اقتصاد دلالی و ریسک‌های خطرناک

یکی از عمومی ترین شیوه ها در دوران بی برنامگی و بحران اقتصادی، سرازیر شدن سرمایه ها، تخصص ها و و رفتارها به سمت اقتصاد دلالی با ریسک بالا است.

اقتصادی مبتنی بر ریسک به خاطر ایجاد سودهای کلان و کوتاه مدت، خیلی سریع توسط اقشاری که حتی وضع اقتصادی شان تحمل ریسک ندارد نیز مورد تقلید قرار می گیرد.

استفاده از ماشین و موتور شخصی برای حمل مسافر، خرید و فروش متناوب طلا و زمین و ارز و هر دارایی ممکن حتی  قبر پیش فروش شده، تا پیش پرداختِ اجاره میلیونها آپارتمان جزو اعمالی می شوند که قرار اصلی اش ایجاد سود سریع دلالی و حتی نزول خوری است. دریافت هدیه و رشوه برای تسریع خدمات و اطلاعات اداری نیز جزو اقتصاد  منتهی شده به ریسک دلالانه هستند.

اگر به افزایش جرائم کوچک، کشیدن چک های بی محل، دزدی ها و کلاهبرداری ها، و بخصوص اقتصاد مواد مخدر نگاهی بیاندازیم می بینیم که هر چه اقشار کم درآمدتر می شوند ریسک های شان خطرناک تر می شوند. دهها هزار فروشنده مواد مخدر در زندانند و هزاران جوان به امید دستیابی به ثروت ناشی از این شگرد ناسالم اقتصادی، کارشان به چوبه های دار رسیده است.

سقوط عمومی اخلاق و مرام بزرگترین ضربه این شیوه معیشت دلالی است. عادتی که در آن،  فرهنگ، تربیت ، دوستی، تعهد، وفا و حتی زناشویی نیز کاسبکارانه و ریسک پذیرتر می شود.

نه تنها درصد طلاق و خیانت افزایش می یابد بلکه سهم مردم از چشم و هم چشمی و دروغ و بی اعتنایی به منافع عمومی نیز کاهش می یابد.

در این وضعیت، مرام و اخلاق نیز دلالانه ،سودجویانه و ناعادلانه می شود. هیچکس انگار قرار نیست به دیگری رحم کند. هیچکس انگار قرار نیست کار کند. حتی کشاورزان هم زمین های خود را می فروشند و به جرگه فرهنگ دلالی می پیوندند.

بی پولی در این محیط، نه تنها سخت و بیشتر می شود بلکه ننگ هم می شود. تقریبا اکثریت مردم راهی نمی یابند جز سرکیسه کردن جیب های همدیگر… جامعه تبدیل می شود به یک میدان بزرگ از انواع بیکران دلالان ریز و درشت…

این شیوه ناسالم اقتصادی بیشتر از هر جای دیگر در سرزمین های که از ثروت های غیرمولد نظیر فروش منابع طبیعی برخوردارند صورت می گیرد.

در این نوع جوامع، معمولا حکومتی ها به خاطر تسلط شان به سرمایه بدون حساب وکتاب، زمینه ساز گسترش اقتصاد رانت و دلالی از طریق ریسک بالا و سود بالا هستند.

لایه های تمدنی درست به همین خاطر در اجتماع انسانی بسیار نازک است و سریع می شکند. بخش بزرگی از این تخلفات و ناهنجاری ها که همه شاهدش هستند و در حد امکان در ان دخیل هم هستند اصلا نمی توانست سر باز کند اگر مدیریت معقول و معاصری در یک جامعه وجود می داشت.

ترس و بی امنی و عدم اعتماد و بدبینی به افراداین نوع جوامع می قبولاند که اگر نجنبد و « زرنگ» نباشد سریع بلعیده می شوید.

مردم ایران همه توان ممکن شان را برای تغییر این مدیریت به خرج می دهند ولی تا آن موقع شاید بد نباشد خردمندان و مصلحین اجتماع بر راهکارهای مدنی و شهروندی که گوشه و کنار به صورت خودجوش ایجاد می شود تاکید کنند.

همیاری های نظیر تلاش های افتخاری، کمک به محرومان، ایجاد حرکت های مدنی برای پاکسازی خیابان و ساحل و جنگل و… در زمینه معیشتی هم می شود به اعتبارات فردی و دوستانه، میدان بیشتری داد و به هم کمک کرد و … هزاران راه دیگر که متخصصین این امور یا شهروندان، خلاقانه می آفرینند.

More from ونداد زمانی

سرگذشتِ جدی در داستانِ سانتیمانتال

یک بنگاه انتشاراتی آمریکایی حدود ۱۵۰ سال پیش از «لوییزیا. می‌. اَلکات»...
بیشتر بخوان