۱۶ سال از او بزرگترم



حدود دو سالی هست که با یک خانم بسیار با شخصیت و محترم آشنا شدم، خیلی رابطه خوبی داریم و و مدام وقت مان را در گردش و خرید و مطالعه و دیدن فیلم و صحبت در مورد همه چیز گذروندیم و جداً وقتی با هم قدم میزنیم انگار دیگه از این زمان و مکان خارج میشیم، البته این رابطه فقط دوستی معمولی هست و نه چیز دیگه.

کم کم حس کردم این خانم  به من علاقه داره و دوست داره آشنایی مان جدی تر باشه و من هم همین را میخوام ولی احساس می کنم بهش ظلم کردم و مردانگی را زیر پا گذاشتم و اگر اون یک روزی فکر بکنه که می تونه روی من برای ازدواج حساب کنه، خیلی بهش بد کردم و رسم رفاقت و مردانگی را زیر پا گذاشتم. چرا؟ چون اون ۳۱ سالشه و من ۴۷ سال یعنی ۱۶ سال ازش بزرگترم. من مجردم و هیچوقت ازدواج نکردم و اون هم همینطوره اما میدونم که خواستگارهای خوبی داره و کم نیستن.

شما چه توصیه ای دارید؟

جهانگیر عزیز  

شما خیلی زودتر از اینها می بایست از مرحله دوستی معمولی خارج می شدید و در باره احتمال زندگی مشترک، با هم حرف می زدید.  چون گذشت زمان به سود هیچکدام تان نیست و هر دوی تان از میانگین سن ازدواج عبور کرده اید.

۱۶ سال تفاوت سن بین زن و شوهر اتفاق جالبی نیست ولی اگر با هم راحتید و سلیقه و شیوه زندگی تان شبیه به هم است مقدار تفاوت سنی که عرض کردید می تواند قابل اغماض باشد.

اما اگر دوست شما ۱۸ ساله بود و شما ۳۴ ساله، تفاوت سن شما می توانست مشکل آفرین باشد..

سعی کن در اولین فرصت از حدس و گمان فاصله بگیری و به صورت جدی در باره امکان ازدواج با هم حرف بزنید. هیچکدام تان چیزی را از دست نمی دهید چون به گفته خودت مرز دوستی را نیز پشت سر گذاشتید و احساساتی بین شما وجود دارد.

Written By
More from بهمن
یه راهی جلوم بگذارین یا فراموشش کنم یا داشته باشمش
موضوع برمیگرده به ساله ۱۳۸۹ اون روزا من مدیر فروش یک شرکت...
Read More