از من خوشش آمد ولی رفت


سلام من مهرداد هستم ۱۹ ساله. تو دانشگاه با یکی آشنا شدم، تو روز های اول خوب بودیم ولی اون یه مقدار کم جرات است، میدونم که به من علاقه داره ولی مدتی هست وقتی من رو می بینه خودش رو به یک کار مشغول می کنه. این رفتارش روحیه من را هم ضعیف کرده و حالا نمیدونم که چی کار کنم؟

مهرداد عزیز

مهرداد عزیز سعی کن در شروع دلبستن های زندگی ات این مرام را در وجودت بپرورانی که فقط تمنا و نیاز و علاقه خودت را نبیی. به این فکر کن که هر انسان که با وی روبرو می شوی و برایت دوست داشتنی می شود شاید در موقعیت روحی یا حتی اجتماعی مشابه تو قرار ندارد. شاید چیزهای برایش در حال حاضر اصل است که باید از تو دوری کند..

دختری که نشان داد نگاه و توجه تو را دوست دارد شاید می ترسد که مبادا مثل همه چشم های کنجکاو و پرتمنای دور و اطراف باشی. شاید از تربیتی برخوردار است که مدام وی را می ترساند و تعریف منفی از پسران پیرامونش ارائه دادند…

شاید درگیر درس و مشکلات مالی مربوط به یک دختر شهرستانی است که وارد یک شهر غریب گشته و باید همه حواس و انرژی اش را جمع کند بخصوص که سال اول زندگی بزرگسالانه اش در محیط جدید است.

مناسب ترین کاری که می توانی بکنی این است که عجله نکن. صبور باش. مدتی فقط اطرافش باش و بگذار ببیند هستی و علاقه ات گذرا نبوده است. اگر پس از مدتی کمی توجه و جرات بیشتر در وی دیدی دوباره تلاشت را شروع کن.

اگر هم به صدها دلیل ناگفته، دیگر نخواست تو رو ببینه جوانمردی کن و محترمانه از وی عبور کن. به انتخابش و تصمیمش احترام بگذار. سعی کن به نتیجه گیری های منفی که خیلی هم متداول است نرسی.

این را بدان که علاقه و توجه اش در همان مدت کوتاه، واقعی بود و همان را در قلبت نگهدار و از آن اعتماد به نفسی تهیه کن که بتوانی دنبال یک آشنایی جدید باشی..

Photo by Mitchell Luo on Unsplash

Written By
More from بهمن
همسرم از من خیلی خوش قیافه‌تر است و این مرا می‌ترساند
اوائل فکر می کردم که خوش شانس هستم با قیافه معمولی که...
Read More