چرا دلداری به خود، آسان نیست

هر نوع خصلت و شخصیتی داشته باشیم به هر حال از مشاهده درد و رنج دیگران، ناراحت می شویم. ما می فهمیم که همدردی که از خود برای برای یک نفر بروز دادیم چقدر می تواند حس مطبوع و دلگرمی برایش ایجاد کند.

با وجود این درست وقتی که خودمان درون یک شکست داریم دست و پا می‌زنیم و مثلا اولین نقشه اقتصادی ما به از دست رفتن همه پول و وامی که گرفتیم منجر می‌شود ترجیح می‌دهیم نسبت به خود دلرحم نباشیم.

جامعه، مشوق دلسوزی و دلرحمی افراد به خودشان نیست. همه ترجیح می دهند با سرزنش و خودتحقیری، از یک اشتباه یا شکست عبور کنیم.

ما یاد گرفتیم که برای موفقیت، هم باید اعتماد به نفس داشته باشیم و هم از انگیزه قوی برخوردار باشیم. برای همین وقتی شکست را تجربه می کنیم بلافاصه برای اینکه احساس اعتماد به خود یا تصور کامل و بی نقصی که از خود ساخته ایم در هم نریزد سریع دنبال توبیخ و تنبیه خود می گردیم.

نمی خواهیم قبول کنیم همه ما انسانها ضعیف و شکننده و خطاپذیر هستیم. نمی خواهیم بپذیریم که اکثریت بشر رنج شکست و از دست دادن پول یا عشق یا آرزویش را تجربه می کند.

دلسوزی به خود، قرار نیست ما را بی مسولیت تشخیص دهد یا اینکه شکست یا اشتباه را نادیده بگیرد. همدردی و مهربانی به خویشتن در دوران سخت و مستاصل زندگی، روبرو شدن با واقعیت است. ما انسانیم و جایزالخطا.

مهربانی به خودمان در لحظات سخت زندگی، خودپسندی نیست. فرار از مسولیت نیست. ترحمِ  تحقیرآمیز نیست. وقتی که اشتباهات سهمگین می کنیم، عشق مان را از دست می‌دهیم یا ورشکست می شویم ما آدم ذلیل و بیچاره ایی نیستیم. ما فقط باید عوارض شکست مان را تحمل کنیم.

به جای اینکه به خودمان نفرت بورزیم یا احساس شرم کنیم و یا خودمان را پنهان سازیم، دست یاری و محبت به سمت خودمان دراز کنیم. ما هیچ عمل غیرطبیعی یا متفاوت با سایر انسانها انجام نداده ایم.

 

 

Definition of Self-Compassion

More from ماهان طباطبایی

کارگاه‌های مخ زنی در شهرهای بزرگ

از حدود ۵۰ سال پیش پدیده راهنمایی مردان برای دست یافتن به...
بیشتر بخوان