دندی‌ها، مردان شیکپوش قرن ۱۸

اواخر قرن ۱۸ میلادی در انگلیس، لقب جدیدی به نام « دندی» وارد اجتماع و فرهنگ انگلیسی شد. مردانی پیدا شدند که همه فکر و ذکرشان شیک پوشی و آراستن ظاهر بود. شیوه سخن گفتن شان ظریف بود و اصرار داشتند تا به همه نشان دهند که چه عادت های لوکس دارند.

کلمه « دندی» بعدها تبدیل به صفت مردانی شد که سلیقه های بهتری دارند یا افرادی هستند که هنر زیبا زیستن را به هدف اصلی در زندگی خود تبدیل کرده اند.

دندی ها در شروع، مردان خودساخته طبقه متوسط بودند که با زرنگی و پشتکار تلاش می کردند وارد اجتماع اشراف و نجیب زادگان بشوند. مظهر « دندی» ها البته شخصی به نام George Bryan “Beau” Brummell بود که ارث بزرگی از پدرش به او رسیده بود. او با ولخرجی، شیک پوشی و قمارِ بی حد و حساب، همه دارایی اش را در طی ۱۵ سال بر باد دهد ولی با پیوستن به جمع شاهزاده های انگلیسی، توانست شیوه زندگی شیک خود را ادامه دهد.

واکنش مردان جنتلمن و دندی ها با وجود آنکه در فرانسه تعبیری انقلابی و سنت شکن یافته بود ولی از دید Charles Baudelaire شاعر فرانسوی قرن ۱۹ میلادی، رفتار و سلیقه شان نوعی دهن کجی به انقلاب فرانسه بود که شعار برابری را به درون جامعه برده بود.

دندی ها مدل موی بروتوس معروف را دوباره مد کردند. کراوات های بزرگی به گردن خود بستند و وسواس زیادی داشتند از اینکه برق چکمه شان دقیقاً آنطوری باشد که دوست داشتند و دستکش شان همان رنگی را داشته باشد که مد نظرشان بود. به عبارتی دیگر این مردان شیک پوش و خوش سلیقه کاربرد دیگری جز شیکپوشی نداشتند.

فرهنگ « ستاره سازی» از افراد مشهور، با خودِ خالقِ دندیسم «برومل» شروع شد و شاعرانی چون لرد بایرون و اسکار وایلد را نیز در بر گرفت.

من شیکپوش هستم