اخلاق یعنی خود را جای دیگری دیدن


چرا بشر از دوران بسیار باستانی که نه قدرت بیان داشت و نه محلی ثابت برای سکونت و تقریبا هیچ قانونی جز غریزه راهنمایش نبود، در عمل، رفتارش اخلاقی بود؟

پروفسور مردم شناسی دانشگاه میشیگان آقای « وب کیین» در کتاب « زندگی اخلاقی» با تکیه بر آخرین بررسی ها به این نتیجه می رسد که   بشر اولیه توانست رفتار اخلاقی پیش بگیرد چون بر خلاف سایر پستانداران، این قدرت ذهنی را داشت که خودش را جای دیگران بگذارد.

او به تهیه غذا توسط انسان اولیه اشاره می کند و اینکه انسان بر اساس همکاری با انسان دیگر توانست به مواد غذایی بیشتری دست یابد. مثلا در مورد چیدن میوه های رسیده از بالای درخت، فقط انسان است که به خاطر منافع مشترک با یک نفر دیگر، شگردی پیدا کرد که به میوه های بیشتر دست یابد.

حیوانات دیگر با بالا رفتن تا بالاترین قسمت درخت، در معرض دیده شدن توسط حیوانات درنده قرار می گیرند و ترجیح می دهند ریسک نکنند اما انسانها به  به این راه حل رسیدند که یکی کشیک بدهد و مواظب باشد و دیگری به میوه های رسیده و مقوی تر دست یابد و بعد آنها را با هم  شریک شوند.

وقتی دو نفر در دوران باستانی و ماقبل تمدن، در یک همکاری میوه های یک درخت را چیدند متوجه شدند بعد از رسیدن به هدف شان، چاره ایی ندارند  جز آن که نوعی از اخلاق را رعایت کنند. اخلاق همان مقیاس تقسیم هر آنچه به دست اوردند بود.

پروفسور « وب کیین» معتقد است در شروع همکاری و ایجاد اخلاق اولیه، ما حتی قادر به تکلم هم نبودیم و قرار و مداری جز نفع دو نفره و گروهی در بین نبود. او می افزاید در مسیر دهها هزار ساله تحول مداوم، یاد گرفتیم که « من» شخصی خود را جای دیگران بگذاریم و بر اساس آن، تصمیمات مان را محاسبه کنیم.

هر فرد اگر قادر باشد برای رسیدن به یک هدف، به دیگری کمک کند و دیگری هم با عمل خویش در ایجاد سود و یا نزدیک شدن به هدف، کمک نماید رابطه شان اخلاقی است.

به عبارت ساده تر، موقع تقسیم غذای جمع شده، من که ریسک کردم و بالای درخت رفتم بیشتر باید بردارم یا  دیگری که برای کشیک و شناسایی خطر حمله سایر حیوانات، خود را از دسترسی به میوه، بی نصیب ساخته بود؟ شاید برای خیلی ها، تقسیم مساوی مواد غذای ساده ترین و اخلاقی ترین راه حل بود.

« وب کیین» معتقد است بشر معاصر می تواند  نه تنها از نگاه فردِ دیگر، دنیا را ببیند بلکه بر اساس قابل دسترس بودن فرهنگ های مختلف و زندگی های مختلف، خود را به جای انواع بیشتری از افراد بگذارد و ضررها و سودهای شان رامقایسه کند. این توانایی بشر می تواند اصول اخلاقی همه جانبه تری برایش ایجاد خواهد کرد.

بشر به خاطر پیچیده تر شدن و تنوع همکاری ها در یک بازار بین المللی، ضرورتا راه دیگری ندارد جز اینکه  مدام اخلاقی تر شود.

 

WHERE DO MORALS COME FROM? PHILIP GORSKI
affordance –
More from ماهان طباطبایی

فلسفه ذن و مراسم چایخوری

در دنیای فلسفی شرق، بویژه در مکتب ذن بودیسم، فیلسوف ها شعر می...
بیشتر بخوان