می ترسم در باره ازدواج با او حرف بزنم

سنگ صبور عزیز

دختری هستم 31 ساله و شاغل. همیشه روی  استقلال خودم تاکید کردم. در طول 10 سال گذشته با دو مرد فرصت آشنایی و زندگی مشترک داشتم. بار اول با م. ر که همکلاسی دانشگاهم بود 4 سال در مشهد زندگی کردیم و بر خلاف انتظار معمول مشکلی برای توضیح زندگی مشترک به همسایگان و آشنایان که می دانستند نداشتیم. همه چیز به خوبی پیش می رفت تا آنکه من به دلائلی که فکر می کنم بر حق بود در باره امکان رسمی کردن رابطه مان و عروسی حرف زدم. او با خانواده من آشنا بود و رفت و آمد داشت ولی من کمترین تماسی با خانواده اش نداشتم. در کمتر از یک سال پس از آنکه صحبت ازدواج پیش آمد زندگی مشترک ما به دلائلی معمولی به انتها رسید.

به اصفهان آمدم و مشغول کار در یک شرکت مهندسی کشاورزی هستم و اینجا نیز با یکی از همکاران رابطه ام جدی شد و نزدیک به 2 سال است که با هم زندگی می کنیم. ما حتی تصمیم گرفتیم که یک آپارتمان نیز به طور شریکی بخریم ولی صحبتی از ازدواج در چشم انداز نیست. می ترسم مثل دفعه قبل حرفی بزنم و ناخواسته بهانه ایی گردد تا این زندگی که هر دوی مان از آن راضی هستیم به هم بخورد. آیا این یک توهم و  ترس بیهوده است یا باید از درخواستم کوتاه بیایم و آغازگر پیشنهاد ازدواج نباشم؟

misogynist

سوسن از اصفهان

 

 

سوسن عزیز

سوسن عزیز در پشت این ماجرا، اگر فرض را بر درست بودن واکنش تو بگذاریم چندین مسئله می تواند وجود داشته باشد. دو مردی که تجربه زندگی با تو را داشته اند از نسل معاصرتر مردان هستند که احساس مطبوعی از ازدواج به خاطر همه تغییرات و افراط و تفریط هایی که در دنیای زناشویی به وقوع پیوسته ندارند. طبیعی است که وجود نسل جدیدی از زنان شبیه تو به این  نوع از زندگی برای آنها میدان هم می دهند.

سوسن عزیز دنیا، آدمها، انگیزه ها و سرگذشت شان خیلی پیچیده شده است. نحوه تربیت و تجربیات و شعور هم تغییر کرده است. به طور کلی به نظر من، توی این عصرو زمونه، آدمها از منش و مرام خاص و تثبیت شده ایی پیروی نمی کنند.

]ID-10076027مردان و زنان جوان در همه جای دنیا، در مرحله انتقال بین تمدن ها هستند. اکثر افراد زیر 40 سال، خودشان نمی داند که چه چیزی درست است یا چه روشی از زندگی مناسب تر است.

خیلی ها هم به سنت ها پایبند هسند و هم به آنها اعتراض دارند. بسیاری از زنان و مردان از شیوه های جدید زندگی استقبال می کنند ولی برای مسئولیت های زندگی جدید، هنوز حد و حصر و توقع مشخصی را نمی شناسند و شاید هم می توانند به همین خاطر فرصت طلبانه هم رفتار کنند.

سوسن عزیز در این مرحله انتقالی، خیلی از آدمها، خواسته یا ناخواسته زمینه های سردرگمی و حتی ضرر به دیگران را هم مرتکب می شوند. واقعاً هم، سوسن عزیز، قضاوت و تصمیم گیری همانطوری که خودت به عنوان انسان با هوش و فهمیده اقرار کردی سخت شده است.

 با این وجود توصیه من به تو این است که اگر به دلائلی که بی شک برای تو مهم است و می خواهی که رابطه زناشویی ات شکل منظم تر و رسمی تر داشته باشد از حقوق خودت و خواسته ات عقب نشینی نکن.  توصیه بعدی ام این است که راه ها و اشاره های کمرنگ تر و غیر مستقیم تری را این بار در پیش بگیر. مهمتر از همه سعی کن بفهمی که نظر او در باره زندگی، ازدواج، آینده و حتی داشتن فرزند … چیست؟

 شاید کمی ساده لوحانه باشد ولی شاید قضیه کاملاً بر عکس است و او منتظر علامت های جدی تر از طرف تو است. بخصوص اینکه قدم مهم خرید خانه به صورت مشترک را هم پذیرفته است.

امیدوارم  کمکی بوده باشم.

FreeDigitalPhotos.net

Written By
More from بهمن

خوش آمدن با عشق فرق دارد

توی محیط کارم یک آقایی هست که از هر لحاظ همون مردی...
بیشتر بخوان