ایرانیان مدرن ولی سنتی

اثر کامران روستا
اثر کامران روستا

مردی تعریف می‌کرد که چندسال پیش با خانمی هم‌سن و سال خودش آشنا می‌شود و رابطه آن‌ها خیلی سریع‌ و با اشتیاق دوجانبه، به هم‌بستری کشیده می‌شود. به گفته وی همه‌ چیز طبیعی و بدون دروغ اتفاق افتاده بود.

بد نیست خاطره او را از نخستین شبی که با آن خانم در زیر یک سقف گذرانده‌ بود، برایتان بازگو کنم. مرد نزدیکی‌های صبح با صدای هق‌هق گریه زن بیدار می‌شود و می‌بیند او لخت روی صندلی اتاق، چمباتمه زده و سرش را روی زانویش گذاشته و بسیار پریشان است. مرد به آرامی و با سئوالات پی‌درپی جویای دلیل ناراحتی او می‌شود: «چه اتفاقی افتاده؟ حالت خوب نیست؟ خواب بد دیدی؟ از دست من ناراحتی؟ چرا گریه می‌کنی؟» زن در حین گریه می‌گوید از اتفاقی که بین شان افتاده پشیمان است و احساس خوبی ندارد. چون مطمئن است که مرد برداشت‌ مناسبی از شخصیت او نخواهد کرد.

زن بعد از چند دقیقه گریه برمی‌خیزد و قبل از روشن کردن چراغ لباسش را تنش می‌کند و در حین رفتن به سمت یخچال ادامه می‌دهد: «من شما مردهای ایرانی را می‌شناسم. تو هم مثل بقیه مردهای ایرانی بی‌شک بعد از اتفاقی که امشب بین ما افتاده است با بی‌احترامی از من یاد خواهی کرد. شما ادعا می‌کنید که آدم‌های آزادی هستید و از زنان مستقل و آزاد خوشتان می‌آید ولی برای داشتن یک رابطه جدی و طولانی‌مدت یا حتی برای همسری، امثال ما را در فهرست توجه‌تان قرار نمی‌دهید»

مرد که هنوز نمی‌تواند بین تجربه صمیمی و زیبایی که اوایل شب تجربه کرده است و گلایه‌های بامدادی زن رابطه درستی برقرار کند، با اصرار و به ملایمت از او می‌خواهد که دست از گریه و احساس منفی‌ بکشد.

هر دویشان روبه‌روی هم روی دو صندلی چوبی لم می‌دهند. ساعت چهار صبح است و در آشپزخانه‌ای نشسته‌اند که گویای حٌسن سلیقه زن است. مدتی در سکوت می‌گذرد. مرد در آن لحظات کشدار سحرگاهی به این فکر می‌افتد که بی‌شک خود او نیز به فکر رابطه جدی و طولانی‌مدت با دوست جدیدش نبوده و اتفاقاً طی شب گذشته در تهِ ذهنش همخوابگی راحت و بدون ادا و اطوار و صمیمانه‌ای را که نصیبش شده بود، کمی غیر عادی دیده است: «از اون‌همه راحتی راستش یکه خوردم و درباره‌اش قضاوت‌هایی هم کردم که به زبان نیاوردم»

او این افکار را با زن درمیان نمی‌گذارد و از فرصت مکالمه صادقانه و صریح با او فرار می‌کند و برای پایان دادن به ماجرا، سهل‌انگارانه رو به میزبانش می‌گوید: «اگر خواستی بعد در این زمینه با هم حرف می‌زنیم. این موقع شب وقت این کار‌ها نیست»

صاحبخانه ناگهان بغضش دوباره می‌ترکد و می‌گوید: «این هم از آن تفاوت‌ها و خونسردی‌هاست که مردان ایرانی به خرج می‌دهند. فکر می‌کنی من مریض هستم یا ناهنجاری رفتاری دارم که کنترل احساساتم از دستم در رفته است؟ من یک زن هستم و ماجرایی که بین من و تو اتاق افتاده برایم بسیار مهم است. چرا نمی‌فهمی که احساس شرم و بدبینی همه وجودم را پر کرده است؟»

مرد البته به مدد شب دلپذیری که پشت سر گذاشته است هیچ نوع احساس گناه و شرمی گریبانش را نگرفته است چون سرشار از احساس غرور و مردانگی ناشی از کامیابی شبانه بود. به همین دلیل به خود فرصت می‌دهد که هم کمی مهربان‌تر رفتار کند و هم بپذیرد که امکان احساس نامطبوع برای دوست تازه آشنایش می‌تواند طبیعی باشد.

او درحالی که قهوه‌ مخلوط با شیر داغ را مزه مزه می‌کند در سکوت، کم‌کم افکار دیروز عصر خود را به خاطر می‌آورد: وقتی دختر از او دعوت کرده بود تا برای صرف شام به خانه‌اش برود وحس ناگهانی از اینکه چه دختر دست یافتنی است! شاید چون هنوز یک هفته هم از آشنایی شان نمی‌گذشت. اگرچه چند ماهی بود که آشنایی با او برایش مهم شده بود.

مرد حالا حس می‌کند با احساس ناخوشایندی درگیر شده است. پریشانی میزبانش نیز شرایط را برایش بسیار سخت‌تر کرده است. حس می‌کند از آن‌همه شور برای ادامه رابطه با زن فارغ شده است و حتی از ادامه رابطه با او می‌ترسد. کمی هم حس می‌کند که زن دارد خودش را لوس می‌کند: «اولین تجربه‌اش که نبود. فکر کردم دارد خودش را خیلی پاک و منزه جلوه می‌دهد، اما نمی‌توانستم به او چیزی بگویم. اولین‌ شبی بود که منزل او می‌خوابیدم. او باید مسئولیت انتخابی که کرده بود را می‌پذیرفت. من که به زور به آنجا نرفته بودم»

مرد در ‌‌نهایت خودش را جمع و جور می‌کند و با احتیاط به زن می‌گوید: «این گریه‌های سحری تو نشان می‌دهد که خودت احساس شرم و گناه شخصی برایت ایجاد شده است ولی همه آن را به گردن اخلاقِ مرد ایرانی می‌اندازی. ول کن این افکار را». زن کمی آرام می‌شود. به دوستم می‌گوید: «برو بخواب، نگران نباش. ببخش که این حرکات از من سر زده است، دست خودم نبود.» بعد از جایش بلند می‌شود و به بالکن آپارتمان کوچکش می‌رود تا شاید به انتظار طلوع آفتاب بنشیند.

مرد دوباره به رختخواب می‌رود اما دیگر خوابش نمی‌برد: «صادقانه بگم خودم هم می‌دانستم که او درست فکر می‌کند. راستش نمی‌دانستم آیا دلم می‌خواهد با زنی ازدواج کنم که اینقدر زود به من اعتماد کرده است یا نه؟ آیا به راستی با تمام وجودم به این رابطه برابر اعتقاد دارم یا نه؟ یعنی جوری که پس از این رابطه درباره زن هیچ قضاوتی نکنم؟ حس کردم به‌‌ همان اندازه که او در مرز بین خواسته‌های مدرن و سنتی قرار دارد من هم در یک دوگانگی شدید هستم»

خاطره کوتاه این مرد ایرانی را بازگو کردم تا بگویم: بخش قابل توجهی از ما مردان و زنان ایرانی روی دو صندلی نشسته‌ایم. تلاش می‌کنیم مدرن باشیم و مدرن رفتار کنیم و مدرن هم عشق بورزیم، ولی آیا به‌‌ همان مقدار روح و روان و اخلاق و ناخودآگاه ما توانسته از لباسِ سنت٬ محافظه‌کاری و عادت ها رها شود؟

کاش حداقل به این بحران آگاه باشیم. در این صورت شاید ماجرای آن شب طور دیگری تمام می‌شد. مثلاً آن دوست، از خواب خوش می‌گذشت و به بحث و گفت‌وگوی صمیمی با زن می‌پرداخت. شاید صمیمانه به زن اطمینان می‌داد که ذره‌ای از احترامش به او کاسته نشده است یا حداقل چنین تلاشی دارد و دلش می‌خواهد روی خودش کار کند. شاید به خودش و میزبانش خاطر نشان می‌کرد که ماجرای عشق‌ورزی آن‌ها، توسط دو انسان بالغ و عاقل و راضی صورت گرفته است و اگر گناه و خطایی فرضی هم صورت گرفته است، بار آن به نسبتی برابر بر شانه هردوی آن‌ها سنگینی می‌کند.

More from ونداد زمانی

2014 گرمترین سال جهان شناخته شده است

بسیاری از مراکز علمی رسما اعلام کرده اند که سال 2014 لقب...
بیشتر بخوان
  • Nima Dm

    بسیار جال بود. موردی مشابه این برای من پیش امد. همین حل سوال بسیار جای درنگ دارد و ارزشمند است.
    اما پیشنهاد دارم، با توجه به بودن متخصصین روانشناسی،جامعه شناسی و سکسولوگ، اگر همین داستان مورد نقد و بررسی قرار بگیرد و از چند نگاه مختلف حاشیه هایش بررسی شود، آن وقت پتاسیل معنایی قصه بسیار کرابردی خواهد شد. 
    تشکر مجدد از سایت،و مطالب خوب.

    • مهرداد

      ناراحتی روحی وروانی بین زنهای ایرانی بیداد میکنه اتفاقا همین مشکل برای من هم پیش اومده و خانوم هر دفعه بعد از عشق ورزی و ….. جوری رفتار میکنه که تا یه هفته دچار تشویش و دلهره میشم و میگم نکنه طرف دیوانه شده و سعی میکنم دیگه تمومش کنم ولی باز دوباره خودش میاد طرفم و روز از نو و روزی از نو

      • binaam

        این تابو بودن سکس ذهن خانومای ایرانی‌ رو خراب کرده، قشر زیادی از خانوم‌های ایرانی‌ دچار همین حالت روحی میشن بعد از سکس ،

        حتا توی رابطه معامولی با پسرا هم دچار مشکل هستند، و عکسش هم درسته،

        پسرای
        ایرانی‌ در مقایسه با پسرای کشور‌های دیگه که از بچگی تا دبیرستان و
        دانشگاه با هم بودن ، کلا با دخترا و اینجور روابطی مشکل دارن،

        حتا ثبات شخصیتی توی خانمایی که توی یک خانواده که فقط دختر داشته

        بزرگ شدن خیلی کمتر از خانمایی است که توی یک خانواده پسر دار بزرگ شدن!

        کلن خانوم‌های ایرانی به عنوان مادر، خاله، خواهر بهترین هستند اما به عنوان دوست دختر فاجعه

  • amirkhan

    تو جوامع سنتی مارو از بچگی شستشوی مغزی میدن.این میره تو ضمیر ناخوداگاهمون

    دیدن فیلم زندگی خصوصی خالی از لطف نیست

  • علی

    من هم همین موضوع برام پیش امده

    با دختری ارتباط داشتم با میل و رغبت خودش من رو به خونه اش دعوت کرد ساعتها گفتیم و خندیدیم و …. تا آخر حمام رفتیم و برگشتیم و با خوبی خوشی خدا حافظی کردیم

    فردا ساعت 8 صبح با من تماس گرفت که میدونم مثل دستمال بی ارزشی برات شدم و تو دیگه از من متنفری و دیگه تحقیر شدم و نمی تونم تو چشم تو نگاه کنم و از تو خجالت میکشم و …

    و با بدبینی مضاعف بالاخره همه چیز رو خراب کرد با اینکه خیلی دوستش داشتم

    از ترس افکار بیهوده ای که تو مغزش میچرخه و حاضر نیست قبول کنه و عوضش کنه

    اونو رها کردم

    • سحر

      چه راحت رهاش کردی ..خودت هم گرفتار این دوگانگی هستی و گرنه بهش کمک میکردی تا جایگاه خودش رو باور کنه..من شدیدا از این رفتارها متنفرم…من برای محک زدن مغز و اندیشه مردی که دوست داشتم این حرف رو زدم رفتار مرد اینقدر عاقلانه بود که باور کردم خودش رو با من برابر میدونه .پیاز داغش رو هم تند کردم..حتی بهش گفتم علی رقم میلم دیگه سکس نمیکنم..اما اومنو دوست داشت برام وقت صرف کرد تحملم کرد.قهرو نازکردن هام رو به جون میخرید..او کاری کرد که من بدون واهمه باهاش باشم.این رفتارهاش منو علاقمند تر میکرد..بعد از مدتی ازم خواستگاری کرد

      • سحر

        البته اینم بگم که هشت ماه باهاش بودم اما دست همدیگه رو لمس نکردیم..شاید همین باعث شد مطمئن باشه..که سکس ما از روی علاقه است و قابل اعتماد..اگه دختر یا پسری که بعد از یه هفته اشنایی سکس کنه به نظر من که به راحتی با دیگری هم خواهد خوابید.این دیگه ربطی به سنت و مدرنتیته نداره..یه هفته مدت کمی هست..

      • خوبه خودتم مید.نی چه روباه مکاری هستی

    • مهسا

      شاید اگر صبر می کردید و بهش ثابت می کردید که دوستش دارید و رابطه تون از سر احساس پاک دوست داشتن بوده، نه یه هوس زودگذر؛ دلش گرم میشد و ترکش نمی کردید. دقیقاً بحث همین جاست، توی همین لحظه استکه زنها دوست دارن بازخورد درست رو از طرف مقابلشون ببینن.

  • Guest

    بحث و مضمون این ترانه چند ترانه مشابه از نامجو و شاهین نجفی ، انتقاد یا بازگفتن مشکلات نیست، اینها بواسط مسایلی که بعضی هاشون واقعا مشکلات گسترده و عمیقی نیستند دارند هست و نیست یک ملت را ناکامی و سقوط جلوه میدهند. مثال بزنم حتی یک دختر که از فقر به فحشا بره فاجعه است برای من حتی فرقی نمیکنه اون دختر ایرانی باشه یا نباشه، اما سوال اول اینه که راه کمک به اون دختر ایرانی که اینها بهش میگن صادراتی چیه؟ دوم آیا واقعا همه اون دختر ها قاچاق شدن یا از سر فقر رفتند؟ سوم درسته که این شرایط حتی برای یک نفر دردآوره ولی این شیوه تکرارش و گذاشتن این مسئله و مسایلی از این جنس در عباراتی که غرور ملی و هویت ملی را هدف گرفته افراد را مایوس و پوچ میکنه و آدم هایی که احساس بی هویتی می کنند راحتتر به انحراف می روند در نتیجه تعداد اون دختر ها ممکنه افزایش پیدا کنه و کسانی که خیلی هم نیاز مادی ندارند به فحشا کشیده بشوند. چهارم: باز تاکید می کنم حتی یک مورد قربانی فقر و فحشا فاجعه است اما نباید تو جامعه این حس ایجاد بشه که انگار بیشترین فاحشه های بین المللی در دنیا ایرانی هستند یا بیشترین کودکان قربانی تعرض جنسی در ایران هستند چون القای این حس خودش زمینه ساز انحرافه،
    آمریکایی ها میگن
    Fake it till you make it
    البته این مثال را برای پدیده های مثبت به کار می برند ولی کارهایی مثل این ترانه دقیقا داره بازتابی بزرگنمایی شده از ایراداتی را میده که دقیقا منجر به افزایش اون ایرادات میشه.

    • marderooz

      کامنت شما در زیر یک مقاله دیگر فرار دارد/ مرسی

      • سحر

        مقاله شما حرف دل من بود..درد روز ایرانی..شما به بهترین شکل بیانش کردید..

  • م م

    در هنگام سکس و پس از ان در مغز زن کدهای شیمیایی ترشح میشه که باعث علاقه و به خصوص وابستگی به مردیکه باهاش سکس داشته میشه….یعنی سکس برای زن وابستگی عاطفی میاره ولی برای مرد اینجور نیست و مردتنها اون لذتی رو که از معاشقه برده زیر زبونش میمونه..پس خانمهای عزیز توجه کنید زمانی به سمت چنین رابطه هایی بروید که به صورت خوداگاه قادر باشید که مردونه از سکس لذت ببرید یعنی اینکه پس از سکس بتونید مانع ایجاد علاقه به طرف مقابل در خودتون بشوید….به همین سادگی ..حالا اگر دیدین میتونین بسم الله اگر دیدین نمیتونین نکنید چون بهتون صدمه وارد میشه ..بعد نشینین گریه کنین و از طرف بخواهین که بیاد و مسولیت احساس شما رو به عهده بگیره…انسان باید از فیزیک بدن خودش و همچنین از روحیه ی خودش اگاه باشه و مسولیت افکار ..احساس و رفتارهاشو خودش بپذیره …..

    • م ف

      دوست عزیز چه خوب گفتید که انسان باید مسئولیت رفتار خودش رو بپذیره اما مثل اینکه منظور شما از انسان خانوم ها بود!!! آقا نباید مسئولیت رفتارش رو بپذیره؟ اگرمرد بالغ و فهمیده باشه با زنی به رختخواب می ره که به او علاقه منده نه اینکه فقط دنبال لذت آنی هست. زنها روی بلوغ مردها حساب می کنند که اونها رو همراهی می کنند.

    • امیر

      نه هر زنی بعد از سکس به مرد وابستگی عاطفی پیدا می کنه و نه هر مردی تنها به لذتی که از معاشقه برده فکر می کنه. زن ها می تونن بدون هیچ حس خاصی نسبت به یک مرد با اون رابطه جنسی برقرار کنند و مردها هم در خیلی موارد بعد از ارتباط جنسی با معشوقه خودشون بیش از پیش بهش وابسته می شن. تفاوت های روانی بین زن و مرد قابل پذیرش هستند اما مطلق انگاری درباره این قضیه درست نیست.

      • سیمین

        این دقیقا درست بود.هر زنی احساس وابستگی پیدا نمیکنه

  • مووسی

    واقعیت تلخ جامعه ایرانی محروم از سکس

  • لیلی

    این که با یک دختری با هزار دوز و دلک بخوابی و بعدش رهاش کنی توی ایران یه افتخار شده واسه آقایون.البته بقیه جاهای دنیا هم همچین چیزی هست…منتها توی سنهای پایین!! نه تو سی سال و چهل سال!! یکی از مشکلات اساسی ما توی رابطه هامون توی ایران اینه که خیلی بچه گانه و عقب افتاده است.این که یکی میگه هشت ماه با هم دوست بودیم ولی دست همدیگرو لمس نکردیم یا اینکه هفته اول آشنایی کار به رختخواب بکشه واقعا غیر طبیعییه.من فکر نمیکنم زیر همه این فشارها و تابوها و عدم آگاهی ، مردها و زنهای ایرانی در رابطه های جنسی شون (مخصوصا خارج از ازدواج) ارضا بشن…. یه چیز دیگه که دونستنش بد نیست این که بعد از رابطه جنسی و رسیدن به ارگاسم …در نتیجه این ارگاسم هورمونی در بدن زنان ترشح میشه که تمایل و خواسته زن رو به مادر شدن ایجاد میکنه و در مردان ایجاد احساس و عشق بیشتر به زن و ماندن و پایداری او با زن میشه.

  • الهام

    نمیدونم من بدشانس بودم یا واقعا لحن مردای ایرانی بدآهنگ بود!

  • Guest

    این داستان عین واقعیته. نمی خوام بگم صددرصد مردای ایرانی، اما به جرأت می تونم بگم که نود درصد مردای ایرانی همینطوری هستن. یا باید کلن دورشون رو خط بکشی، یا برات اهمیت نداشته باشه که چه فکرایی می کنن. اینکه دیگران چه فکرایی می کنن در مورد آدم به خودشون مربوطه، نا ما.

    • مهرداد

      اتفاقا مردها هم همین فکر رو راجع به زنها میکنن

    • مهسا

      آقا مهرداد، من معتقدم که زن ها و مردها نسبت به هم دچار یه سوءتفاهم تاریخی شدن، اما شباهتی که شما ازش صحبت کردید، در مورد کدوم قسمته؟؟

  • ميترا

    من كلا به ازدواج اعتقادي ندارم و از اولش جوري تربيت شدم كه تو كارم و تحصيلاتم قوي باشم و روي پاي خودم باشم ولي نمي دانم چرا تو روابطم با مردها هميشه عكس ماجرا پيش مي ياد و جالبه كه مردهايي كه تا الان باهاشون اشنا شدم به من برچسب غرور و فرار از يك رابطه جدي رو مي زنند اخه احساس و عشق يه چيز و اينكه با شخصي دوست باشي و حالا يك ارتباط جنسي خواسته يا ناخواسته پيش بياد يه مسئله ديگه اي ، ممكن اون شخص رو دوست داشته باشي ولي عشق با دوست داشتن فرق مي كنه .

    • marderooz

      اینطور هم، میترای عزیز می توان بود و تعاریف بسیار شخصی از پدیده ای اجتماعی و انسانی داشت.. مرسی

    • Murteza Mehrnia

      آخرش میخوای به کجا برسی

    • سام

      عشق با دوست داشتن فرق مي كنه ….

  • amir

    hich rabty be irani budan ya nabudan nadare in raftara har kasi niaz be chalesh dare harchi bedast avordan sakht tar arzesh balatar in system fekry ma adamas va irani o khareji ham nemishnase

    • marderooz

      امیر عزیز اشاره ات درست است. مرسی

  • آرش

    ما از این داستان نتیجه اخلاقی میگیریم که با هرکی که سکس داشتیم باید با همون کس ازدواج کنیم … و اصلا هم فکر نکنیم ازدواج و بر طرف کردن نیازهای جنسی دو چیز متفاوت هست …. و اصلا هم فکر نکنیم که که یه رابطه جنسی یک رابطه دو طرفه هست و هر دو طرف لذت می برند و زنها هم مثل مردها و مردها هم مثل زن ….
    اجازه خانم من الان یه مرد ایده آل ایرانی هستم؟ …. عزیزان دل خانمها و آقایان عزیز شما ممکنه تو تاکسی یا محل کار یه در صف سینما یا باشگاه ورزشی فارغ از جنسیت با مردم برای چند لحظه هم صحبت بشید و بعدش خداحافظ ! خداحافظ! (هر چه قدر هم اون آدم خوب و فرهیخته باشه) ولی وقتی بخواهید با کسی شریک تجاری بشید یا جایی استخدام بشیید یا کسی رو استخدام کنید ده ها مورد رو در باره شخص بررسی میکنید ….
    شما خودت قضاوت کن ، بری خونه خانمی مهمون بشی ، شام ، پذیرایی ، سکس ، دستشون درد نکنه ممنون !! بعد نیمه شب بلد بش ببینی شریک جنسیت داره گریه میکنه ، اون وقت تو باید چهار صبح بلند بشی ، تو بحثی شرکت بکنی که میدونی بیفایده است و دلیلش رو نمیفهمی تازه احساس گناه هم بکنی ، در آخر هم آدم بده قصه باشی … چرا؟ چون شریک جنسی شما علاوه بر ارضا جنسی به ارضای عاطفی ، تشکیل خانواده ، داشتن همسری متعهد و پدری نمونه برای فرزندانش نیاز داره !!!

    • یکی مثل خودت

      به قول گفتنی:
      دهانت آکنده از سرویس باد

  • خردگرا

    حالا به این کار ندارم که آیا این یک داستان تخیلی است یا واقعی، اما بیایید از آنسو بی این داستان نگاه کنیم که چرا آن مرد احساس گناهی نمی‌کند؟ به نظر من آن مرد هم کار همان کاری را کرده که ما به نام زنان بدکاره می شناسیم. این آقا هم هرزگی کرده‌اند. چرا آن خانم باید این احساس شرمساری داشته باشد؟
    وانگهی، من خودم که یک مرد ایرانی هستم، اصلا به این رابطه به عنوان یک قضیه ناهنجار نگاه نمی‌کنم. موضوع خیلی ساده است، آن دو انسان فقط یک نیاز انسانی‌شان را برآورده کرده‌اند و شرایط طوری بوده که آن شب آنگونه شود. و به این نکته هم توجه کنید که این رابطه دو طرفه است. هم خانم و هم آقا ارضای جنسی شده‌اند.
    این خانم هم مظلوم نمایی می کنند! پس چرا در آن‌زمان که از سکس کردن داشت لذت می‌برد گریه‌شان نگرفته است؟
    راستش این داستان خیلی مسخره به نظر میاد.

  • OdenTall

    درود بر شما

    بجای اینکه به ساده گی چیزی بگوییم و بگذریم بهتر می بینم که به ایستیم و به دقت نگاه کنیم حتی اگر چیزی برای گفتن هم نداشته باشیم

    نمی دونم باید در مورد متن مورد نظر چیزی بنویسم یا نه از اَصل موضوع حرف بزنم – راستش این دوتا خیلی با هم فرق داره – یکی میره تو علم روان شناختی و روان درمانی و کج دار مریضی های روزمره گی انسان و آدم ، که البته ما ایرانی ها هم توش استادیم و دست همه رو از پُشت بستیم

    نگاه اول رو از همین پنجره می اَندازیم – چیزی که همه در موردش می دونند و میون کامنت های به زیر آمده متن به خوبی پیداست که به اَندازه اطلاعات و عقیده فردی شان به گفت و گو آمده اند – اما یک ایراد ساده ای که به همه این کامنت ها میشود پیدا کرد اینست که چیزی به نام عشق در این میان نه به طَعم میآید و نه به چِشم – همیشه همینطور هست – آدمها برای توجیه رفتارشان و شوک های ناشی از اَرزش گذاری های آن به جنبه های برخوردی که مبتنی بر نیاز است آن را بررسی کرده و در آخر هم به طرز مسالمت آمیزی از حقیقت آن در میروند و این می شود که چه در داستان یاد شده و چه در گفتگوهای به ذیل آمده اش – هر دو را توافقی دانسته اند برای بهره برداری از چیزی که نیازشان بوده یا اَصلاً نه
    بیایید راحت تر باشیم – از روی رغبت و میل محض بوده … پس دیگر چه چیزی پنهان مانده که بخواهیم بنشینیم بهم تعارف بزنیم که اینطور بوده یا نبوده
    حالا این طرف خیلی با کلاس بوده رفته برای خودش چمپاتمه زده و رفته تو اَشک هایی که چیزی دیگری را می خواهد و از ریشه اَصل خود هوای دیگری پیدا کرده …. ؟ا
    برای اینکه سر عزیزان را به درد نیآورم توصیه میکنم باز دوباره کتاب شازده کوچولو مطالعه شود
    اما وقتی بخواهیم از این حال روز مره گی آدمها و نوع اشتهایشان از لذت جویی و کامیابی به قول خودشون بگذریم
    در یک مَنظرَ ساده و بی آلایش به اَندازه یک آدم می شود به سخن آمد

    وقتی چیزی اَصل باشد که گفته نمی شود – می شود ؟ا
    چیزی که عشق باشد در یک محفل بیان نمی شود – می شود ؟ا

    این قسمتش دیگر به ایرانی و غیر ایرانی مربوط نمی شود – بلکه جهانی میشود – بلکه سیالی می شود از چیزی که در متن پیچیده آدمها نهان شده و هر از گاهی به گونه ای ظهور پیدا می کند ، از اشک بهاری گرفته تا دنیای تنهایی آدمها – شاید آن قسمتی که هر جنسی ( هم می تواند مرد باشد و هم می تواند زن باشد ) سر به آغوش گریه می رود
    همانجایست که از خود می پُرسد آیا جای من اینجاست – میآن این آغوش – آنگاه که تن به بازی میرود و دل را نادیده می گیرد چه حس دیگری می تواند به خود بگیرد

    این تجربه ای ست که حتی بعد از ثانیه های پایانی یک هوس با قدرتی باور نکردنی به ذهن و جان فردی که از این بابت در رنج است هجوم می آورد

    حالا به خود نگیرید – پنجره اول خیلی ساده تر است – تو خواستی ، من هم خواستم – تو خوشت اومد ، من هم میخواستم – تجربه کردیم – حال کردیم – لذتش رو هم بُردیم

    اما با تمامی اِحترامی که به علم و شاخه رفتار شناختی دارم این آن نمی شود که همه بر اَساس یک رابطه و برخورد فیزیکی در نظر بگیریم و آیا اَساس این روایت هم بر همین است یا چیزهای دیگری هم هست که در درون دارد و برای بیرون کشیدنش دلی میخواهد که صاحب باشد – هَوسِ بُوی عشق را بخواهد و نداند این چه طَعم یست که هر از گاه طُعمه ای می شود برای آن که به دست آورد تکه ای از جامی که فقط حِسَش را دارد – و اینجاست که آدمی با هر جنسی هم که باشد از خود می پُرسد آیا این مکان اَمن مَنَست یا نه شالوده نیازهایی که هر روز عادت به عادت کردنش را به سر می پروراند – این می شود که می رود میآن ارزش هایی روی زمین و عُرفی که نکند من را هم ، مثل بقیه ببیند و این می شود که کامنت ها به جان هم افتاده یکی از مَرد می گوید و یکی از زَن – یکی از نیازهای دو طرفه – یکی از سُنت یکی از تمدن و مدرنیت و فقط جای پای صداقت عشق خالی میماند و بس

    آهای آدمها – فکر نکنید کسانی که عاشق می شوند با عشق خود همخوابه گی نمی کنند – خیر – بلکه داستانش را برای خود محفوظ می دارند و در هیجانات یکدیگر چیزهایی دیگری هم به وزن شان اضافه می شود که از زمین فاصله می گیرند و البته به آسمان هم نمی روند – میان زمین و آسمان به عشق بازی یکدیگر رفته و فارق از زمان و وقت می شوند و بدون داشتن علوم خالص صاحب مرتبه هایی می شوند که با هزاران سال عبادت هم به دست نمیآید – و در چنین مکانی دیگر نه مردی است که بگوییم ایرانیست نه زنی که بگوییم خودش خواسته بلکه مایی بوجود آمده که یکدیگر را جان می نامند و وقتی دو جان به هم آمیخته به نقره یک جان در میآیند زینت بخش دنیایی می شوند که همه می گویند پَست است ، ذلیل است ، خراب است – بیخود است – اما اینان آنرا بهشت خود می دانند چه باشند چه نباشند و اگر قرار باشد خدایی باشد که به مخلوقات خویش می نگرد ، با دیدن چنین افرادیست که به لبخند میآید و بذر عشق را پراکنده تر می نماید

    یادمان باشد – هیچوقت تا کنون کسی از هم خوابگی های شیرین و فرهاد و لیلی و مجنون و … چیزی نشنیده و نگفته اما میدانیم که چیزی بیشتر از درک کنونی مان در این بین وجود داشته

    وقتی آدمی تراز ارزشهایش را در سقوط یا ویرانی می بینید – چیزی جز اشک نمی تواند گواهش باشد – اِنگاری چیزهایی در ما بوده که بیاد نمیآید – چیزهایی که با عشق مخلوط شده است
    چیزی که در آن ریشه ، بنیاد شده ، پا گرفته اما اینجا در خلوت برخورد جسم می ماند که آیا این منزل همان منزل اَمن و اَمنیت خواستنی ای است که هزاران سال است به دنبالش هی میآید و هی میرود

    با بهترین آرزوهایی خوب
    از طرف یک سایه / شـــالی و هـــالی

    • یکی مثل خودت

      خسته نشدی زین همه کس گویی؟
      مجیز گوی که خسران عاخرت در زیاده گویی نهفده است

  • marderooz

    مرسی از وقت و توجه و احساس و عاطفه ایی که با دیگران سهیم شدید. ما سراپا وجد و شوق هستیم که زمینه تماس با بخش قابل توجهی از شهروندان را فراهم کردیم. خیلی سخت است قدم برداشتن بر لبه تیغ مسائل انسانی و زناشویی و مورد لعن و لقب قرار نگرفتن. با همه خطاها و کاستی هایی که داریم به خاطر حضور نظرات شما، سلیقه های شما و ذهنیت انتقادی شما مسیرمان دلپذیر است.
    بهترین ها برای سیاره کوچک ما

    • یکی مثل خودت

      سپاس فراوان

  • مبارز نستوه

    سپاس برای آسیب شناسی جامعه ایرانی

  • memol

    من یه دخترم و به جرات میتونم بگم ناراحتی اون خانوم از جای دیگه بوده.اخه سکس و عشق و احساس جچه ربطی به هم دارن ما زنا باید یاد بگیریم مثل مردا به جنس مخالف به عنوان یه وسیله برای ارضای نیاز حنسیمون نگاه کنیم تا وقتی که احساس کنیم وقت ازدواجمونه .اگرم مردمون پرسید بکارتت کو؟ بگیم تو قرون وسطی جاموند اگه میخوایش برو بیارش .اخه تا کی به خاطر تابوها و ابرو خانواده دستمال کاغذیه هر نامردی بشیم؟ما هم مثل مردا غریزه جنسی داریم خوبشم داریم .

    • reza

      اون مردی که به زن به چشم ابزار برای ارضای خودش نگاه میکنه؛ انسان نیست. شما مثل اون نباش؛ انسانیت خودت رو حفظ کن.

  • Hossein Jha

    خانوما سریع جبهه میگیرن .. درسته خیلی مواقع مردا با نامردی از رابطه بیرون رفتن اما کاش میشد به جای اینکه عجولانه یه زن بخواد دم از ازادی نداشته بزنه برعکس مرد رو محدود کنه … ما مردا باید یاد بگیریم خودمونو کنترل کنیم به بدنمون احترام بذاریم … یاد بگیریم هرزگی فقط واسه موئث استفاده نمیشه … بیشتر مذکر ها هرزه شدن …. هر اتفاقی که تو اجتماع می افته بخاطر اشتباهای دو طرفست

    • reza

      «ما مردا باید یاد بگیریم خودمونو کنترل کنیم به بدنمون احترام بذاری»
      جمله خیلی درستی هست. متاسفانه اکثر مردا هیچ ارزشی برای بدنشون قائل نیستن. براحتی با هرکسی همخوابی میکنن.

  • Mitra Farah Mand

    غریزه ی جنسی ، غریزه ی مشترک بین انسان و حیوانه ، با این تفاوت که از حیوانات انتظار نمیره به طرف مقابلشون عشق بورزن. حالا این که یک عده چه زن و چه مرد حاضر میشن بدون عشق ، رابطه ی جنسی ای رو بر قرار کنن ، برمیگرده به نوع دیدگاهشون به انسان … فردی که معنای واقعی انسانیت رو بدونه سعی میکنه کمتر وارد روابط جنسی بی پششوانه ی عاطفی بشه…

  • Hamideh

    زن های ایرانی از هر نظر وابسته به مردها تعلیم دیده اند در انحصار قاعده ها و خانواده های سنتی
    به همین دلیل همیشه درگیر تایید یک مرد هستیم و طرز تفکرش نسبت به ما .
    من نمی فهمم چرا نمی شود بسیار ساده تر نگاه کرد . چرا آن زن باید با اشک و بغض و حسرت در انتظار اثبات دوست داشته شدن توسط مرد باشد؟ سکس لذت دو طرفه س وقتی هردو لذت بردید پس این ادا اصول ها بعدش چیست؟!
    من نمیدانم ما زن ها کی می فهمیم هر مردی که وارد زندگی ما می شود (( پدر ِ بچه هایمان!!)) نیست!
    چرا به خودمون به عنوان یک انسان حق انتخاب رابطه ها را نمی دهیم؟ حتی اگر هم خوابگی دوستانه و سکس پارتنر داشتن اشتباه باشد چرا خودمان را زجر می دهیم؟ آدمیزاد بار آمده س اشتباه کند اصلا!!!
    ای باباااااااااااا 😐 آدم کامنت بعضی دوستان را می بیند مِن باب عشق پاک و افلاطونی و …
    یقه ی مردها را نگیرید! از ماست که بر ماست

    • AliNoorani

      به ما گفتن سکس با اعماق وجود خانم ها کاری میکنه که مردا نمی فهمن ونمی شه بهش بی تفاوت باشن و احساساتشون رو بسیار درگیر می کنه و به طرف خیلی وابسته میشن و … شما نظرت چیه؟

      • نوشا

        به نظر من یک خانم ممکنه اینطوری باشه یا نباشه. من پسرهایی رو هم دیدم که اینطور باشند و همینطور دخترهایی که اینطور نباشند.

      • نوشا

        به نظر من یک خانم ممکنه اینطوری باشه یا نباشه. من پسرهایی رو هم دیدم که اینطور باشند و همینطور دخترهایی که اینطور نباشند.

    • لیلی

      ممنونم…

  • ….

    چرا اونطرف قضیه رو نمیبینید…یعنی روباه صفتی و سیاستمداری بسیاری از زنها……زنه عیشش رو کرده رفته سراغ تنوع طلبیش با یه مرد دیگه…. یا اینکه خواسته جلب توجه کنه و مقدس نمایی…که ه از اخور خهورده باشه هم از توبره برده باشه….بابا باور کنید حنای بسیاری از شما زنها برای بسیاری از مردها رنگ که نداره هیچ بلکه به کل گندیده.
    .جدای از سیاستمداری و مکر زنان ( که البته در مردها هم وجود داره اما در زنها بسیار بیشتر ) بهترین نوع رابطه اونی هست که با شناخت عمیق از هم و با عشق همراه باشه…سکس برای سکس تنها میتونه برای افرادی معنا دشته باشه که بنا به دلایلی واقعا امکان ازدواج رو ندارند که البته با ارائه ی تعریف درست از زندگی مشترک و از بین بردن شناخت نادرست …میشه موانع عدم امکان ازدواج رو از بین برد و به معنای عمیقی از ازدواج رسید که قبل از انکه روی کاغذ معنی بشه در قلب و فکر افراد ثبت شده..
    متاسفانه عدم نیاز به ازدواج برای زنها بیشتر از انکه برمده از واقعیت باشه بیشتر ناشی از هیجانات و احساسات احمقانه وسطحی هست وگرنه کدوم انسانی هست که بخواد خودش رو از احساس عمیق انسانی وشور عاطفی محروم کنه..اون هم زنها که ذاتا نیاز مند ترحم دلسوزی و توجه هستند……این واکنشهای احمقانه از طرف زنها ( سکس برای سکس ) بیشتر جبهه گیری و طغیان در برابر سرخوردگی ها و عقده هایست که در جامعه ی مردسالار دچارش شدند تا برامده از یک فکر و احساس سالم….. از طرف دیگر بسیاری از زنها ثبان روانی ندارند..یعنی روز یه جورن شب یه جور و بعد از ظهر متفاوت از صبح و شب…..الان عاشق هستند فردا متنفر پس فردا پشیمون از تنفرشون روز بعدش نادم از شرمندگی شب قبلشون……این بهانه ها هم که زن چرا باید به مرد وابسته باشه و …. هم بیشتر ریشه در همین عدم وجود ثبات و گرایش به تنوع طلبی زنان ایرانی داره که ببخشید بیشتر به خاطر تربیت غلط و چوس بار اومدنشون داره……..در امریکا و اروپا بر خلاف اونچه که پنداشته میشه افرا بسیار بهه هم وفادار و مراقب زندگی شخصی و عاطفی هم هستند و برای اینکار هزینهی مادی و معنوی میکنن اما زنهای بدبخت عقده ای جهان سومی ما تحت تاثیر ماه واره ها و شایعات می خوان ادای مثالا یک امریکایی رو دربیارن که در جامعه ی خودش جز اقلیت محضه و کلی براش فلسفه می بافن و توجیح می کنن..حتما باید به سمت عشق رفت …..شناخت اگاهانه در ک متقابل از نیاز های هم و ارتقا شخصیت و ارزشهای انسانی در هم منجر به یک رابطه ی عمیق و انسانی میشه که حتی اختلافات و مشکلاتش هم سازنده خواهد بود.

  • سیمین

    به نظرم در هیچ کجای دنیا سکس بدون احساس پسندیده نیس.یعنی حتی یه خانوم تو قلب آمریکا حتما سکس با هی احساس ناچیز رو ترجیح میده به سکس بی احساس.اما این احساس لازم نیست حتی عشق باشه یا یک رابطه ی خیلی بلند مدت.کافیه مرد قابل اعتمادی پیدا کنی که حس جنسی رو در تو شعله ور کنه و از طرفی بدونی که با تو هم عقیده است در برابری زن و مرد در لذت سکس.در این صورت یک نیاز اساسی برطرف شده و به دو طرف هم لطمه ای نخورده.اما پی بردن به این طرز تفکر مردونه سخته یکم.
    با این حال میشه مردهای اینچنین رو پیدا کرد.من دوست پسری داشتم که بعد یه مدت رابطه ی دوستانه و کمی عاطفی با هم سکس کردیم و مثل خودم فکر میکرد.از هم لذت میبردیم.بعد که به خاطر یه سری تفاوت ها جدا شدیم و رابطه ی عاطفی قطع شد هنوز دوستهای خوبی هستیم واسه هم.
    نسل جدید زنهای ایران دارن قوانین و نگاه های مرد سالارانه رو به سختی پشت سر میذارن .باید بهشون حق بدیم بابت این دوگانگی

    • مهدی

      خوشمان آمد از طرز فکر شما! نشون میده که زن ایرانی داره پاشو از آشپزخونه میذاره بیرون یکم دنیای دور و ورش رو می بینه…

      • پری

        متاسفم مهدی خیلی احمق و uقب مونده ای .امسال شما هستن که این تعارضات رو برای زنها به وجود میارن .

        • ملیحه

          اره راس میگی پری این مرتیکه غربتی معلوم نیس از کدوم ده کوره ای فرار کرده داره ادای آدم حسابیا و روشنفکرارو در میاره.حرف زدنشو نگا”خوشمان آمد” آخه یکی نیس بهش بگه شتر همون آشپزخونه ای که داری مسخره می کنی توی اسقاطی عقده ای اولین جایی که پات از بیرون می رسه خونه همون هجوم به طرف آشپزخونه و پر کردن اون چاه شکم واموندته

    • مرتضی

      به نظر من وقتی کسی هم بستر شد با خانومی باید سعی کنه تا آخر زندگیش با اون طرفش باشه و ترکش نکنه

      • جعفر

        آورین آورین.به این میگن یه مرد مسئولیت پذیر

    • سهیل

      چ خوب.حالا که رابطه ی سکسیتو باهاش قیچی کردی با نیاز جنسیت چیکارمی کنی؟می شه مسئله رو موشکافی کنی جالبه واسم.آخه شنیدم اونایی ک تجربه ی سکس داشتن سختشونه که واسه ی مدت طولانی سکس نکنن ی جورایی عذاب می کشن

  • سمانه!

    قابل تامل بود… سپاس.

  • سمانه!

    قابل تامل بود… سپاس.

  • مهری

    جامعه ای که در حال گذار از سنت به مدرنیته ست نتیجه ش میشه این