متاهلین و خیال پردازی جنسی

76_Polakovič-Dušan

 آیا خیال پردازی جنسی باید منطبق با چارچوب های اخلاقی باشد؟ یا اینکه، تا وقتی افکار و تخیلات جنسی به جنبه های واقعی و عملی زندگی تاثیر منفی نرساند، ما آزادیم بدون احساس گناه تخیل بورزیم و از آن لذت ببریم؟ به عبارت دیگر، آیا از نظر اخلاقی می توانیم در رویای مان به زوج خود خیانت کنیم و در واقعیت به او وفادار باشیم؟

شما روزی چند بار به سکس فکر می کنید؟ در فکر و خیال شما، شریک جنسی تان کیست؟ جایی خوانده بودم که آقایان به طور متوسط ساعتی یک بار به سکس فکر می کنند. شاید این تفکرات آن قدر عادی و بدیهی هستند که شما به آنها توجهی نمی کنید. ولی فکر می کنم در این مورد فرق اساسی میان آدم های متاهل و مجرد وجود دارد.

 مجرد ها آزادند هر چند باری که می خواهند به همخوابگی با هر زنی که می خواهند تخیل بورزند. متاهل‌ها هم البته این آزادی را دارند. اما با فرض اینکه یک فرد متاهل از رابطه ی خود راضی است و به زوج خود عشق می ورزد و به هیچ وجه قصد خیانت ندارد، آیا از نظر اخلاقی درست است که تخیل جنسی نسبت به فرد دیگری بورزد؟ این نوع تخیل ورزی به طور حتم همراه با لذت است. آیا یک فرد متاهل باید از این لذت خود، احساس گناه کند؟

در حین خواب. بسیاری از افراد، مانند خود من، توانایی کنترل رویاهای خود را دارند. مثلا اگر متوجه شوند که دارند خواب می بینند، می توانند اعمال و رفتارشان را با انتخاب خود تغییردهند. فرض کنید شما این توانایی را دارید و در خواب با فردی به غیر از زوج خود عشق‌ورزی می کنید و با انتخاب خود، به کارتان ادامه می دهید و به اوج لذت فیزیکی هم می رسید. اگر شما متاهل هستید (یا فرض کنید که متاهل هستید) آیا وقتی در این تخیلات غوطه ور می شوید احساس گناه هم می کنید؟ آیا وقتی که از خواب بیدار می شوید هم احساس گناه می کنید؟

وفاداری معمولا یکی از ارکان اصلی هر رابطه ی عاشقانه است. ممکن است وفاداری در هر رابطه تعریف خاص خودش را داشته باشد. برای من، یکی از تعاریف مشخص وفاداری این است که طرفین نباید شریک جنسی دیگری داشته باشند. اگر من با فرد دیگری به غیر از زوج خود همخوابه شوم، به رابطه‌ای که در آن هستم خیانت کرده ام.

با همه تعلق خاطری که به اصل وفاداری دارم اما تا به حال به هیچ چارچوب اخلاقی مشخصی برنخورده ام که بتوانم بر اساس آن به سوال‌های که در بالا اشاره کردم  پاسخ دهم. احساس می کنم جنبه های مختلف شخصیت و شعور و اخلاق در این موارد با یکدیگر درگیر هستند.

More from بهزاد فرضی پور

هفت تاثیر خانم ها بر آقایان

1- در حضور خانم ها، آقایان راحت تر می دوند دویدن برای...
بیشتر بخوان
  • کتاب خانم دی آنجلیس رو بخوانید، جواب سوالتان را می‌گیرید. ایشان در کتابش گفته که هر گونه فکر یا تخیل یک نوع سرمایه گذاری عاطفی ‌ست. یعنی‌ اگر شما حتی در خیال خود با کس دیگری باشید، سرمایه عاطفی رو که باید برای زندگی‌ مشترک تان میگذاشتید، به جای دیگری اختصاص داده اید. در ضمن، فکر کنید اگر خانم شما چنین تخیلاتی داشته باشد، آیا شما به عنوان یک مرد غیرتی نمیشید؟ البته که میشید. پس، اگر شما این حق رو برای خانم تون قائل نیستید که حتی در خیال خودش با دیگری باشه، این حق برای خودتان هم روا نیست.

    • marderooz

      اقای شهرزاد اینکه وجود شما بدون هیچ حساب و کتاب زمینی یا محلی یا مذهبی از دیدن یک انسان دیگر در خواب لذت می برد چه سرمایه عاطفی از شما کم می کند؟ چرا اینطور نمی بینید که سرکوب خواسته های غریزی که از ترس اخلاق روزگار به ناخوداگاه تان پناه برده است خودش نوعی سرکوب عاطفه است و تاثیر ان به عزیز کنار دست شما هم سرایت می کند

  • leila kalhor

    به نظر من در دنیای واقعی اینقدر اسیر و درگیر قید و بندهای اخلاقی هستیم که دیگه نیازی نیست به دنیای خیالمون هم افسار و عنان اخلاقی ببندیم

  • reader

    ممکنه پیش بیاد که در ذهن و خیالمون قصد کشتن کسی‌ رو داشته باشیم یا کسی‌ رو بکشیم یا از بانک دزدی کنیم ، آیا باید احساس گناه کنیم؟

    این احساس گونه در مورد تخیلات جنسی‌ به تابو‌های غیر منطقی‌ و بدون دلیل جامعه باز می‌گرده.

    • reader

      گونه = گناه

  • پارس

    اينقدرسخت نگيربرادرجان…اين يك واقعيته كه انسانها به اون چيزي كه دارند قانع نيستند..درموردسكس هم اينجوريه.من خودم ازسكس بازنم خيلي لذت ميبرم ولي دربيشترمواقع درحين سكس ذهنم معطوف به يك نفرميشه كه خيلي خيلي آرزوي سكس روباهاش دارم بخصوص درهنگام ارضاشدن باتمام وجودم اون شخص خيالي رواحساس ميكنم وزنم رو جايي اون قرارميدم كه هم خودم وهم زنم بيشترين لذت روببريم.اوايل احساس گناه ميكردم ولي چندساله كه ديگه اين احساس روندارم.البته درطول چندساله فكرمن معطوف به يك شخص بوده هنگام سكس نه اشخاص مختلف.ازنظرمن كه اين تجربه رودارم هيچ مشكلي واسي اون زن ومردتصورنميكنم البته درخيال

  • طبیعتاً خانم

    یک چیزی که نباید اینجا فراموش بشه و بهش باید توجه بشه اینه که قانون با اخلاق فرق داره ! اگرچه اولی تاحد زیادی از دومی گرفته میشه ، اما همیشه اینطور نیست و همه اون رو هم پوشش نمیده چون قانون یک مفهوم عملگراست و زمانی که چیزی قابلیت عملی شدن نداشته باشه قانون نمیشه ! و اخلاق هم کاملاً یک مفهوم نسبی هست ! در یک جامعه چیزی قانونی هست (چند همسری در خاورمیانه) که در جامعه دیگر حتی قانونی هم نیست ، چه برسه به اخلاقی !!! بنابراین ، جواب این سوال به نظر من کاملاً مصداقی باید داده بشه ! سطح ، نوع ، عمق و تعریف رابطه بین دو شخص مشخص ، تعیین می کنه که در اون رابطه فانتزی خیانت محسوب میشه یا نه. شناختی که از طرفتون دارین بهتون میگه که خیانته یا نه ! ضمن اینکه اگر به آقایون باشه که همه اینجا میان و موضوع رو خیلی طبیعی جلوه میدن. اونوقت واقعاً سوال پیش میاد که اگر اونها طبیعی هستن، پس اونهمه مردهایی که شاید سالی یه بار احساس کنن یه جای یه زن دیگه باحاله ، اما دیگه هرشب موقع سکس بجای زنشون یکی دیگه رو تصور نمی کنن (!!) ، همه از یک کنار مریضن دیگه !!؟؟ فانتزی بدون عمل (البته نه هرشب ) مثل دروغ سفید در رابطه میمونه ، ضرر آنچنانی نداره اما لزوماً اخلاقی و درست هم نیست ! ‏

  • Mahyar

    چرا فكر میكنیم چون خانم دی آنجلیس گفته درسته ایشونم وصله به سیستم كلیسا و
    همون حرفای شبه علمی كه اخلاقیات مسیحی رو با چاشنی روانشناسی به خورد ملت
    میدن اسمشم میذارن آرامش روانی این كه میگه تمام سرمایه عاطفیو
    باید برای زندگی مشترك گذاشت یعنی چه؟ این حكم اونقدر كلیه كه مثل همه
    احكام كلی به درد انسان مدرن و زندگی مدرن نمیخوره

  • seesohn

    نمردیم و خاله زنک بازی برای خیال مردم رو هم دیدیم

  • gira

    من به عنوان يه زن فكر ميكنم اين سوال مثل همه سوالات اخلاقي ديگه ميتونه جوابي بسته به مجموعه شرايط داشته باشه(شايد هم اين شرايطي بودن جواب سوالهاي اخلاقي و مطلق نديدنشون,سرپوشيه كه ناخوداگاه روي هر گناهي كه يه روزي انجام داديم يا ممكنه انجام بديم ميذاريم

    اما در كل معتقدم كه توي رابطه زن ومرد شايد بهترين نشانگر براي اينكه هر رفتاري گناه يا خيانت هست يا نيست اين باشه كه انصافا اين كار رواگر طرف مقابل انجام بده چه اسمي روش ميذاريم,چه حسي بهش داريم و چه واكنشي نشون ميديم بدون اينكه بگيم مرد با زن فرق ميكنه-!

  • بهرام

    قواعد و قوانین خانواده و اخلاق و دین، عموما چیزهایی هستند بیربط به ساختار بیولوژیک انسانی. در خواب وقتی که قید و بندهای اینچنینی از میان برمیخیزد و راحت میتوانیم به خواسته هایمان جامه عمل بپوشانیم میشویم خود خودمان، بی هیچ تظاهر و ریایی. اینکه عموم مردان هرز میپرند و روابطی بیرون از خانواده شان دارند نشاندهنده اینست که آن ساختار برای این موجود مناسب نیست و حال آنکه عموما هم مجبورند جانماز آب بکشند که خیانت بد است و ال است و بل است.

  • نیکنام

    گناه هست یانه بر عهده دین است اما میتوان تشخیص داد که زیان است .

  • زن امروز

    اقایی که میگه من درموقعه سکس با زنم خانوم دیگه ای رو تصورمیکنم و اشکالی هم نداره…جالبه که خانمش هم زمان سکس باهاش خیال مرد دیگه ای رو درذهن بپرورانه اونوقت دل ادم خنک میشه…اینطوریه که عدالت رعایت میشه..کسی هم ناراضی نیست…..در غیراین صورت خیانت هست…خیانت یعنی بی توجهی به حقوق دیگری ما خیانت عاطفی هم داریم واین از همون نوعه…البته روی بحث من کسانی نیست که توی رابطه سکس با همسرلذت نمیبرند ومتوسل میشن به خیالات، این بحث شامل اونی میشه که لذت میبره اما در فکر کسی دیگرست…کار به گناه و این حرفا ندارم چون من مذهبی نیستم…صحبت از اخلاق و ضداخلاقه……حیفه به کسی کلام عاشقانه حین سکس گفته بشه که دراون زمان او داره به زن دیگه ای فکر میکنه

  • امین

    رابطه یه قرارداد تعریف شده است. وفاداری، تعهد و خیانت هم بسته به اون قرارداد میتونه تعریف های متفاوتی داشته باشه.
    در یه شکل از رابطه حتی فکر کردن به جنس مخالفی به جز همسر میتونه خیانت محسوب بشه و در یه شکل دیگه از رابطه داشتن شریک جنسی به جز همسر هم پذیرفته شده است.
    چارچوب اخلاقی رو طرفین رابطه مشخصی میکنن.

    • shawn

      اگر رابطه ای شریک جنسی را بپذیرد ان زمان تبدیل به شریک های جنسی و بعد به تجارت جنسی تبدیل شده و دیگر مفهوم رابطه و شریک و همسر چرند خواهد بود چون سکس با دیگری زوج جدید می سازد که براحتی می تواند زوج گذشته و گذشته تر را زیر سوال ببرد.

  • Trawetsdor

    تخیل
    جنسی گناه است ولی جرم نیست. مذاهب
    ابراهیمی آن را به شدت مذمت کرده و حتی
    مجازات هایی برایش در نظر گرفته اند.
    مذاهب برای اخلاق حق انحصاری
    قایلند و خود را تنها منبع آن میدانند.
    در ضمن به ریشه ای بودن «احساس
    گناه» در انسان نیز واقفند.
    برآیند این باورها منجر به
    اعمال یکی از انواع تعدی های مذهبی شده
    است از جمله بدوش کشیدن احساس گناه برای
    عمل ناکرده، زنجیر زدن به سر و سینه، و
    پرداخت نقدی به روحانی تا شفیع گناهکار
    شود. آنچه عمدتا باعث
    پریشانی انسان می‌شود احساس گناه است
    نه صرف فانتزی.

    احساس
    گناه وقتی به این شدت تقویت و تبلیغ شد
    خودش را به هر مقوله ای میکشاند و دیگر
    دست بردار نیست. همانطور
    که اشاره کرده‌اید امکان تغییر رؤیا
    وجود دارد اما صرف اینکه چرا چنین تخیلی
    در درجه اول به ذهن من خطور کرد میتواند
    همچنان برای روان برخی آزاردهنده باشد.
    مذهب با اخلاق؛ سکس با عشق؛
    و جرم با گناه خیلی راحت معادل در نظر
    گرفته میشوند. فراموش
    نکنیم که عمده مذاهب در زمانی شکل گرفته‌اند
    که هیچ الزامی برای پایبندی به حقیقیت
    وجود نداشته است و هر پدیده طبیعی به نظر
    انسان ناآگاه معجزه و دلیل حقانیت مدعی
    محسوب میشده است. مذاهب
    گر چه دایما در حال تغییرند همواره ادعا
    میکنند که صاحب تام الاختیار حقیقت مطلقند.
    حال آنکه در همین موضوع مورد
    بحث، کوچکترین دانشی از بیولوژی انسان
    نداشته اند. هدف مذمت مذهب
    نیست بلکه تذکری است که مذهب هم به اندازه
    اطلاعاتش حرف بزند.

    ما
    وقتی به سینِما می‌رویم ممکن است تصور
    کنیم عاشق هنرپیشه شده ایم. اما
    در‌واقع رفلکس های طبیعی مان در فعالیتند
    و چند تا ماده شیمیایی در مغزمان بالا
    پایین شده اند. وقتی هم که
    فیلم تمام شد ظرف مدت کوتاهی عقلمان دوباره
    غالب می‌شود و بر میگردیم سر واقعیت.
    میدانیم که از کاراکتر خوشمان
    آمده و نه لزوماً از هنرپیشه، عشقی هم در
    کار نبوده چون در طی ۹۰ دقیقه نمیتوان
    عاشق شد. به کسی هم خیانت
    نکرده ایم. صرف عاشق شدن
    شخصی در خارج از محدوده ازدواج جرم هم
    نیست. فانتزی در همه
    انسان‌ها وجود دارد و محدود به مسائل
    جنسی نیست. مورد جنسی آن
    در آقایان شدیدتر از خانمهاست لکن در
    همگان وجود دارد. خیالات
    وقتی مشکل ساز می‌شوند که اوقات ما کاملاً
    صرف خیالبافی شود به نحوی که کار و سایر
    علایق شخصی تحت الشعاع قرار گیرند.
    این مورد را میتوان با روانکاو
    در میان گذاشت. اگر فانتزی
    نسبت به شخصی دیگر به حدی قوی باشد که
    نگران عواقب آن باشیم بهتر است از تنها
    بودن با آن شخص خودداری کنیم. اگر
    فانتزی منجر به عملی شود که جرم و آزار
    دیگران محسوب شود مانع اخلاقی و عواقب
    قانونی هم دارد.

    • marderooz

      Trawetsdor عزیز سپاسگزاریم که نظرتان رابا ما سهیم شدید.

  • آرش

    هر نوع تخیلی خوب است عملش را مطمین نیستم.
    در ضمن برای فرد مجردی مثل بنده هم تخیل و هم عمل می‌تواند خوب باشد چون تخیل ما عین عبادت ماست
    این که مردان هر ساعت به فکر سکس هستند اشتباه است و من تایید نمی‌کنم
    شاید مردان بی علم و هنر اینطور باشند

  • خينگول

    دوستان عزيز دارايي مملكت شمارو دارن به تاراج ميبرن و شما هنوز دنبال چرنديات ميگرديد
    معذرت ميخوام دنبال گوز گم گشته ميگرديد
    در اسلام اگر شما فكر عمل بدي داشته باشي ولي ان عمل را نتواني انجام بدي گناهي براي شما محسوب نميشه
    تكبير ………

  • عرفان

    اصلا گناهی وجود نداره …یا اگه وجود داره اهمیت نداره …چون شما کسی رو که گناه رو تعریف کرده تاحالا ندیدید …مهم اینه که ی رفتار از نظاره اخلاقی درست باشه .نظرات ادیان در این موارد معمولا خیلی مسخرست و مثل اصلشون بر پایه ی سری تخیلات استواره…به نظر من برای دونستن اینکه این کار درسته یا غلط ، به این نکته فک کنین که اگه شریک جنسی شما هم همین تصورات تو داشته باشه آیا شما ناراحت میشین یا نه …اگه ناراحت میشین ، پس از نظاره اخلاقی درس نیس …چون رابطه برای هر دو طرف حقوق موسوی باید داشته باشه ….و اخلاقیات هم کاملا نسبی هست ، یعنی بر اساسه زمان تعریف میشه .

  • مریم شفیق

    تخیل به خودی خود “اشتباه” نیست
    مساله اینه که این تخیل معمولا منجر به نوعی دیگر خواهی میشه و دیگه تخیل باقی نمیمونه.
    ینی تو واقعیت تاثیرشو میذاره.
    من فکر میکنم این خوب نیست.

  • مسعود

    باورم نمیشه این موضوع اینقدر درگیری ذهنی برای جوانان ما ایجاد کرده. ولی خوب میخواهم به دور از جانماز آب کشیدن جنسیت مردها رو توضیح بدم :
    بله در مردها اگه نیاز و شرایط حکم کنه غرق شدن در فانتزی جنسی هرساعت که چه عرض کنم به دقیقه و ثانیه میکشه. هرکی هم مخالفه رک بگم داره جا نماز رو تو اسید حل میکنه.
    اما در مورد حدود اخلاقیات باید بگم تا زمانیکه شخص قصد عملی کردن فانتزی جنسی خودش رو نداشته باشه هیچ گناه و جرمی محقق نشده و نیازی به حد و مرز نیست.

    • نیاز

      چه حرفیه، یکی بخواد بره دزدی، بعد در حین ارتکاب جرم بیفته و پاش ،
      بشکنه، نتونه بره
      حالا میخوای بگی دزد نیست؟؟؟ البته که هست، این ادم دزد بالقوه است. الاعمال بالنیات
      اونم خائن بالقوه است. اب نیست وگرنه شناگره

  • اعتیاد جنسی

    پناه آوردن به تخیل یا فرار از واقعیت یکی از مکانیزم های مقابله با درد برای مغز انسان هست. این می تونه در بسیاری از موارد جنبه اختیاری داشته باشه (یعنی فرد اگر بخواد بتونه جلوی این تخیل رو بگیره) یا در برخی موارد جنبه اختیاری خودش رو از دست بده و وارد حریم بیماری بشه. بسیاری از این اتفاقات برمیگرده به اتفاقاتی دوران کودکی و گره های باز نشده از آن زمان.

    اگر این اتفاق جنبه اختیار داشته باشه، وارد حریم اخلاق هم میشه. جدای از علت، کاملاً واضحه که تخیل رابطه جنسی با فرد دیگه اون هم از روی اختیار معادل خیانت در رابطه هست که تمام معادلات یه رابطه سالم رو به هم می زنه.

    من می خوام کمی در مورد حالتی که فرد تقریبا جنبه اختیار رو از دست داده و وارد حریم بیماری اعتیاد جنسی شده توضیح بدم. قبل از این توضیح بگم که حتی در این حالت هم فرد مسوول هست. اما تفاوتش اینه که راه حل مشکل تنبیه بیماری نیست بلکه کمک به اوست برای رهایی.

    بیماری اعتیاد جنسی یعنی اعتیاد به رفتار ناهنجار جنسی که فرد قابل به ترک اون نیست. و این از اعتیاد به فانتزی گرفته یا عریان نمایی یا اعتیاد به سکس چت می تونه باشه تا اعتیاد به دیدن فیلم پورن یا رابطه به روسپی ها یا افراد زیردست در حین کار و موارد زیاد دیگه. با اینکه شکل و فرم های این اعتیاد فرق می کنه، اما هسته درونی اون یه چیزه: تلاش برای فرار از واقعیت که پر از درد و رنج هست و التیام و فراموشی درد با گرفتن حس لذت جنسی. برای همینه که مشابه اعتیاد به الکل زمانی که اثر الکل از بین میره فرد به دنیای دردناک واقعیت برمی گرده و احساس شرم و گناه بیشتر اونو فرا می گیره. اما چرخه اعتیاد چرخه بسته ای هست که شکستن اون راه های مشخصی داره و بهبودی از اعتیاد جنسی یکی از سخت ترین رهایی ها از اعتیاد هست چرا که با بخشی از مغز درگیره که در زمان احساس خطر مرگ فعال میشه.

    دکتر پتریک کارنز از پیشگامان این علم هستند که از دهه 70 میلادی به طور مداوم برای پرورش پزشکان متخصص در زمینه اعتیاد جنسی و نگارش چندین کتاب تلاش کردند و همچنان می کنند. متاسفانه منابع زیادی به زبان فارسی در این زمینه وجود نداره اما به تازگی گروهی بی نام در تلاش هستند که مطالب تایید شده از لحاظ علمی در این زمینه رو ترجمه کنند و در اختیار علاقه مندان بذارن. این بیماری جنبه های زیادی داره که برخی ناشناخته هست و آگاهی جمعی زیادی در موردش به ویژه در کشور ایران وجود نداره. بنابراین طبیعی هست که ممکنه برداشت های نادرست یا مخالفت هایی در مورد جنبه های مختلفش بین مردم وجود داشته باشه. وبلاگ مربوط به این بحث هست sexaddict.persianblog.ir و صحفه فیس بوک مربوطه هست http://www.facebook.com/948173091892492 با تشکر و آرزوی بهبودی برای تمام افرادی که به نوعی به اجبار در این زمینه درگیر هستند.

  • میهمان

    آیا از نظر روانشناسی مردان و زنان در تخیل جنسی و خیال بردازی سکسی یکسان هستند ؟ آيا زنان همانقدر که مردان میل به تنوع طلبی جنسی دارند این تمایل را دارند؟ آیا هیچ تفاوت ژنتیک در این میان وجود ندارد؟ چرا این تفاوت را در قضاوت و داوری و حتی تحلیل علمی لحاظ نمیکنید؟ اینجا سخن از تفاوت حقوق زن و مرد نیست بلکه تفاوت ماهوی است. این برنامه دیکته شده بر روان نژند مردان است که امروز بحکم شرایط باید مهار شود وگرنه چه کسی در در گذشته تنوع طلبی یا تعدد طلبی مردان را بزه قلمداد میکرد ؟

  • Bahram Hosseinzadeh

    تخيل يك عمل عمومى آدمى ست، و درست در مواردى صورت ميگيرد كه امكان عملى و واقعى آن موجود نيست، اينكه من خيال كنم دارم بانكى ميزنم و ميليونها دلار دزدى كرده ام را آيا بايد فورا به پليس مراجعه كرده و خود را معرفى كنم؟ يا اگر در ادامه تخيل دزدى بانك، تخيل كردم كه پليس در تعقيبم است آيا بايد بروم و خود را پنهان كنم!!!؟؟
    تخيل، خصوصى ترين عرصه انسان است و به هيچ كس ديگرى حتى همسر و فرزند و مادر و پدر مربوط نيست، همچنانكه تخيل هيچ انسانى ديگرى، بما ربطى ندارد…
    اخلاق به همراه قانون، مرزهاى رفتار ما با ديگران را در واقعيت تعيين ميكند و هيچ ربطى ندارد به جهان خيال ها…
    سراسر ادبيات و شعر، خيال است واعجاب، ولى كسى براى خيالاتش نبايد مورد پرسش قرار بگيرد…
    اينكه شما ميتوانيد در خواب هم رفتارتان را كنترل كنيد، چيزى عادى نيست، هيچكس سناريوى روياهايش را خود نمينويسد، ضمير ناخودآگاه در دسترس عادى ماها نيست…و برخلاف شما من معتقدم، وفادارى وقتى سر و كله اش پيدا ميشود كه عشق دارد از ميانه برميخيزد، اگر عشق در ميان باشد، جايى براى وفادارى نيست، خود عشق چنان معشوق را در ذهن پر ميكند كه نتوانى كس ديگرى را ببينى…

  • جی سی

    من یک مرد بایسکشوال مجرد هستم. هم دوست دختر دارم و هم دوست پسر و البته هر دو با هم آشنا هستن. علاوه بر اون از موقعیتهای کژوالی هم که پیش میاد استفاده میکنم. در دوستی و وابستگی عاطفی تعهد دارم ولی در سکس نه. میتونم بگم با هر جنس و رده سنی قانونی سکس داشتم. من عاشق تنم و رابطه های جنسیم هستم. به نظر من وفاداری واقعی تنها زمانی به دست میاد که شخص تمام نیازهاش به عنوان یک انسان بر طزرف شده باشه و دچار کمبود نباشه. خیلی از کسانی که خیال پردازی جنسی دارن, با وجود داشتن همسر یا دوست دختر,به دلیل کمبودهایی هست که در نوجوانی و جوانی با اون رو به رو بودند.