وابستگی شدید به دیگران

divorce-selfie

آیا در میان آشنایان فردی را می شناسید که همیشه احساس خطر از بابت رفتار خودش و دیگران می کند. افرادی که معمولا بسیار حسود هم هستند. ترحم برانگیز و سرشار از حدس های منفی در باره همه چیز و حتی خودشان؟ آدم هایی که احساسات عاطفی شان را بروز نمی دهند. آدم هایی که در حین ناراحتی و غمگینی از محبت و نوازش و توجه دیگران هم فرار می کنند؟ به راحتی از خنده به نفرت می پرند و با یک سر خاراندن شریک یا دوست شان را ترک می کنند؟

خوشبختانه برای شناسایی این چمدان پر از رفتارهای عجیب یک رشته نظری ایجاد شده است به نام attachment theory که حدود نیم قرن پیش وارد دنیای روانشناسی شده است. در حال حاضر این« نظریه وابستگی» نه تنها برای تشخیص انواع  رفتار افراد در روابط  اجتماعی استفاده می شود بلکه به طور مشخص بررسی رفتار افراد بسیار حساسی است که از کودکی تا بزرگسالی نیاز شدید به دلبستگی و وابستگی به دیگران دارد.

مجموعه عظیم تحقیقات نشان می دهد که تجربیات دوران کودکی بویژه از حوالی یک سالگی، تاثیر اساسی بر کیفیت رابطه افراد در بزرگسالی دارد. بخش بزرگی از آموزش و تربیت یک شخصیت سالم و مستقل بر می گردد به داشتن والدین همیشه در صحنه که به طور مداوم در زندگی کودک با هوشمندی ممکن حضور دارند. فرزندان این محیط تربیتی همیشه احساس اطمینان دارند. از ابراز احساس و ایجاد رابطه صمیمی نمی گریزند و اگر نیاز به حمایت عاطفی داشته باشند از درخواست آن امتناع نمی کنند.

والدینی که از همان دوران کودکی حضور و نقش مداومی ندارند به فرزندانشان می آموزند که به هیچکس اعتماد نکنند و برای رفع نیازهای عاطفی به کسی نزدیک نشوند. از احساس نزدیکی و صمیمیت پرهیز کنند و انگیزه اصلی در  رفتارها و واکنش های شان ترس باشد. ترس از فریب، خواستنی نبودن یا طرد شدن و تک افتادن باعث می شود یک ترس بزرگتر را مدنظر قرار دهند و آن نگرانی شدید از وابسته شدن به دیگران است.

در  «نظریه وابستگی» دو نوع رفتار ناهنجار را می توان طبقه بندی کرد:

1 – افراد بی اعتماد و متزلزلی که در هر لحظه، احساس شان در حال تغییر است. افرادی که همیشه ذهن شان مشغول محاسبه رفتار دیگران هستند. آنها با دقت وسواس گونه، رفتار کسانی که با آنها در یک رابطه دوستی یا عاشقانه قرار دارند را زیر ذره بین می گیرند تا هر رفتار و عکس العملی را به نشانه دوست داشتنی نبودن خودشان فرض کنند.

تعلق خاطر و وابستگی این افراد گاهی آنقدر زیاد است که با تمام وجود در فرد دیگر حل می شوند و هیچ نوع احساس یا هویت مستقلی برای خود و دیگری قائل نمی شوند، نوعی وابستگی که می توان آن را با تصویر دوقلوی به هم چسبیده معرفی کرد. نتیجه این زیاده روی فرار و دور شدن دوست یا معشوقه از آنها است. عکس العملی که به خودی خود در یک چرخه بن بست به فرد بی اعتماد و همیشه نگران ثابت می کند که ترس و تشویش او بی مورد نبوده است و حق داشته است در جستجوی رفتار مشکوک و فریبکارانه در دوست یا معشوقش باشد.

از همه مهمتر گمان می کند که حق داشته است بترسد از اینکه بالاخره  رابطه اش به هم خواهد خورد و دوست و معشوقش او را ترک خواهد کرد. این نوع افراد در ادامه و بر اساس نتایج منفی از رابطه ایی که به بن بست رسیده بلافاصله وارد یک رابطه  جدید دیگر می شوند.

2 – نوع دوم افراد متزلزل و نامطمئن، برعکس افراد بسیار وابسته به دیگران، آنهایی هستند که اصلا وارد هیچ رابطه عاطفی نمی شوند چون فکر می کنند که فرجامی جز طرد و فریب و جدایی نخواهد داشت. آنها به شدت از وابسته شدن می ترسند و برای همین با تمام قوا از ورود به مرحله صمیمی شدن پرهیز می کنند. در موقع نیاز به عزیزان خود تکیه نمی کنند چون فرض اساسی شان این است که دیگران بد هستند و نیات ناپسند خواهند داشت.

این نوع افراد برای فرار از وابستگی و علاقه عاطفی به روابط بسیار کوتاه و گذرا تمایل پیدا می کنند چون تحمل احساسات ایجاد شده  را ندارند. ذکر این نکته هم لازم است که این گروه از  افراد بی اعتماد و گریزان از وابستگی، به هر حال مدام درگیر حس وابسته بودن هستند و عملا فرقی با گروه اول ندارند چون مدام به دیگران  و رفتارو اعمال آنها فکر می کنند.

اگر به هر شکلی احساسات شبیه آنچه توضیح داده شد را در خود یا نزدیکان تان مشاهده می کنید متوجه این واقعیت اصلی باشید که بخش بزرگی از مردم پیرامون، افراد معتمد و سالمی هستند و اگر هم مشکلی داشته باشند بسیار ضعیف و طبیعی است. بدانید که تغییر و تصحیح وابستگی شدید امکانپذیراست بخصوص اگر شانس بیاورید و با فردی آشنا شوید که شخصیت مهربان و مطمئنی دارد.

 

 

1Bowlby, J. (1969/1982). Attachment and loss (Vol. 1). New York: Basic Books.

2Mikulincer, M., & Shaver, P. R. (2007). Attachment in adulthood: Structure, dynamics, and change. New York, NY US: Guilford Press.

3Waters, E., Merrick, S., Treboux, D., Crowell, J., & Albersheim, L. (2000). Attachment security in infancy and early adulthood: A twenty-year longitudinal study. Child Development, 71(3), 684-689.

4Treboux, D., Crowell, J. A., & Waters, E. (2004). When ‘New’ Meets ‘Old’: Configurations of Adult Attachment Representations and Their Implications for Marital Functioning. Developmental Psychology, 40(2), 295-314.

5Mikulincer, M., Dolev, T., & Shaver, P. R. (2004). Attachment-Related Strategies During Thought Suppression: Ironic Rebounds and Vulnerable Self-Representations. Journal of Personality and Social Psychology, 87(6), 940-956.

6Hazan, C., & Shaver, P. (1987). Romantic love conceptualized as an attachment process. Journal of Personality and Social Psychology, 52(3), 511-524.

Dr. Dylan Selterman – Science of Relationships articles | Website/CV
Dr. Selterman’s research focuses on secure vs. insecure personality in relationships. He studies how people dream about their partners (and alternatives), and how dreams influence behavior. In addition, Dr. Selterman studies secure base support in couples, jealousy, morality, and autobiographical memory

More from مهرانگیز پاشا

مردان و زیرپوش های شان

رابطه بین مردم دنیا با تبلیغات کالاها، هزاران فراز و نشیب داشته...
بیشتر بخوان
  • Amir Zoghi

    مرسی. لطفاً منبع فارسی مناسب برای مطالعه بیشتر در این زمینه معرفی کنید.

  • Mary Tani

    میشه لطفا بگید برای تصحیح و تغییر این رفتار کجا باید رفت و چه باید کرد؟ بیشتر به خود بیماری پرداختید و نه راههای درمانی ممنون میشم بیشتر راهنمایی کنید.

    • Attachment theory

      به نظرم در ایران این قضیه شایع هست متاسفانه. خودم هم تا حدی اینو در خودم
      حس میکنم. چیزی که به نظرم میرسه اینه که در وهله اول از مشاوری کمک گرفت
      که به مقوله تئوری وابستگی مسلط باشه. هم دانشش رو داشته باش هم کار کرده
      باشه تو این زمینه.
      از طریق مطالعه و همینطور منابع اینترنت هم میتونید
      اگاهیتون رو در این زمینه بالا ببرید. وقتی اگاهیتون بالا رفت, زمانهایی
      که نشونه هاش رو از خودتون بروز میدید (بیشتربشکل مهر طلبی در یک رابطه
      عاطفی) میتونید مچ خودتون رو بگیرید. یعنی مواقعی که نشونه های مهرطلبی از
      خودتون بروز میدید, در کنارش بهتر متوجه این قضیه هم هستید ریشه هاش در
      کجاست و چرا. در نتیجه کمتر شریکتون رو مقصر میدونید و سطح توقعات عاطفی
      تون کمتر میشه. این هم به نوبه خودش باعث میشه شریکتون راحتتر محبتش رو
      ابراز کنه که این متقابلا به شما هم آرامش بیشتری میده وهمینطور این چرخه
      مثبت ادامه پیدا میکنه.

  • Na shenass

    من چند تا کتابی که خوندم در این زمینه و توصیه می کنم به دوستان (البته اطلاع ندارم که این کتابا نسخه فارسی دارند یا نه):
    1. Toxic parents by Susan Forward
    2. Emotional Blackmail by Susan Forward

    کتاب اول به بررسی انواع مختلف والدین از نظر رفتاری می پردازه و اینکه رفتار والدین چقدر در تربیت بچه ها موثره و می تونه تا آخر عمر گریبان گیر افراد بشه. بخش دوم کتاب در مورد نحوه غلبه بر تربیت غلط والدین بحث می کنه.

    کتاب دوم شاید یکم از موضوع این نوشته فاصله داشته باشه ولی گفتم شاید بد نباشه اینجا بزارمش. موضوع کتاب در مورد اینه که چطور افرادی که در اطراف ما هستند؛ چه دوستان ما باشند، چه پدر و مادر یا همسران ما، می تونند به روش های مختلف، اعمم از ایجاد ترس در ما یا ایجاد حس گناه، از نظر روانی از ما سو استفاده کنند و ما چطور می تونیم با اونا مقابله کنیم.

    • امیر مجیری

      کتاب دوم به فارسی ترجمه شده:
      باج‌گیری عاطفی
      ترجمه‌ی منیژه شیخ جوادی (بهزاد)
      نشر پیکان

  • مهران

    “سفری به همراه نقشه گنج” برای تغییر باورهای کودکی به نظرم کتاب مناسبی است

    • پوریا

      ممنون بابت معرفی کتاب.

  • SQR

    “متوجه این واقعیت اصلی باشید که بخش بزرگی از مردم پیرامون، افراد معتمد و سالمی هستند”

    تو ایران عمرا! :))

  • رعنا

    سلام دوستان عزیزم من تو خودم خیلی مورد اول رو میبینم.البته وابسته نیستم مثل دوقلوها فقط از تموم شدن رابطه میترسم واسه همینم بهم میخوره .اگر مطلبی کتابی سراغ دارید بگید

  • فکر کنم ۹۹٪ ماها تو ایران یکی از دو مدل بالا هستیم 😐

    • پوریا

      آفرین. یه جورایی فرهنگ مهرطلبیه که دکتر هلاکویی می گه.

  • مهران

    هر چی میکشیم از این فرهنگ قلطیه که داریم …تنهایی دهنمون سرویس کرده چرا؟چون اعتماد به کسی نداریم .جرا اعتماد نمیکنیم ؟چون قبلا اعتماد کردیم و نتیجش دیدیم ..این عقل اجازه نمیده …و اینجاست که بقول شما اشتباه شروع میشه …حالا چه باید کرد ..هیچی باید بریم پیش خانم دکتر پوا ویزیت بدیم ببینیم مشکل واقعا کجاست.

    .آقا مشکل خودمونیم این فرهنگ مسخره تو ارتباطاست …گند زدیم به هر چی اعتماد و عقیده اس .دریغ از یک ابسیلون شعور …البته روی صحبت با خودمه …

  • مهران

    مجله محترم یه نگاه شما بنداز به این موضوع هایی که همینجا تو همین پیج دنبال میشه …کاش بیشتر صحبت شه

  • جی بی

    نگارنده نه تنها شخصیتی سایکوپت داره بلکه از دینامیک شکل گیری شخصیت انسان چیزی نمی فهمه!
    بعضی وقتا، آدما (البته غیرسایکوپت ها) “در حین ناراحتی و غمگینی” واسه اینکه “عزیزان” و یا “دوستان”شان رنجیده نشوند ” احساسات عاطفی شان را بروز نمی دهند” که این موضوع از دید روانشناسان سایکوپت! “فرار کردن” تعبیر می شود.

  • azadeh

    ترس مقبول نشدن همیشه با من همراهه. همیشه از هررفتاری بدترین نتیجه ممکن رو به خودم متوجه میکنم و تو همه رویاهام آینده ای رو متصور میشم که همراهم منو تنها گذاشته. راه حل گریز از این حس چی میتونه باشه؟

    • Sul Maz

      علت ش به احتمال زیاد تو روابط خانوادگی ، یا اتفاقات دوران کودکیه، رفتن پیش مشاوره خوب و با تجربه به شدت کمک میکنه این احساسات از بین برن و جاشون رو فکر های مثبت و البته واقعی درباره زندگی بگیره، این حس ها توی خیلی ها وجود داره و اگر فرد سعی کنه و از افراد متخصص درخواست کمک کنه ، میتونه زندگی شادتر و راحت تر با اعتماد به نفس بیشتری رو تجربه کنه

      • پوریا

        هزینش خیلی زیاده بابا!