هیچکی نیست باهاش حرف بزنه


من تنهام. خیلی خیلی تنها. من همیشه آرزو می کردم یکی دو تا دوست داشتم که با هم می رفتیم کوه یا سینما یا تماشای مسابقه فوتبال. ولی هیچکی نبود. هیچوقت نبود. اوائل توی بیست و دو سه سالگی می گفتم حالا بعدا پیش می آید ولی دارم به سی سالگی می رسم و تنهاتر از همیشه ام.

از دخترا که دیگه نگو. وقتی می بینم توی دوستی با مردا که باید آسانتر باشد موفق نبودم چطور می تونم برای پیدا کردن یک دوست مونث، امیدوار باشم.

 

حمیدرضای عزیز

این فقط تو نیستی که تنها هستی. این وضعیت، یواش یواش بخشی از زندگی خیلی ها شده … به نظر غیرعادی می آید که هیچکس را برای یک دردل سادهِ رو در رو نداشته باشی ولی این حقیقتی است که مدام آمارش را اینجا و آنجا می خوانیم. حدود چهل درصد بزرگسالان غربیُ تنها زندگی می کنند

حمیدرضای عزیز، بشر موجود اجتماعی است. فیزیک یا توانایی ها و روحیه اش طوری است که محتاج همراهی و همکاری و تبادل احساسات با همنوعان است.

اما بدنِ انسان تنهاُ به طور طبیعی، حالت دفاعی دارد. حساس و نگران است و فشار عصبی مداوم برایش ایجاد می شود.  ترشح بعضی هورمون هادر  بدن افراد تنها بیشتر می شود. همه این فعل و انفعالات به صورت ناخواسته در بدن افراد تنها، به صورت خاموش، آنها را کم کم از پای در می آورد.

از سکته تا افسردگی تا سرطان و زخم معده تا اعتیاد و خودکشی، بخش هایی از تاثیرات ناخواسته و مخرب زندگی در تنهایی است. این روزها همه ما به دانش اجتماعی و عمومی شده در باره مضرات تنهایی، دسترسی داریم.

شاید نسل های جدید و رو به افزایش افراد تنها، بتوانند کم کم روش های برای مهار تاثیرات بد تنهایی را پیدا کنند ولی تا رسیدن به آن مرحله، شاید بهتر است بخش های مخرب تنها بودن را انکار نکنیم. بخصوص نوعی از تنهایی مزمن، شبیه آنچه که بر امثال تو می گذرد.

یک مورد مهم را هم باید خاطرنشان کنیم که بخشی از تنهایی ها، نتیجه وضعیت روحی یا واکنش ها و رفتارهای خود فرد است. ما شاید بهتر است با دقت و حوصله و صبوری بیشتری با دوستانی که داریم برخورد کنیم.  قدرشان را بیشتر بدانیم. شاید حتی لازم است با فاصله کنترل شده تری، دوستی مان راحفظ کنیم.

این روزها که جمع دوستان نزدیک روز به روز کاهش می یابد و به ناگزیر دوستی ها دور یک یا دو نفر متمرکز می شود این خطر وجود دارد که بیشتر از مقدار لازم، دلبستگی و وابستگی نشان دهیم و …

حمید رضای عزیز، با همه این محدودیت ها و واقعیت های زندگی شهری، به نظر من راه دیگری جز یافتن دوست به شیوه طبیعی نیست. داشتن دوستان مجازی، به خودی خود دریچه و قدم اولی است برای ایجاد دوست واقعی … تنها راه همان جمله اولی است که برای نشان دادن وضعیت خودت عنوان کردی. راه حل شاید یک تلفن ساده به یک دوست باشد و تدارک یک قدم زدن ساده یا  دعوت به دیدن یک فیلم یا مسابقه ورزشی …

شاید افراد مثل تو باید بیشتر از نسل های گذشته، شروع کننده آشنایی باشند … راه حل ساده ایی که برای دوستی با دختران هم می تواند کارآیی داشته باشد.

 

Written By
More from بهمن

رنج های عشقِ یکطرفه

سلام سنگ صبور پسری ۲۱ ساله هستم. ۳ سال پیش اتفاقی با...
بیشتر بخوان