فصل تخمی بهار، مرغ عشق، انقلاب و شیر خشک


هیچ می‌دونستید واژه «تخمی» چه معنایی داره؟ متاسفانه همه ما برداشت بد و زیر نافی از این کلمه داریم .اما واقعیتش این است که کشاورزها به گیاه و یا درختی که پس از میوه، گل و بذر«تخم» خوب و با کیفیتی می‌دهد را با واژه «تخمی» شناسایی می کنند. مثلا میگویند این درخت پرتقال تخمی است .یعنی از بذرش برای تکثیر می شود استفاده کرد .

الان که هوا دلپذیر شد و گل از باغ بردمید لازم است یک موضوعی را با شما در میان بگذارم. فصل بهار که می‌شود طوطی سانان نزدیک به سه ماه فرصت دارند که تخم ریزی بکنند. معمولا صاحبان شان در این فصل به آنها تخم کتان و جعفری و گشنیز می‌دهند تا حسابی بازار تخم ریزی در این ایام سکه شود و در فصل بهار چندتا جوجه خوشگل و کاکل زری داشته باشند.

اما یکی از این افراد تعریف می‌کرد که: « من از بهمن ماه شروع به دادن تخم گشنیز و کتان به مرغ عشق هایم کرده بودم و اینها توی اسفند دامنشون سبز شده بود و چندتا جوجه آورده بودند. ولی دادن تخم کتان و…  را قطع نکرده بودم»

نتیجه این می شود که تستوسترون در وجود مرغ عشق های نر خیلی بالا رفته بود و به مرغ عشق های ماده هیچ رحم و شفقتی نداشتند و خلاصه همش در حال کارهای منکراتی و سفر مداوم به سانفرانسیکو بودند. البته ماده ها هم بدشان نمی آمدا.

این دوست ما گفت: « خرداد ماه به خودم اومدم دیدم دوباره تخم گذاشتند و بچه هاشون رو از قفس انداختن بیرون و جوجه های زبون بسته بی آب و دون رها شدند»

حالا بگذارید یک گریز خیلی کوچک بزنم به شکل گیری یک نسل کمابیش خوشبخت ایران که از بس تخم گشنیز و کتان به خوردشان داده شد انقلاب کردند و زدند زیر همه کاسه کوزه ها… چطور؟

کارخانه شیر پاستوریزه در سال ۱۳۳۹ راه افتاده بود و بعد که با انقلاب سفید شاه، توجه بیشتری به روستاها شروع شد تولید کشاورزی و دامداری بالا گرفت…  از همان سال های اول دهه چهل انواع شیر، ماست، پنیر و بستنی  پاستوریزه داخلی به بقالی ها فرستاده شد. بعدها شیرخشک داخلی و وارداتی هم به سفره غذای مردم رسید.

افزایش قیمت نفت هم که آمد سرعت رونق و مصرف به همه جای جامعه کشانده شد و مثلا در سال ۱۳۴۹ طرح شیرو پنیر مجانی به عنوان تغذیه داش آموزان در مدارس کشور امکانپذیر شد. 

انگار همان ماجرای بچه های مرغ عشق برای یک نسل ایرانی تکرار شد. جوانان و نوجوانان ریختند خیابان و لگد زدند به شیر و پنیر مجانی، چون فکر کردند باید همه چیز از جمله آب و برق هم باید مجانی شود و نفت را لوله کشی کنند به سفره های شان …

الان این ماییم که از خونه افتادیم بیرون و منتطریم یه نفر پیدا بشه بهمون آب و دون بده.

آره تخمیا !
آره عشقیا!
آره…

 

حمید علیزاده در فیسبوک

 

More from حمید علی زاده

از معضلات يك طبقه اجتماعی به طبقه مرفه تر پیوستن

اون روز بوشهر هواش ابری بود. كنار ساحل با دوستم در حال...
بیشتر بخوان