فرانک عمیدی و همه مردان خشمگین

یک زن ایرانی نظر و احساس و قرار و مدار شخصی اش در باره بدنش و تمنای جنسی اش را با جرئت و شهامت کامل بیان کرد.

به یکباره موجی از مردانی که سالها می شناسم و در بسیاری از مسائل زندگی اجتماعی همراه و همدل هستم، درست عین گشت ارشاد ریختند حکم صادر کردند و دست بند زدند و هر تهمتی خواستند به وی بستند.

این زن ایرانی دارد می گوید و به درستی می گوید باید ما مردان خوش شانس باشیم به باغ زیبای زنانه با علاقه و جذابیت و میل مطبوع یک زن، دعوت شویم. این نوع دعوت، یک عشقورزی بی نظیراست که بی شک نصیب هر دو طرف خواهد شد.

مگر گفت هیچ مردی حق ندارد وارد شود؟ مگر نوشت که فلان مبلغ پول می گیرم تا وارد باغ من شوند؟ مگر نوشت من بی همتا هستم و بهترین و زیباترین باغ را دارم؟

چرا خروش و تنفر و تحقیر از این حرف و احساس زنانه، گریبان این مردان را گرفت؟
مگر تا کنون واقعا، تجربه دعوت به عشقورزی سرشار از تمنای یک زن را نداشتند؟ مگر هر بار در خیمه را می کندند و وارد می شدند؟

یکی نیامد دلیل جوانمردانه و منطقی بیاورد که چرا از این ابراز وجود ناراحت شدند؟

یکی نوشته این زن اصلا باغ زیبایی ندارد یکی گفت حداقل اگر باغش زیبا بود باز یک حرفی! یکی نوشته اصلا کدام باغ؟ یکی نوشته پس چنار من چه می شود؟

بله. همه ما صاحب باغ های شخصی خودمان هستیم. این یعنی عزت و شرف و استقلال…

ما مردان هم به میمنت حرف این زن، بهتر است به باغ مان حریم و تسلط و حرمت اضافه کنیم. باید طوری باشیم که خوش شانس باشند وارد باغ عشق ما شوند. این حرف و دعوت عین زیبایی و عشق است.

 

 

@Faranak_amidi

More from ونداد زمانی

در کافه لختی ها چه گذشت

وسط هفته، دوستی تلفن زد و گفت: «میزبان یکی هستم که تازه...
بیشتر بخوان