ماجرای مشروطه خواهی و چرا مصدق نماند

مشروطه واکنشی بود برای داشتن و تقلید هر آنچه که در غرب، خوب و مفید بود. از همه مهمتر شانس شرکت مردم در تصمیم گیری زندگی …

اما مشروطه نتوانست به موفقیت برسد چون اقتصاد و جاده و بهداشت و مدرسه و کارخانه و کارگر و سرمایه دار نداشت که مشعل تغییر در سیاست و اقتصاد و تفکر ایرانی را به دست بگیرد.

نتیجه اش این شد که نمایندگان اقتصاد قدیم که معتقد به هیچ تغییری نبودند با یک بخش از نواندیشانی که وطن پرست بودند و خواهان تغییرات بزرگ به سازش با هم رسیدند.

مشروطه سلطنتی بدون یال و کوپال به رضا شاه سپرده شد تا بدون مشاوره مردم و نمانیدگان مجلسی که می بایست نماینده همه اقشار باشند به تغییرات مورد نیاز در وضعیت کشور با زور و قلدری دست یابد. شاید هم راه دیگر و بهتری در آن زمان برای تغییرات وسیع و بازسازی ایران متحد، وجود نداشت.

در دوران مصدق میل به افزایش قدرت نمایندگان مردم و بخصوص آن بخش از تفکر ملی که می خواست مشروطه را دوباره به یک سیستم مدیریت غیرمستبد تبدیل کند رشد کرد.

اما دوباره زمینداری ایران به همراه روحانیت که همیشه همراه با سیستم و اعتقادات قدیمی بود مصدق را برکنار کردند. این در حالی بود که قشر تحصیلکرده از خارج آمده و داخلی زیاد شده بود.

متاسفانه فرزندان طبقات مرفه ایران در دوره مصدق به جای حمایت و قدرت بخشی به او به خاطر هم مرز بودن با انقلاب پرهیجان و ایده الیستی که در روسیه جریان داشت مثلا سوسیالیست شدند و به مصدق پشت کردند.

ترکیب و هم نظری حزب توده و روحانیت، دلایل اصلی ضعف و سقوط مصدق بود. کاش شاه جوان و مصدق، فرصتی برای همراهی و اعتماد پیدا می کردند.

کودتای ۲۸ مرداد ترکیب توافق انگلیس و امریکا بود چون خطر کودتای روسی را زیاد می دانستند. چون مصدق را بدون یاور یافتند. حزب توده، روحانیت، طرفداران شاه و ارتش، هیچکدام از او حمایت نکردند.

وقتی هم که محمدرضا شاه شروع کرد مسیر تحول اقتصاد ایران را از انگلیس به اقتصاد کارخانه داری نوع امریکایی تغییر دهد و با انقلاب سفیدش، زمینداری را برچیند دوباره حزب توده و روحانیت در برابرش ایستادند.

شاه با و جود توسعه اقتصادی گسترده، نتوانست مشروطه واقعی را به مرحله اجرا بگذارد و تک و تنها در برابر بحران های طبیعی سیستم اقتصادی جدیدی که برای وطن ایجاد کرده بود تاب نیاورد و توسط همان دو گروه اصلی روحانیت و حزب توده و اقمار کمابیش مشابه اش، از قدرت کنار گذاشته شد.

من به عنوان یک انسان سکولار امیدوارم یکی از بهترین و نزدیکترین سیستم های مدیریت سیاسی بومی و ملی یعنی مشروطه سلطنتی، دوباره جان بگیرد و با تمام وجود امیدوارم رضا پهلوی سوم، بتواند وظیفه تاریخی اش برای بازگرداندن بنیان اصلی زندگی مدرن یعنی آزادی رسانه و آزادی احزاب را برای کشور به ارمغان بیاورد و با جان و دل آن را تضمین کند.

More from ونداد زمانی

آمیختگی سکس و مذهب در شعر

فکرش را بکنید که برای شنیدن روضه های آتشین کشیش و وکیل...
بیشتر بخوان