شباهت موسیقی «تام زی» و محسن نامجو

تام زی را در غرب با فرانک زاپا مقایسه می‌کنند. ترانه‌سرا و آهنگ‌ساز برزیلی تام زی، لحظه‌ای در طول نیم قرن فعالیت هنری‌اش، دست از سنت‌شکنی برنداشته است. او فعالیت‌های حرفه‌ای‌اش را در دههٔ ۶٠، با پیوستن به «تروپاکالیست‌ها» که جنبش موسیقی سیاسی دانشجویان برزیلی بود شروع کرد و بلافاصله به دلیل نوآوری‌های تلفیقی در موسیقی برزیل، بر سر زبان‌ها افتاد.

تام زی که در مناطق روستایی و فقیر برزیل بزرگ شده است، بیشترین تاثیر تکنیکی‌اش را، از موسیقی بومی زادگاهش، در شمال شرقی کشور گرفته است؛ او می‌گوید:

 «من مثل همهٔ مردم شمال شرق کشورم که از سر فقر و ناچاری، زندگی ریاضت کشنده‌ای دارند، عاشق ریتم هستم. در رمان مورد علاقه‌ام «کوه جادویی» اثر توماس مان، قهرمان داستان به گفت‌وگوی چند تبعهٔ روسیه گوش می‌دهد و احساسش از زبان روسی این است که گویی این زبان اسکلتی ندارد، ولی چیز غریبی آن‌ها را به هم می‌تند. برای مردم من این وسیلهٔ اتصال و حتی بقا، ریتم است».

موسیقی تام زی در حالی شکل می‌گرفت که کشور برزیل در مسیر تغییرات اجتماعی سریع، سرشار بود از تناقض، از طرفی دنیای مدرن با همه علائمش در شهرهای بزرگ، احساس وجود می‌کرد، و بخشی از مردم ساکن شهر‌ها از کیفیت بهتری از زندگی بر خوردار می‌شدند. تغییرات فوق در دوره‌ای بود که، قسمت وسیعی از کشور در فضای فرهنگی اجتماعی روستایی در جا می‌زد.

تام زی ذاتا یک شخصیت عصیان‌گر است ولی او توانست انرژی و افکار اجتماعی رادیکالش را در سبک و سیاق موسیقی‌اش جلوه‌گر سازد.

پیچیده کردن و در هم تنیدن ریتم و تبدیل آن به مهم‌ترین عنصر در موسیقی، کاری است که با ضرافت و گستاخی تمام در ترانه‌های او به چشم می‌خورد تا آن‌جا که حتی گیتار نیز در گروه موسیقی او از وظایف سنتی شده سر باز می‌زند و در خدمت ریتم قرار می‌گیرد.

تام زی با همه دلبستگی‌اش به موسیقی بومی، می‌داند که به دلیل شرایط سخت زندگی، شانس نوآوری در موسیقی سنتی اصلا وجود ندارد. او در یادداشت اولین آلبوم تولید شده در آمریکا از «خدایان از نفس افتاده» برزیل سخن می‌گوید و می‌افزاید:

 «موزیکی که من از آن نشات گرفتم خشک و زمخت است، درست مثل محلی که در آن بزرگ شده‌ام، محلی که سرشار از خشکسالی و قحطی بود.»

 موسیقی او که در اواخر دههٔ ۶٠، سرشار از کنایه‌های جهت‌دار اجتماعی و سیاسی بود از دههٔ ٧٠ به بعد به بازی موش و گربه‌ای تبدیل شد که تناقض بین مدرنیسم و جاذبه‌های اشراقی- عرفانی موجود در نواحی بومی برزیل را، در ترانه‌هایش فریاد می‌زد.

مشخصات سبک شخصی تام زی را که بعد‌ها به سمبل و تکنیک اصلی او تبدیل شد می‌توان در تکرار حروف و اصواتی دید که بیشتر از هر چیزی، یادآور ریتم‌های قدیمی‌تر بازمانده از فرهنگ سرخ‌پوست‌ها، و مهاجرین آفریقایی ساکن برزیل هستند.

او همزمان موسیقی راک و جاز را با موزیک بسیار قدیمی «سوییت فادو» که به تعبیری، موسیقی مملو از احساس تلخ و شیرین غربت است تلفیق می‌کرد و سپس همهٔ آن‌ها را با اشعار فوق مدرنی که او و دوستانش می‌سرودند‌ تر کیب می‌نمود. و به این ترتیب معجونی می‌ساخت که با صراحت تمام بازگوکنندهٔ دغدغه‌های فرهنگی – اجتماعی برزیل بود.

تام زی در ادامهٔ سنت‌شکنی‌های خود، و در اوج حضور دیکتاتوری‌های نظامی برزیل در دههٔ ٨٠ و ٩٠ میلادی در دهان‌کجی آشکار، به موسیقی تجربی نزدیک‌تر شد. در آن دوران، صداهای برآمده از حلقوم، صداهای برخاسته از مته و اره برقی، ریزش آب و سایر صداهای ساخته شده در زندگی شهری را در طنزی هنری به هم پیوند می‌داد.

منابع:

Anna Maria Bahiana، Europe Jazz Network MUSICIANS

Michael Keefe، Tom Zé  ؟ An operetta؟ Really

 

 

More from ونداد زمانی

دیدن دختر صد در صد دلخواهم در صبح زیبای بهاری

در یک روز زیبای بهاری، درون یکی از کوچه‌های مشهور بالای شهر،...
بیشتر بخوان