می‌خواهم یک نفر دیگر باشم

سلام. من ۴۴ ساله هستم. فرصت های زیادی داشتم که اگر کمی ریسک می کردم یا شانس می آوردم مسیر زندگی ام تغییر می کرد. الان ولی افسوس می خورم چون از این شخصیت و موقعیت و زندگی که دارم راضی نیستم. مدتی است که خودم را جای دیگران می گذارم. دیگرانی که تصمیم دیگر گرفته اند. درسی دیگر خواندند. انتخاب دوست یا همسرشان متفاوت بود. آیا این توقعی که از خودم و زندگی دارم غلط است؟

امیر عزیز

این تصور و احساسی که از زندگی خودت داری یکی از قدیمی ترین دغدغه های انسانی است. بسیاری از انسانها از زندگی و تصمیماتی که گرفتند راضی نیستند.

این تردید  از هر عمل و انتخابی که داشتیم از سال های اول زندگی همراه ما است. ذات ما انسانها زیاده خواه است و مطمئن باش همه افرادی که دوست داری زندگی ات مثل آنها باشد هم از موقعیتی که دارند ناراضی اند و بیشتر می خواهند.

در هر مسابقه ورزشی آنکه نفر چهارم شد ناراضی است که چرا کمی بیشتر تلاش نکرده است تا روی یکی از سکوهایی قهرمانی بایستد. نفر سوم هم پشیمان است چرا به خاطر یک ذره تفاوت، نفر دوم نشده است و نفری که مدال نقره گرفت ناراحت است که چرا مدال طلا از چنگش درآورده شده است.

اگر به فلسفه و ادبیات تا ضرب المثل و جوک و ترانه های محلی تمدن بشری بنگری این افسوس و غم از دست دادن فرصت های سوخته و تصمیمات غلط، وجود دارد.

حتی اگر آرزوی تبدیل شدن شخصیت و وضعیت مان به افراد دیگر را در سر بپرورانیم ولی در عمق وجودمان، نمی خواهیم هویت و « من» خودمان را از دست بدهیم. ما فقط می خواهیم کار و شغل و پول و شهرت و موفقیت و تصمیمات آنها را نصیب خود کنیم.

این پشیمانی ها و افسوس ها و آرزوها معمولا در میانسالی بیشتر بروز می کند چون فرصت بیشتر و قدرت بیشتر داشتیم برای آنچه که می خواستیم باشیم. چون فرق نمی کرد در میانسالی چه شده ایم، ما فقط می خواهیم بیشتر از آنچه که هستیم باشیم. این موتور ذات تحول خواه و زیاده خواه و تمدن انسانی است.

همه انتخاب ها و تصمیماتی که داشتیم بدون شک اشتباه نبود. همه کارهایی هم که نکردیم هم ناشی از وجود منحصر به فرد تک تک ما است. به عبارتی دیگر، فرقی نمی کند چه وضعیتی داریم چون به هر حال به همین جایی می رسیم که هستیم.

ما هر کاری بکنیم و هر وضعیتی داشته باشیم راضی نخواهیم بود. این اصل را اگر در نظر بگیریم می شود نگاه کلی و مهربانتر به آنچه که هستیم و رسیده ایم داشته باشیم. 

Written By
More from بهمن

مردی را دوست دارم که به ۶ زن بی‌سرپرست حدودا همسن خودش حمایت مالی می‌کند

من ۳۱ ساله هستم، پنج ساله جدا شدم. قصد خوندن دکترا تا...
بیشتر بخوان