخاطر خودم سکس کردم. نیاز هم نداری کرکره رو بیار پایین بگو نوشابه فقط با ساندویچ! ! !
      یعنی چه؟ یجوری ماجرا رو میپیچونین انگار شما مورد سواستفاده قرار میگیرین این وسط! خب نیاز نداری چرا حرفشو میزنی؟

  • شیرین بانو

    خیلی عالی بود چون دقیقا مشکل مریم و من به یک شکل
    ممنون

  • کسرا

    بیا خودم میگیرمت چرا ناراحتی البته اگه واقعا پای ازدواج هستی

  • آرش

    عجب!! من تقریبا 30سالمه از سن 18سالگی تا حالا شاید بیشتر از 400تا دوست دختر داشتم ،میگم داشتم باور کنید که داشتم ولی یکی مثل تو به پستم نخورد همشون لاشی و سواستفاده گر بودن البته من هم بیشتر دنبال مسائل جسنی بود وقتی میدیدم انقدر فرصت طلبا،در کل مسائل جنسی قبل از ازدواج رو خودم به شخصه رد میکنم ،به این خاطر میگم چون تجربه داشتم ….

    • مسعود

      زحمت میکشی رد میکنی . 400 تا تجربه کردی به این رسیدی برای بقیه نمیتونیم نسخه بپیچیم که. بقیه هم راه تورو شاید بخوان برن بهش برسن. اقا من مسائل جنسی قبل ازدواج رو تایید میکنم به شخصه. تجربه هم داشتم. حداقلش اینه که بخاطر فوران هورمون انتخاب اشتباه نمیکنین 2 تا بچه رو هم بدبخت کنین.نهایتش مجرد میموینن

  • babak1983

    این دقیقا برمیگرده به معیارهای نادرست انتخاب افراد
    مطلبی که روانشناس
    بزرگ سرکار خانم باربارا دی آنجلیس در کتاب معروف خود “آیا تو آن گمشده ام
    هستی؟” به تفصیل بهش پرداخته و قشنگ دلایل و نحوه اصلاح اونها رو حلاجی
    کرده

  • نیما

    خوب معلومه! شما به قصد دوستی پایدار جلو رفتی اما اونا طبق معمول خیال کردن دخترک خامی هستی که میتونن سو استفاده هاشونو بکنن و در برن
    وقتی میفهمن قضیه جدیه، بخاطر عدم آمادگی برای قبول مسئولیت ها فرار میکنن. اگر واقعا مسئله همینیه که گفتی مشکلی از جانب شما نیست. باید شریک صحیحی انتخاب کنی
    این اولین و سطحی ترین برداشت بود
    برداشت های بیشتر وابسته به اینه که شما چه اخلاق و برخوردی داری و اون مواردی که باشون دوست شدی چه اخلاقی داشتن و چقدر آماده ی مسئولیت پذیری بودن

  • امید

    مریم خانم سرتو درد نیارم و خلاصه بگم: خیلی بچسپی!

  • امين

    مردها دنبال دختري هستن كه بهشون نياز داشته باشه خانمي كه خودش پول در مياره و مستقله براي خيلي از مردها ترسناك هست

  • Ma Ryam

    Khastam begam besyar javabe khoob va kameli be en dooste aziz dadin merci

  • حسین

    حسین:
    سلام به همگی:بنظر من آقایون یاخانمهایی که بعداز سکس روابطشون بهم میخوره ،هردوطرف یا یکی از طرفین برداشت اشتباهی از این خصیصه دارند چون دریک رابطه عاطفی یا آشنایی سکس آخرین مرحله یک رابطه که درنهایت میتواند پایان یک تابو برای یک آغازیک عشق بی پایان باشد که طرفین با لمس بدن یا زبان بدن به بیان احساسات عاشقانه میپردازند. اگر غیر ازاین باشد مشکل ازطرفین است که که کتاب زندگی را از آخر میخوانند.یا به علت وقصد دیگری باهم آشنا میشوند .البته این نظر منه.

  • محمدعلی طاهری

    تصور من این است که گاهی زیر بنا را بر نیازهای اولیه: نیاز به خوردن، خوابیدن، رفع نیازهای جنسی و جسمی می گذاریم، و از همان جا خلط مبحث آغاز می شود. نه این که این ها مهم نیست، اتفاقاً خیلی هم تعیین کننده است. موضوع اینست که فردی که واقعاً در پی یافتن شریک زندگی است، یعنی در ابتدای کار به دنبال رفع نیازهای عاطفی است، نه رفع عطش جسمانی. در طبیعت، موجودات زنده، نر و ماده، فقط به قصد تولید مثل به هم نزدیک می شوند و کار که تمام شد می روند. دیگر هم با هم جر و بحث نمی کنند که آیا از نظر احساسی و عاطفی ارضا شدیم یا نه. در فرهنگ، هنر و ادبیات شرق وصل و هجران داریم. به این معنا که عاشق برای رسیدن به معشوق، وصل به مفهوم عاشقانه و عاطفی، سال ها خون دل می خورد و از فکر کردن به معشوق هم در عین درد کلی حظ می برد. نمی خواهم بگویم چنین تصویری خیلی آرماتی است، بل که منظور بیان چنین میراث فکری در بین مردم شرق، به ویژه ایرانی جماعت است. از آلفرد هیچکاک نقل شده که زن شرقی به لحاظ نوع پوشش و حجب و حیای ذاتی چون فیلمی چندلایه است که مخاطب ناچار است این لایه های پیازگونه را یکی یکی کنار زند تا اصل مطلب را کشف کند، و این بر جذابیت موضوع یعنی زن شرقی می افزاید. تصور بفرمایید آقایی از گرد راه رسیده و نرسیده، و معمولاً به قصد تفنن و لذت آمده و کسی هم عیار او را نسنجیده، به سرعت به سر سفره ی پر لذتی دعوت می شود، بی آن که نیاز به تخیل و زحمت داشته باشد. اصلاً شاید هم به این هم فکر نمی کند که آیا این موضوع ارتباطی با مقوله ی عاطفه و احساس دارد، و اگر هم دارد شاید در جای دیگری آن را به دست آورده است. پس کم ترین این است که لذتی ببرد و برود. دیگر عشق و عاطفه محلی از اعراب ندارد. پس دختر، که بر اساس نوع خلقتش در پی ناز و نوازش و رومانتیسیزم است، هم وجودش را به راحتی وام داده و هم چیزی به دست نیاورده، که بسا چیزها هم که از دست داده است. اصلاً هم شاید نشود فرهنگ ها را با هم مقایسه کرد که ما چنینیم و اروپا و غرب چنان. به همان اندازه که کمتر غربی ای تلاش می کند در جزئیات و کلیات زندگی اش شبیه ما بشود.

  • نازی

    salam

  • نازی

    سلام من دختری 39 ساله هستم,با موقعیت اجتماعی وتحصیلات بالا ,ورزشکار حرفه ای (مربی کاراته),زیبا وخوش پوش ,مهربون وفوق العاده خوش اخلاق البته چیزی که بقیه هم میگن نه تعریف از خود باشه…اینارو گفتم که بدونید مشکل ظاهر وتحصیل وپول واخلاق ندارم…هر دو نوع رابگه را تجربه کردم,اگر با سکس همرا ه باشه آخرش اینه که تودختر خوبی نیستی …وآقا حالا یادش آمده خانوادش دختره این شکلی نمیپسندن اگرهم حتی حرف سکس هم نزنی وبسیار پاستوریزه باشی باز آقا فراری میشه من موندم این آقایون چطور موجوداتی هستن واقعا از مریخ آمدن…در ضمن من اکثر کتابای روانشناسی رو هم خوندم اما دنیای واقعی آدما با مزخرفات روانشناسی زمین تا آسمون فرق داره….

    • Kasra AI

      عزیزم شما شتر مرغ بالغی. دختر کجا بودی. XDD

    • مسعود

      خب شما شرایط اتون اینو ایجاب میکنه. 40 سالتون هست (مثل این فروشگاه ها نگین 39.99$) ازدواج نکردین، ورزشکار هستین، هر جور رابطه رو تجربه کردین، خب لابد یه مشکلی داشتین که ازدواج نکردین.
      مشکل شامل:
      وسواس
      بداخلاقی
      عدم کوتاه اومدن از درخواست هاتون
      سخت گیری
      پر خرج بودن
      متوقع بودن
      شایدم ازدواج کردین طلاق گرفتین یه مدت نتونستین به ازدواج فکر کنین واسه همین فاصله افتاده (تفکر اطرافیانی که با شما اشنا میشن) خدا رو چه دیدی؟
      سوال پیش میاد که شما در طول این 20 سال اخر زندگی تون برنامتون در مواجهه با اقایون چی بوده؟ این 20 سال رو که منچ بازی نکردین، شفاف بگین مشکل چی بوده که نتونستین با یکی به توافق برسین؟

  • آذین

    با عرض معذرت و احترام به همه مردان هموطن ولی باید بگم من 25سالمه و هیچوقت نتونستم درک کنم چرا خانومها در ایران
    به ازدواج فکر میکنن؟! بابا جان من دو سه مورد خوب داشتم و انصافا خیلی هم دوستشان داشتم (رابطه جنسی نداشتیمو همکلاسی یا همکاربودمو اصلا دوست به اون معنی نبودیم )ولی وقتی فکر میکنم اون آقا بعد از ازدواج میتونه منو مثل یه برده ممنوع الخروج کنه(حتی اگه شرط ضمن عقد و وکالت خروج از کشور هم بده بازم میتونه ممنوع الخروج کنه )ولی خودش هر وقت هر جا دلش خواست میتونه تشریف ببره یه وحشت خیلی خیلی بزرگی از ازدواج (البته با قوانین فعلی ایران )تو دلم میاد
    تا به حال عواطف ام رو بی خیال شدم و میخوام حداقل تا وقتی تو ایرانم ازدواج نکنم
    من از مردها متنفر نیستم اتفاقا خیلی هم با هاشون رفیقم فقط از پدیده ای به نام شوهر میترسم خیلی خیلی
    به نطرتون من مشکل دارم؟!
    خواهش میکنم جواب بدین

    • marderooz

      آذین عزیز شک نداشته باش هزاران زوج با هر نوع اسمی که می شناسیم از ازدواج تا … مشغول زندگی هستند و برده ممنوع الخروج هم نشدند. شان و هشیاری و و همه قابلیت هایت را در این مسیر بگذار که جفت هم شان خودت را پیدا کنی. هستند. زیادند. ممنون

  • gadfly

    BPD

  • Negar Sareban

    ..امیدوارم واقعا همه ی دوستانی که همزادپنداری کردن دوباره واقعگرایانه خودشونو بررسی کنن.. قصدم توهین نیست ولی گاهی هم مشکل اینه ما زیادی خودمونو زیبا یا خوب یا… میبینیم !!!

  • نمیشه این دخترخانومای خوب رو به ما معرفی کنین؟!
    را نداره؟

  • مسعود

    سلام دوستان.

  • Mosi bat Oz

    همه نظرات رو خوندم ، مجموع و نتیجه نظرها به نظرم اینه که اول باید انتخواب کنی در ایران اسلامی جزء چه گروهی هستی؟ ( اصلا اعتقاد به دوستی با جنس مخالف داری ، تا چه حد؟ فقط آشنایی یا تا سکس یا حتی زندگی بدون ازدواج) بعد دنبال پیدا کردن فردی در گروه مورد نظر باشی که حداقل های مورد نظرت رو برای زندگی داشته باشه و حالا شروع به ایجاد آشنایی و شناخت طرف مقابل کنی…
    از لحاظ روانشناسانه در ایران یا جهان مردم به سه گروه تقسیم می شن:
    1: خوب ، بد ، معمولیه کف جامعه ، که از فرهنگ و سنت محله شون پیروی می کنن
    2: افرادی که برای سنت و فرهنگ زیاد ارزش قائل نیستند و اونها رو دست و پا گبر می دونند
    ( این دو گروه کتابهای روانشناسی بیشتر روشون جواب میده که البته کتابهای روانشناسی بسیار کلی هستن و انسانها بسیار پیچیده و جزئی پس زیاد دنبال کتاب های روانشناسی نباشید و از تجارب دیگران هم استفاده کنید با سوال کردن از این و اون)
    3: این گروه که جدیدا با متولیدن دهه های اخیر( و البته اینترنت) خودی نشون داده ، گروهیه که افرادش بیشتر مصلحت طلب بوده و هر کجا طبعیت از چیزی به نفعشونه از اون طبعیت می کنن و فرقی نمی کنه سنت و فرهنگ محلیشون باشه یا آفریقایی ، آمریکای جنوبی و … پس باری به هر جهتی هستند که به سودشون باشه
    خلاصه تجربه ایی از افراد 33 تا 16 سال رو براتون گفتم. البته ممکنه افرادی رو پیدا کنید که دورگه باشن ، یعنی یکمی از اعتقادات گروه 1 رو قبول داشته باشن و یکمی از اعتقادات گروه 3