روانشناسی

  • تکامل و افسردگیتکامل و افسردگی
    روانشناسان تکامل‌گرا بر این نکته‌ی مهم پا می‌فشارند که چون …

کمک مالی

امیدواریم با کمک مالی شما خوانندگان، بتوانیم پوینده تر و متنوع تر از همیشه در خدمت شما باشیم.

عشق و روابط

در یک نگاه

شاهین یک بهایی است

| | تابو

نامه یک دوست مسلمان از تهران:

دیروز به یک مجلس ترحیم رفته بودم و به ‌طور تصادفی دوستم شاهین را بعد از دو سال در آنجا دیدم. شاهین بهایی است. واسطه آشنایی من با او شغل اوست. او عینک‌ساز است و من دوستان عینک‌ساز زیادی در تهران دارم.

شاهین و همسرش مینا، دو دختر دارند. سال ۱۳۸۶ از کرمان به تهران آمدند. خانه بزرگ و ویلایی‌شان را در آنجا فروختند ولی مغازه‌شان را نگهداشتند. شاهین تصور می‌کرد با فروش خانه بزرگش در کرمان، می‌تواند در تهران هم مغازه‌ای تهیه کند و هم آپارتمانی بخرد، اما حتی نتوانست یک آپارتمان هم برای خودشان تهیه کند. به همین دلیل به نوعی در تهران غافلگیر شده بود. همان زمان همسرم از من پرسید: چرا به او کمک نمی کنی؟ او به امورات تهران وارد نیست. گفتم: آنها بهایی هستند و بالاخره هم‌مسلکی‌های‌شان به دادشان خواهد رسید.

 آنها به بحران گرانی مسکن در اواخر سال ۱۳۸۶ برخورده بودند و شاهین فقط توانست زیرزمینی را در شهرک غرب بخرد. خانه جدید برای این خانواده‌ که عادت به زندگی در یک خانه بزرگ داشتند بسیار سخت بود. بالاخره آنجا را نیز با ضرر فروختند و آپارتمانی به نسبت مناسب در یک مجتمع شلوغ خریداری کردند. او که به امید تحصیلات بهتر فرزندانش به تهران آمده بود از مدارس خوب دور افتاد. به همین دلیل دوباره آپارتمانش را اجاره داد و آپارتمانی در شهرآرا اجاره کرد.

مدتی بعد فهمیدم با بزرگ شدن دخترانش در شهرستان، اذیت و آزاری که از سوی برخی از افراد مذهبی و افراطی به خاطر بهایی بودن‌شان می‌دیدند، خیلی زیاد می‌شود و به همین دلیل و به ناچار تصمیم به ترک شهر و مهاجرت به تهران می‌گیرند. شاهین به همین دلیل هم هرگز نتوانست تخصصی را که در آن مهارت داشت سر و سامان دهد. کاری که در تهران گرفته بود نیز کفاف زندگی‌اش را نمی‌داد. تصمیم گرفت مغازه‌ای را که در کرمان داشت احیا کند. ناچار شد خانواده را در تهران تنها بگذارد و برای کار به کرمان برود. مدتی در حال رفت و آمد بود، ولی چندی نگذشت که مغازه‌اش را در کرمان به آتش کشیدند.

اکنون در تهران مغازه کوچکی را اجاره کرده است و گذران زندگی می کند. همسرش مینا نیز با وجود تحصیلات عالیه در یک مهد کودک، به یکی از معدود شغل‌هایی که بهایی‌ها می‌توانند در آن بی سر و صدا کار کنند مشغول است. آنها آدم‌هایی هستند که بسیار به خدای‌شان توکلی می‌کنند. به اعتقادات خود بسیار مومند و خود را رستگار شده می‌دانند. شاید همین ایمان باعث صبر و تحمل‌شان در برابر مصائب می‌شود.
کشور ما سرشار از تبعیض است. نمی‌دانم در جریان وضع دلار یا سکه هستید یا خیر؟ ولی همان را نیز ازجمله گردن بهایی‌ها انداخته‌اند و می‌گویند با خرید زیاد ارز کشور را به این روز انداخته‌اند. هم وزیر اطلاعات و هم کیهان هر دو به دروغ، مشکلات و بحران اقتصادی را به بهایی‌ها نسبت می‌دهند.

به راستی بهایی‌ها کی هستند؟ در برابر چشمانم زندگی اقتصادی یک خانواده بهایی کاملاً فروپاشید. من که همیشه در این مواقع کوتاهی نمی‌کردم در مورد او کوتاهی کردم و گفتم بالاخره هم‌فرقه‌ای‌های آنها کاری خواهند کرد! چه فرقه‌ای؟ چه باندی؟ من بعد از او هر چه دقت کردم جز افرادی چون شاهین که با مصیبت و محرومیت شغلی و اقتصادی، با مشکلات زندگی دست به گریبان هستند، بهایی دیگری ندیدم.

در چنین شرایطی، اگر آینده صلح‌آمیزی برای ایران عزیز می‌خواهیم باید به درد هموطنانی که تبعیض بیشتری نیز بر آنها اعمال می‌شود توجه کنیم. وضع بهایی‌ها در این کشور غیر قابل توصیف است. آنها اصلاً به‌طور رسمی وجود ندارند. همه تبعیض عالم بر دوش آنهاست. از دیدن زندگی دشوار آنها در ایران شرمنده‌ام.
من قبل از شاهین، با هیچ بهایی‌ای آشنایی نداشتم و از کم و کیف زندگی آنها مطلع نبودم. دیروز که شاهین را دیدم بلافاصله دو دختر زیبا و بااستعداد او جلوی چشمم آمدند که به‌زودی دیپلم خواهند گرفت و محروم از دانشگاه خواهند شد. می‌توانید تصور کنید که دخترتان فقط به خاطر اینکه دختر شماست و دینش بهایی است، نتواند ادامه تحصیل بدهد؟”

 

موضوعات مرتبط

  • Ali NorouziManesh

    امیدوارم روزی در ایران به جایی برسیم که بی دین بودن، حق طبیعی هر شخص در جامعه باشد.
    و البته آزادی دین و اندیشه هم بوجود بیاید.
    اینطوری به طرز فکر هم دیگه هم احترام بیشتری می ذاریم.

  • مسعود

    میبینم بحث تو کامنتها بالا گرفته از همینجا اعلام میکنم برای تمامی هموطنانی که این اراجیف رو باور کردن متاسفم.

  • Hoda Balapour

    این درسته ولی چرا ایشون دینشون رو ابراز میکنند؟

    • شین

      خانم بالاپور؛ من یک بهایی هستم.

      در مورد اینکه چرا بهایی ها دینشون رو ابراز میکنن، بنده سالها در جواب به این سوال میگفتم که این یک حکم در دیانت بهایی است که میگوید کتمان عقیده یا همان تقیه از نظر دیانت بهایی کاری غیرمجاز است (و واقعا هم هست). جدای از این مسئله که آیا چنین حکمی مدبرانه است یا خیر، چیزی که گریبانگیر بهاییان است، این مسئله است که آنها چه بهایی بودن خود را ابراز کنند و چه نکنند، تحت فشار حکومت هستند.

      در ثانی، ابراز کردن ایمان به دیانت بهایی تنها به کلام نیست. شاید خیلی از مردم ایران بدانند که بهاییان یک جامعه ی نسبتا بزرگ در ایران هستند (طبق گمان ها بیش از ۳۰۰ هزار نفر) که بزرگترین جامعه مذهبی غیر مسلمان در ایران را تشکیل می دهند. چنین جامعه ای با آنکه به طور رسمی قادر به انجام فعالیت های مذهبی و اجتماعی مربوط به خود نیست، اما جامعه ای خاموش نیست. بهاییان طبق عقاید خودشان فعالیت های مذهبی منظم و جمعی دارند که از جلسات دعای بسیار ساده، مراسم ازدواج و… تا خدمات پیچیده تر و وسیع تر را شامل می شود. معمولا افراد بهایی مخصوصا در یک منطقه با یکدیگر تعاملات اجتماعی زیادی دارند و چنین تعاملاتی از حکومتی که نه تنها رفت و آمد، بلکه تلفنهای آنها را به شدت کنترل می کند مکتوم نمیماند. پس در حقیقت عدم ابراز ایمان فایده ای نداشته و تنها راه برای آنان این است که نه تنها به طور کامل از جامعه مذهبی خود (و طبیعتا حتی خانواده شان) فاصله بگیرند، بلکه

      به صدا و سیما بروند و علنا اعلام نمایند که به آغوش اسلام پریده اند و یا آنکه مانند خانم مهناز رئوفی کتابی بنویسند و هر چه قدر میتوانند بر علیه جامعه ای که زمانی عضو آن بوده اند و دیانتی که به آن عقیده داشته اند دروغ ببافند.

      در نتیجه کتمان عقیده واقعا راه فرار مناسبی نیست. (اینها تنها از یک دیدگاه بود، از دیدگاه های دیگر مانند مبارزات اجتماعی بر علیه بی عدالتی و… هم می توان این حرکت بهاییان را مورد بررسی قرار داد که از عهده من خارج است)

      • Hoda Balapour

        جناب شین. بنده هم یک مسلمان شیعه مذهب هستم. در کتاب مقدس ما یعنی قرآن، خداوند به حضرت محمد دستور داده که بعد از پیروزی بر ادیان دیگه، مردم اگر به اسلام ایمان آوردن که چه بهتر . اگر نیاوردن و ادیان الهی داشتن، به زندگیشون خیلی بی سر و صدا ادامه بدن و دینشون رو تبلیغ نکنن. به حکومت هم خراج بدن. هیچ ظلمی هم بهشون نشه.
        اما پیشینه ی فرقه ی بهائیت رو همونطور که در کتب تاریخی مطرح شده ما مسلمانان این میدونیم که انگلیسی ها برای استعمار ایران طرحی ریختن. دلباختگی شیعیان رو دیدند و دینی توسط بهاء الله بسیار شبیه به شیعه اختراع و عرضه کردند. من یکی دو بار برنامه هایی رو که توی ماهواره در مورد بهائیت توضیح میداد شنیدم و دیدم که آموزه های شما تا چه اندازه به شیعه شباهت داره و دیگه به متون تاریخی شک نکردم. البته بدعتهایی که دارید در شیعه وارد نشده.
        قبول دارم که عملکرد حکام ایران در رابطه با شما مدبرانه نبوده و به زور نمیشه کسی رو مسلمان کرد زمانی که خود حکام ظالمانی بیش نیستند.
        واقعا آزو میکنم خدا هم ریشه ی ظالمان رو بکنه هم اینکه همه ی ما رو به راه صحیح خودش هدایت کنه.
        آمین

        • Ali NorouziManesh

          باعث تاسف بسیار است که انسان ها بجای اینکه با نگاهی انسانی به هم بنگرند، با ادیانشان همدیگر را می سنجند. بجای اینکه شرمسار باشیم که با تعصب خود چه بلایی سر این خانواده و خانواده های دیگر آوردیم(یا می آوریم)، به فکر دین خودمان هستیم. حال آنکه هیچ دلیل قاطعی برای اینکه بگوییم دین ما از بقیه برتر است نداریم و فقط به زور حکومتمان و کوته فکریمان خود را از دیگران برتر می دانیم و به خود اجازه می دهیم با دیگران بد رفتاری کنیم.
          مطمئن باشید همانطور که ما نسبت به دیگر ادیان فکر می کنیم آن ها هم در مورد ما فکر می کنند. همانطور که ما نسبت به دیگر ادیان عمل می کنیم، آن ها هم همانطور یا شدیدتر رفتار می کنند.
          اگر این فکرها ادامه پیدا کند، تا ابد هم که شده، اسرائیلی ها، فلسطینیان را می کشند، به جرم مسلمان بودنشان و …، در حالی که همه ما فارق از رنگ پوست، زبان، میزان دارایی و … انسان هستیم و باید به دید انسان به هم نگاه کنیم.

      • علی

        آقا یا خانوم شین،من کاری به حقانیت یا عدم حقانیت دین شما ندارم ولی از نگاههای بالا دستانه ی بهایی ها به دیگران بدم آمد،صرفا تجربه ی شخصی خودمو در مورد بهاییان میگم من چند بار خواستم با بهاییان دوست بشم و به جمع هاشون نزدیک بشم تا در مورد دینشون بیشتر بدانم اما متاسفانه دوستان بهایی اصلا علاقه ای به مراوده با مسلمانان ندارند دلیل اینو میشه توضیح بدی؟

  • ف بهشاد

    دو هزار سه هزار سال پیش بشر هیچ دیدگاهی راجع به خدا نداشت.خدا باوری در فطرت انسان نیست که با افتخار اعلام کنیم اگر خدا رو قبول دارم در حقیقت وجود خودم کشفش کنم.در این زمان با توجه به پیش زمینه ذهنی ما این موضوع سخت نیست.به هر حال در دوره قبل پیامبران با هدف اشاعه توحید ظهور کردند و همینطور که میبینیم به هدفشون رسیدند.در این دور حضرت بهاالله با هدف اتحاد جمیع نوع بشر ظهور کردند.ما مردمانی نیستیم که با لجاجت زندگی رو فدا کنیم برای هیچ…هدفی داریم و این هدف مقدسه و تنها راه بشریت.اگر عزیزان دست از لجاجت بردارند و در مورد دین جدید تحقیق کنند مسلما زودتر به هدف میرسیم

    • Hoda Balapour

      اگر تاریخ خونده باشید خواهید دید که همیشه انسان دنبال خدا میگشته حتی گاهی به اشتباه مسیرهایی رو میجسته. ۳۰ هزار سال پیش روی تپه های سیلک کاشان و در دشت قزوین مردمی زندگی میکردند که ساختمانهایی به منظور عبادتگاه داشتند. نیاسر هم که امیدوارم رفته باشید و اون پرستشگاه ناهیدی رو دیده باشید یا معبد چغازنبیل در شوشتر…
      ما چطور میتونیم در مورد دین شما تحقیق کنیم؟ منابع موثق البته اگر داید بفرمائید. شما کتاب هم دارید؟

    • Ali NorouziManesh

      این اداعا ها رو همه ادیان دارند، که دین ما بهتر و کامل تر از دیگر ادیان است. هیچ ربطی هم به ادیان توحیدی و غیر توحیدی ندارد. مثلاً اسلام با ورودش، مسیحیت و دین یهود را قبول نداشت و برای جا انداختن خودش، هم کشت، هم بد رفتاری کرد و هم پیروان ادیان دیگر را محدود و منزوی کرد. البته مسیحیت هم برای بقای خودش، راهکارهای وحشتناکی را پیش گرفت.
      اینطور که حداقل به من ثابت شده، همه ادیان پر از نقص و نیازهای بی شمار مادی و دنیوی هستند. چرا با طرز فکری نوین، دنبال حذف دین از زندگی خود نباشیم. مطمئناً انسان این دوره، با فکری بازتر، می تواند به درستی مسیر زندگی خودش را بیابد.

  • حامد

    اگر آینده صلح‌آمیزی برای ایران عزیز می‌خواهیم باید به درد هموطنان (( نادان و متعصب چه بهایی و مسلمان چه مسیحی و کلیمی برسیم)) به قول دوستمان از ماست که بر ماست . به این دوست عزیزتان بگویید اگر خدا باور است ،خدا را نه در اسم و ایین بلکه در حقیقت وجودش جستجو کند.بسیار متعجب میشوم از مردمانی که با لجاجت حاضر به فنا کردن تمام هستی خود هستند فقط برای اینکه به فرض دیگران انها را بهایی یا هرچیز دیگری بدانند.با احترام به تمام عقاید فقط بگوییم انسان خودخواسته جاهل نیاز به دلسوزی ندارد نه در ایران نه در همان فرانسه و نه در هیچ جای دنیا

    • مهیار

      عزیز من! حامد جان! در این دنیاء تزویر و دروغگوییها بجای تمجید و,ستایش گروهی انسان صلح جو و راستگو و بی پناه چگونه انها را “خودخواسته جاهل” خطاپ می کنی؟ بعلاوه مطمۀن باش که در این ایران ستمدیده امروز ما هیچکس که مطیع کامل دینی و سیاسی نظام نیست جرات خود نمائی نداردتا چه رسد به بهائیها! این نظام هست که با “لجاجت” و تنفّر شدید “حاظر [و در جستجو و مشغول] به فدا کردن تمام هستی” بهائیها و دیگراندیشان است نه خود انها ! قدری انصاف ای برادر

      • Ali NorouziManesh

        البته دوست غزیز، هدف خلق بهاییت، ایستادگی در برابر شیعیان بود. نمونه دم دستش هم، همین مسعود ریگی که به بهانه اعتقاداتش، مردم زیادی را به جرم شیعه بود کشت.

  • katrin

    فقط میتوان گفت که از ماست که برماست،من در زمان جوانی در زمان خوب شاه فقید که همه ادیان آزاد بودند و به قول معروف عیسی به کیش خود موسی دین خود با بهائیان تماس داشتم،بسیار سالم‌تر و معتقدتر از مسلمانان بودند،کسی را با کسی کاری نبود،براستی چه بر ما رفته؟این اخوندهای جنایتکار چه بر سر این مرز و بوم و این مردم صبور آورده‌اند؟.

    • Hoda Balapour

      دوست عزیز زمان پهلوی بهائیت ممنوع بود!!!

  • TaraM

    ehsanirman عزیز اتفاقا این قانون قانونه بسیار درستیه نمیدونم میدونین یا نه ولی مسیحیان هم نمی تونن در مدارس فرانسه صلیب بندازن و یا یهودیان ستارشونو شما خوشتون نمیاد چون همه چیزو از دیدگاه تنگ دینی می بینید اونجا یه کشور سکولاره که مغازه هیچکس بخاطر نوع دینی که انتخاب کرده اتیش زده نمیشه یا کسی از مسیحیت تغییر دین بده دار زده نمیشه اون مسلمونه میتونه حجابشو همه جا حفظ کنه ولی ایا یک مسیحی میتونه تو این مملکت بدون حجاب بیرون بره؟؟؟ بنابراین برادر بجای فرافکنی چشمها را باید شست باید قبول کرد که در مملکت امام زمان!! حقوق هر اقلیتی از جمله سنی زرتشتی یهود کرد لر عرب و بلوچ و ترک بشدت پایمال میشه دیگه واااای به حال بهاییون یا کسانی که تغییر دین دادن … بهتره یه سفر بری خارج به همون فرانسه ببینی تا اینکه نظر علما رو تکرار کنی

  • Ehsanirman

    شما یک مسلمانید!!!در فرانسه زندگی میکنی!! جایی که میگویند مهد تمدن غربه!!۲دختر دارید که میخواهند به مدرسه بروند!!اما نمیتونن!!!چرا؟ چون حجاب اسلامی دارن!!چون به قوانین دینشون معتقد هستن!! همه جا تبعیض هست!!!به امید روزی که هیچجای دنیا تبعیض نباشد

    • ونداد زمانی

      احسان عزیز اشاره ات درست است که در بعضی از کشورهای غربی این اواخر محدودیت برای زنان محجبه اعمال می کنند. اما آیا منظور شما این است که چون مقداری محدودیت این اواخر در غرب ایجاد شده است توجیهی است برای اذیت بهایی ها در ایران؟
      این مورد هم خوب است اشاره شود که در شهر تورونتو بیش از ۷۰ مسجد اسلامی وجود دارد و محدودیت و ممانعتی در سطح رسمی، اداری و اموزشی برای زنان مسلمان محجبه وجود ندارد

    • آرش

      گور بابای فرانسه. گور هفت جد و آبادشون…
      چرا تا یکی حرف حساب میزنه می‌گیم ببین آمریکا و فرانسه هم فلانند؟
      مملکت ما چرا باید اینجوری باشه؟
      ما چرا باید اینطوری باشیم داداش؟

      • مزدک

        درود بر هموطنان گرامی ! اولا دین یعنی رابطه انسان با خدایش هر خدایی است و زمانیکه دین وارد مسایل اجتماعی و سیاست …میشود و بخصوص ادعای نجات بشریت را دارد دیگر دین نیست و ایدیولوزیست و چنین ایده ای نه مقدس است و نه دین!شما نمی توانید بنام اسلام در زندگی خصوصی دیگران نفوذ کرده و در ریزترین تا بزرگترین کارها در جامعه تاثیر بگذارید و بنام عقاید خود ادم بکشید و اموال مردم را غارت کنید و هزاران انسان را به سلاخی بفرستید… و بعد توقع داشته باشید که بقیه اعتقادات شما را محترم بشمارد.اسلام از اول پیدایشش چنین بوده و با خشونت سعی در وادار کردن انسانها به قبول اسلام شده.قران نه تنها کتابی مقدس نیست بلکه مانیفست یک حکومت سیاسی و خشونت گرا و زن ستیز و دگراندیش ستیز و ضد بشری است. آیا برای دیگرانیکه چنین طرز تفکری را نمی پذیرند امکانی برای زندگی در یک کشور اسلام زده وجود دارد مسلما نه.چرا من که شخصی غیر دینی هستم ولی ایرانیم باید حق ماندن در کشورم را از مشتی متجاوز و جنایتکار گدایی کنم و یا بخرم(جزیه فقط به کسانی تعلق میگیرد که اهل کتابند نه به کافرانی مثل من! چون حکم من و امثال من در اسلام مرگ است!)بحث این نیست که بهاییت و یا بابی گری از اسلام بهتر است. بحث بر سر رعایت حقوق انسانها در یک جامعه است.زیر بنای تمام ادیان بخصوص ادیان ابراهیمی الله و یهوه و …است یعنی افریننده .ولی زیر بنای قوانین مدرن عرفی(لاییک) و سکولار انسان و حقوق انسانی است بهمین جهت در یک حکومت سکولار حوزه دین از حوزه حکومت و قدرت جداست.شما میتوانید مسلمان یا یهودی و یا بی دین و یا بهایی و ترک و عرب و فارس …باشید ولی چون انسانید دارای حقوقی هستید که باید در جامعه رعایت شود.کسی و یا گروهی حقوق ویزه ای ندارند مثلا چون آخوند شیعی هستند و ۹۰% مردم هم شیعه هستند!نه چنین امتیازاتی در قوانین عرفی نیست.بهایی و مسلمان و یهود و زندیق و کافر و ملحد …انسانهایی هستند متفاوت از هر لحاظ ولی مشترک در انسان بوده و همین باعث برابری در مقابل قانون است! هیچ عدله ای نه تنها مسلمین بلکه هیچ دینداری برای اثبات حقانیت ایین خود بجز رگ گردن ندارید.بنابراین بهترین کار گردن نهادن به یک سیستم سکولار با قوانین عرفی (لاییک) و بر بنیان حقوق بشر بهترین راه حل برای ایران فرداست.چون در چنین سیستمی دین امری خصوصی است و افراد هر دینی و ایینی با رعایت حقوق دیگران و قانون به زندگی مسالمت آمیز و مداراگرانه و در صلح و تسامح با دیگران در جامعه ادامه می دهند.شما هموطنان مسلمان به بهشت موعود خود تشریف ببریدو حوریان و هرآنچه درآن هست گوارای وجودتان اما دست از کشت و کشتار و غارت اموال و تجاوز به همه چیز ما کفار و بهایی …و کشان کشان و با تهدید سر نیزه برای بردن ما کفار به بهشت بردارید!

    • مهدی

      اقا این بنده خدا ارش راست میگه
      مگه این کشور ادعا نمیکنه که میخواد متفاوت از غرب باشه پس چرا شما هر چیزی را با اونا مقایسه میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟