خاطرات ۱۲ سالی که سکس نداشتم


کتاب خاطرات نویسنده فرانسوی Sophie Fontanel  در باره ۱۲ سال زندگی بدون سکس، جزو کتاب های پرفروش در هر دو زبان فرانسه و انگلیسی گشته است.

هدف اصلی تو برای بی سکس ماندن چه بود؟

Sophie Fontanel : من هدف مشخصی نداشتم. به خاطر می آورم ۲۷ ساله بودم که از خودم پرسیدم آیا از زندگی جنسی ام راضی هستم؟ جوابم به خودم منفی بود برای اینکه زندگی فعال جنسی داشته باشم خیلی دست و پا می زدم.

برای همین تصمیم گرفتم کاملا دست از هر شیطنت جنسی بردارم. میخواستم با آرامش کامل منتظر یک اتفاق بهتر باشم. من فکر می کردم آن اتفاق خوب، خیلی زود صورت خواهد پذیرفت ولی تبدیل به ۱۲ سال زندگی بدون سکس شد.

منتظر چه چیزی بودی؟

من منتظر عشق نبودم. این یک اشتباه و برداشت عمومی است که ما زنها منتظر یک عشق ابدی و ازلی هستیم. توقع من داشتن مردی است که بتواند مرا درک کند و قدر مرا بداند حتی اگر شده برای دو هفته. من منتظر یک مرد اصیل و خوب بودم. من منتظر یک  شور و شعف واقعی بودم.

چرا بدون سکس بودن تابو است ان هم در جامعه ایی که خود سکس تابو است؟

دنیای ما برای سکس جایگاه ارزشمندی تعیین کرده است. بی شک عشقورزی، آنطور که من تصور می کنم خیلی هم زیبا است ولی برای من این ایده که باید به طور مداوم سکس داشت جذاب نیست. گاهی وقتها یک سکس خوب و بی نظیر بهتر از رابطه جنسی هر روزه است.

در امریکا، انتشار کتاب تو با تیتر دیگری بوده است. تیتری که به نسخه پیچیدن و توصیه نزدیک می شد.

وقتی تصمیم برای انتشار کتاب برای امریکایی ها قطعی شد اسم کتاب « چگونه تنها بخوابیم» بود. من پیشنهاد کردم که ان را با تیتر « هنر تنها خوابیدن» منتشر کنند. خاطرات من با آنکه با سکس مخالفتی نداشت ولی تنها خوابیدن را هم منفی نمی دانست. برای من تنها خوابیدن یک هنر بود. در چاپ فرانسه، اسم کتابم «تمنا» بود که تیتر زیبایی است. در وهله اول به نظر می رسد کتاب من در باره نداشتن میل و هوس است ولی در حقیقت من در جستجوی یک میل با شکوه و فرای واقعیت بودم.

سکس چه نقشی در زندگیِ اکنون تو بازی می کند؟

بعد از 12 سال سکس نداشتن، دو تجربه دوستی بلند مدت داشتم ولی در حال حاضر تنها هستم. تنهایی مرا نمی ترساند و اینکه ای وای 50 ساله شدم و مردی در زندگی ام نیست و… من مردان دوست داشتنی زیادی را در اجتماع نمی یابم. دیگر زیاد خبری از مردان جذاب نیست. کجا هستند؟ خیلی کمیاب شده اند. برای همین من به داستان های عاشقانه پناه می برم.

برای مدت طولانی سکس نداشتن چه تاثیری بر روی شخصیت تو داشت؟

خیلی مهم بود. نگاهم به زندگی عوض شد. در اغاز برداشتم این بود که آدم های متاهل زندگی شادی دارند چون مرتب با هم سکس دارند. ترک سکس را نوعی بیماری می دانستم. بعدها متوجه شدم که متاهل ها و آنها که همیشه با هم هستند زندگی جنسی شادابی ندارند. من پی بردم که می توانم در ذهن و تخیل خودم، سکس زیباتری به نسبت آنها داشته باشم. زنانی را می شناسم که با وجود داشتن دوست پسر، نالان بودند. به نظر من همه زوج ها آدم های دروغگویی هستند. همه به مجردها در اجتماع، به دیده منفی نگاه می کنند ولی من فکر می کنم باید برعکس باشد.

 

The joy of sexlessness By Tracy Clark-Flory
http://www.salon.com/2013/08/11/the_joy_of_sexlessness/

Photo by Tracey Hocking on Unsplash

More from مهرانگیز پاشا

نقش اسلحه در زندگی امریکایی ها

            برای گروه های مهاجرین انگلیسی الاصل...
بیشتر بخوان