شرمندگی و بدبختی از در و دیوار روی پدرها می‌بارد

لابلای این فاجعه اقتصادی که کشور را احاطه کرده، سونامی وازکتومی در بین نسل جدید مردانی که در پیرامون خود می شناسم دارد شکل می گیرد.

بسیاری از خانواده های دو نفره که در گیرودار استرس و اضطرابِ امرار معاش هستند در نهایت می توانند از پس خرج و داخل و آینده یک فرزند برآیند و بعد ترجیح می دهند قیچی کنند و تمام!

هر روز اینجا و آنجا می شنوم و می بینم که دوستان و آشنایان دور و نزدیک، داوطلبانه برای عمل جراحی بر روی بدن شان نزد دکتر می روند تا در این دنیای نامطمئن و ناراحت، مسبب ایجاد فرزندی نباشند که نتوانند نگهداری کنند.

من که در خانه ای پر از جمعیت و پر از هیاهو چشم به دنیا گشودم و حالا چند سالی است که تک و تنها زندگی میکنم. وقتی که برای سپری کردن زندگی خودم، هر روز در این مملکت، عذاب و شکنجه میشوم تا یک لقمه نان بخور نمیر پیدا کنم و زنده بمانم چطور می توانم این مردان و پدران جوان را سرزنش کنم.

من که در این آپارتمان های ساکت و بی روح و خلوت نشسته ام و نظاره گر رنج هموطنانم هستم به چه حقی ازمردان دور و برم بخواهم که اجاق تولیدمثل شان را کور نسازند.

یک روزی می گفتند بچه ها باید از سروکول پدر بالا بروند و در هر خانه صدای گریه و داد و بیدادهای بچه ها بلند شنیده شود. حالا شرمندگی و بدبختی از در و دیوار روی پدرها می بارد!

یک روزی برای دوا و درمان و به دنیا آمدن بچه های بیشتر، مردان به نزد دکتر می رفتند الان برای بچه دار نشدن پیش دکتر می روند.

شماها با ما و فرزندان ما چه کردید؟!

More from امیر کبیر

یه پتوی سبز رنگ به وسعت دشت‌ سبز سبلان

اون وقتا که کوپن، بورس بود می‌رفتم تو شعبه نفت، اول گرگ...
بیشتر بخوان