فن و فوت زندگی که هیچکس یادم نداد

فوت و فن زندگی رو نه خانواده به آدم یاد میده نه مدرسه و نه هر نوع موسسه ایی … همه شون می تونند به درد بخور باشند ولی راه زندگی کردن رو نمی آموزند.

۱- نمی دونم چطور اتفاق افتاد ولی یه جورایی فهمیدم که می خوام هر طور شده شاد باشم. تا مدتها نمی دونستم چطور ولیخودم حس کردم شادی مثل گرفتن یه پروانه است. اگه بیفتی دنبالش از دستت در میره یا اگه هم بگیری یه پروانه مچاله شده و ناراحته که ترسیده و دیگه قشنگ نیست. اما اگه هی نپری دنبالش، ممکنه خودش بیاد میشینه رو شونه ات.

۲- از همون نوجوونی بدون اینکه هیچکی یادم بده شروع کردم با خودم حرف زدن. شروع کردم رفتار خودم رو دقت کنم. می خواستم بفهمم چی منو ناراحت میکنه. چرا از یه چیزی خوشم میاد. خودم یاد گرفتم به خاطر حرف و خوشایند این و اون چیزی رو قبول نکنم که باهاش راحت نیستم. گفتنش آسونه ولی سالها با خودم کلنجار رفتم.

۳- سعی کردم با چنگ و دندون نگذارم جبر جغرافیایی زمینگیرم کنه. با چشم های خودم دیدم خیلی ها که جبری توی زندگی شون نیست وضع شون از امثال من بدتره. خیلی هام زدند بیرون از وضعیتی که حال شون رو می گرفت.

بارها شده که برنامه و نقشه و هدفم کار نکرد. بارها سرم به سنگ خورد اما بدون توقع غیرواقعی یواش یواش تونستم یه نردبون شخصی بسازم که از دیوار جبر جغرافیایی ام ذره ذره برم بالا…

۴- هیچکی یادم نداد توی تصمیم گرفتن هم سریع باشم و هم قاطع… هر فرصتی توی زندگی ام پیش اومد پیگیرش شدم و نترسیدم از اینکه یه چیزایی رو هم ممکنه از دست بدم. خیلی چیزها اگه سر همون لحظه که باید انجام بشه اتفاق نیفته دیگه اسمش فرصت نیست.

۵- سعی کردم همیشه اول از همه از خودم بپرسم چرا؟ از انتخاب رشته تحصیل تا هوس سیگار یا حتی خریدن یه کفش تا دختری که چشمم رو می گیره.

ترجمه بخشی از مقاله
The 10 Most Important Life Skills Nobody Taught Me
https://medium.com/mind-cafe/the-10-most-important-life-skills-nobody-taught-me-a5831c9c2a00

More from ماهان طباطبایی
آدم‌های فرادیوانه را ببینیم
انسانها  اگر می توانستند به توقعات معمول در هر جامعه، دست رد...
Read More