ترانه ایی زیبا و غمگین برای ملتی زیبا و غمگین

دوباره بَم مجسم شد
نگاهم غرق ماتم
یه جایی تو دلم لرزید
یه چیزی از صدام کم شد
مگه می شه تو یه لحظه
تمام شهر ویرون شه ؟
تمام شهر ویرون شه ؟
تمام شهر ویرون شه ؟
من از اون روزی می ترسم که سرمای زمستون شه
زمین می لرزه اما من نمی ترسم
خرابم کن، بزن بشکن، نمی ترسم
دیگه چیزی باسه تخریب اینجا نیست
تمومش کن من از مردن نمی ترسم
تمومش کن من از مردن نمی ترسم

More from مهرانگیز پاشا
خرافات و اعتقادات انسان باستان ماسکی بود برای تن دادن به ریسک و شانس
قبیله خیلی قدیمی Kantu در جنگل های اندونزی، از جمله اجتماعات باستانی...
Read More