مرد خوبیه ولی حسود و شکاکه

7:54 AM


مرجان هستم ۳۲ سال سن دارم. یکسال و نیم پیش با آقایی آشنا شدم و الان به من میگن تکلیف رابطه باید مشخص بشه ولی یه مشکلی خیلی من رو دودل و نگران کرده و نمیدانم چکار کنم.

من و ایشون از همون اول مهمترین موضوع اختلاف ما بر سر این بود که میگفت اگر قرار به ازدواج باشه نباید گوشی ات رمز داشته باشه و خواسته اش اینه که هر وقت خواست بتونه به اطلاعات داخل موبایل و شبکه های اجتماعی من دسترسی داشته باشه.

من دختر مستقلی هستم. کار و موقعیت خودم را دارم. به حقوق خودم آگاهم و به حریم شخصی ایشان هم احترام میگذارم. این آقا از جهت های دیگه خیلی خوبه نمیخوام از دستش بدم اما نمیتونم این کنترل شدن را قبول کنم. فکر میکنم آدم شکاکیه البته خودش انکار میکنه. لطفا بهم کمک کنید.



مرجان عزیز

اولا که همه ما مردان حسود هستیم بویژه نسبت به زنی که مورد علاقه ما است و قرار است وارد یک رابطه جدی شویم.

یکی از دلایل اصلی حسادت همه ما مردان، حس تهدیدی است که در ما شکل می گیرد. تهدیدی که به طور غریزی یادآوری می کند که ممکن است زنی که پسندیدیم را دیگران هم بپسندند.

این حس تهدید و خطر از دست دادن به نسبت موقعیت و شخصیت هر مرد، درجات مختلفی دارد. هر چه مرد از اعتماد به نفس و استقلال و شعور اجتماعی کمتری برخوردار باشد مقدار تهدیدی که حس می کند بیشتر است.

به عبارتی دقیقتر هر چقدر خود را کمتر لایق توجه زن مورد علاقه مان می بینیم حس کنترل و حفاظت بیشتری بروز می دهیم. ما هر چه حسودتر رفتار کنیم داریم فریاد می زنیم که برای زن مورد علاقه مان کافی! نیستیم. مدام ناراحتیم چون فکر می کنیم توسط رقیبان بهتر از ما، مورد تهدید هستیم و باید عزیزمان را به هر شکل ممکن محدود و کنترل کنیم تا از دستش ندهیم.

مرجان مستقل و باشعور، اگر این مرد را دوست داشتنی می بینی سعی کن با رفتار یا ترفندهای هوشمندانه، حس تهدید و حسودی اش را به حداقل برسانی. نسبت این رفتار و تطبیق هوشمند به شعور خودت و او بستگی دارد.

با نفی صریح این حس غریزی مردانه، نمی توانی خیالش را راحت بسازی. مهار حسودی حتی معمولی مردان مسیر سختی از صبوری و پشتکار لازم دارد و فقط اگر واقعا او برایت دوست داشتنی است ممکن می گردد.

در فرصتی مناسب با او بنشین و از وی بخواه دلایل حس تهدید و حسودی و کنترلش را برایت شرح دهد. ایا حس کفالت و کنترلش بر تو برای این است که فکر می کند ممکن است اغوا یا گمراه شوی؟ به عبارتی به اندازه کافی وجود و شخصیت تو را بالغ نمی بیند؟

به او بگو داری به این فکر می کنی که به خاطر حس قوی کنترلی که می خواهی داشته باشی ترجیح می دهم رابطه مان ادامه نیابد. یعنی صریحا اشاره کن که تو از ترس از دست دادن من داری مرا از دست می دهی.

تو به عنوان یک زن مستقل و عاقل و بالغ، هم می توانی برای ایجاد حس اعتماد و کاهش حس ترس و تهدید غریزی اش، همه پسوردهای زندگی شخصی ات را با وی مشترک شوی هم می توانی از همان اول بگویی که باید عادت کند حریم شخصی ات را کاملا جدا به عنوان یک انسان بزرگسال بپذیرد. یا تلفیقی از این دو رفتار را پیش بگیری یا هر راه حلی که خودت فکر می کنی درست است.

مهم این است که اگر او را مرد زندگی می دانی سعی ات را بکن که این مشکل را با همدیگر در فرصت مناسب مهار کنید. این فرصت را با دقت و صراحت کامل به خودت و به او مدیون هستی.

Written By
More from بهمن
ماجرای مردی که نمی خواست ازدواج کند ولی
سلام حبیب هستم 31 ساله. چهار سال پيش وقتی سرباز بودم به...
Read More