رابطه ذن با شعر هایکو

Bashō under the banana tree after which he is named, and which stood by his small hutماتسوئو باشو راهب بودایی و شاعر معروف قرن ۱۷ ژاپن٬ مدتها خدمتکار یک اشرافزاده با فرهنگ به اسم یاشیتادا بود. باشو سرودن شعر هایکو را از اربابش یاد گرفت. شعر هایکو در ساده ترین تعریف٬ دو تصویر است که در تقابل با هم٬ به ثبت و درنگ در یک لحظه مشخص ختم می شود.

برکه قدیمی/ پرش قورباغه/ صدای آب

Old pond . . .

A frog leaps in

Water’s sound

اما قبل از اینکه با دقت بیشتری به دلایل سرایش شعرهای موجز هایکو و رابطه اش با تعلیمات ذنِ بودایی اشاره کنم اجازه دهید از طریق یک خاطره به یک تعریف بسیار شخصی از هایکو نزدیک شوم.

در یک عصر پاییزی با دوچرخه از مغازه نانوایی محله ام در تورونتو باز می گشتم. بوی نان بربری داغ از درون کوله پشتی در تمام مسیر به سر و صورتم می پیچید. تمام راه شاید ۱۵ دقیقه هم نمی شد. روز گرمی بود و نارنجی آفتاب در حالِ غروب با درختان کوچه ها که رنگ پاییز را به خود گرفته بودند در هم آمیخته بودند.

صدای زنجیر دوچرخه و جیرجیرک های درختان تنومند کوچه ها٬ تنها صداهای قابل شنیدن بودند و من به یکباره متوجه شدم که در تمام مسیر٬ ناخودآگاه مشغول مرور خاطرات و اتفاقاتی بودم که به شکل بی قرار و از هم گسیخته ایی به ذهنم خطور می کردند.

در همان حین به یاد دوران کودکی و سفرهای تابستانی ام به روستای مادری ام افتادم و  تصویر یک بعد از ظهر و باران های بسیار ریزی که می بارید در ذهنم نقش بست. با پسر خاله ام و گله نسبتا کوچکش به یک درخت بسیار بزرگ رسیده بودیم و گوسفندان و چند بز و دو سگ در پیرامون درخت لم داده بودند.

اتفاقی که برایم خیلی تازگی داشت این بود که متوجه شدم گوسفندان با یک انقباض کوچک به شکم شان تکه ایی گلوله شده از چرای روزشان را به دهان خود بر می گرداندند و به آرامی نشخوار می کردند.بعدها فهمیدم جوندگان این سیستم چند مرحله ایی تهیه و خوردن غذا را برای خود ایجاد کردند چون شانس شکار شدن در حین خوردن غذا را به حداقل برسانند.

وقتی که ماجرا کاملا در ذهنم بازبینی شد بدون درنگ به یاد ۱۵ دقیقه ایی که در حین دوچرخه سواری مشغول نشخوار خاطرات نجویده و نیمه تمام بودم افتادم. فکر کردم شاید وقتی به میانسالی می رسیم یک عالم خاطر داریم که سرعت زندگی اجازه مرور و دقت به آنها را نداده است. من هم  شاید مثل گله ایی که در کودکی شاهدش بودم به طور غریزی از آرشیو ذهن٬ خاطرات نیمه کاره و نجویده را بیرون می کشیدم و  مرور مجددی به آنها داشتم.

در هم تنیدن دو تصویر دوچرخه سواری میانسالی و زیر درخت با گوسفندان نشستن در کودکی٬ دلیلی شد تا قدر لحظه ها را از این پس بیشتر بدانم. دریافت و نتیجه گیری که قرنها پیش شاعران بودایی برای ثبت و نگه داشتن یک لحظه از زندگی خلق می کردند.

برای باشوی همیشه غمگین که دور از مردم یا درون یک کلبه کوچک می زیست یا در حال سفر در بین شهرها و روستاها بود سرودن شعر به نیت انتقال حس بی آلایشی بود که در ذن بودایی اش جسته بود.

دو ایده ال اصلی تفکر ذن یعنی Wabi ( رضایت از طریق سادگی و ریاضت) و Sabi ( رضایت از طریق تنهایی) همان چیزی است که باشو در تمام زندگی اش به عنوان شاعر و نقاش دوست داشت به دیگران منتقل کند.

در هر دو دو ایده آل٬ تنها همدم همیشگی طبیعت است که نه تنها از تو چیزی نمی خواهد بلکه سرشار از فرصت های ساده و اصیل برای دقت٬ توجه و تفکر است. برای همین اشعار باشو آکنده از احساس شعفی است که قبل از هرچیز می بایست سبکبال ( karumi)  و ساده باشد یا به تعبیری از هر نوع زرق و برِقِ مصنوعات شاعری فاصله بگیرد.

اولین گیلاس/ جوانه زدن/ پروانه ها

First cherry

budding

by peach blossoms

تازه بعد از همه این مسیر٬ نیت شاعرانه و ایده آل های که کنار هم چیده شده است شاعر بودایی نظیر باشو امیدوار است خواننده اش ضمن درنگ در اتفاقات ساده طبیعی به مرحله Muga ( از خود بیخود شدن) و حل شدن در طبیعت برسد. مرحله ایی که ریشه قدیمی تر از بودائیسم دارد و به نوعی اولین مذهب بشر ( انیمیسم ) نیز بوده است. مذهبی که برای همه جانداران و طبیعت٬ روح به هم پیوسته ایی قائل بود.

The Great Eastern Philosophers: Matsuo Bashō
http://thephilosophersmail.com/virtues/the-great-eastern-philosophers-matsuo-basho/

More from ونداد زمانی

چرا از ابراز موفقیتِ ایرانی بودن، پرهیز می کنیم

یک ترس و پرهیز سراسری وجود دارد از اینکه اگر از موفقیت...
بیشتر بخوان