خدا هم باید وقت اضافه بدهد

کاش زندگی هم یک چیزی داشت مثل وقتِ اضافه. مثلاً موقعِ مرگ مان که میرسید قبل ازآقای عزرائیل فرشتۀ دیگری با تشریفاتی خاص بر بالین مان می آمد به نام مثلاً گروهبان وقتائیل.

بعد پرونده مان را خوب بررسی میکرد و میگفت: خوب، ای بندۀ خدا، فلانی فرزندِ فلانی متولد فلان سال و فلان جا، شما بین سالهای ۱۴ سالگی تا ۱۸ سالگی، مدرسه ای که رفتی به اندازۀ دو سال در زندگی ات مفید بوده است، برایت دو سال وقتِ اضافه منظور میکنم.

در دانشگاه هم از مجموعِ ۴ سال می توانم یک سالش را قبول کنم چون حتی یکبار هم از درس های دانشگاه در زندگی ات استفاده نکرده ای.

سربازی هم که کلاً به بطالت گذشته است و کلاً هدر رفته است … بعد گروهبان وقتائیل همینجور حساب و کتاب کند و چرتکه بیاندازد و آخرش بگوید: ای بندۀ خدا، فلانی فرزندِ فلانی، از ۷۰ سال زندگیِ شما ۴۰ سالش وقتِ اضافه بوده است و ما به شما فرصت میدهیم که دوباره از سی سالگی شروع کنی …

به هرحال من پیشنهادش را به صورتِ یک پیشنهاد رسمی می نویسم و برای درگاهِ باریتعالی ایمیل میکنم و برای شما هم سی سی میزنم. برای برداشتنِ باگ های خلقت اگر من و تو بنشینیم چه کسی برخیزد.

More from پژواک کاویانی

بابابزرگهای ما دنیادیده تر بودند یا ما

مگر پدربزرگان ما چکار می کردند که پیر دنیا دیده، نام گرفتند؟...
بیشتر بخوان