فرزند طلاق هستم و حالا خودم از طلاق می ترسم

مرد روز سلام. من دختری رو دوست دارم که از خانواده‌ای تقریبا همسطح خانواده ما شاید هم کمی بالاتر هست. مادرم باهاش مخالفه. پدرم موافقه. مادر و پدرم جدا شدند، با هم توی دانشکده پزشکی همکلاس بودند.

میترسم که مبادا من هم شکست بخورم و انتخابم اشتباه باشه و باعث ناراحتی خانواده بشم. از این هم میترسم که سالهای سال حسرت از دست دادن وی را داشته باشم. . مادر بزرگم هم تقریبا مخالفه و بزرگترین دلیل رد کردنش شغلشه. دختری که دوستش دارم نوازنده است و خواننده موسیقی سنتی.

از خودم بگم که فرزند و نوه ارشد خانواده هستم. مهندسم و در یکی از بهترین شرکتهای ایران یک ساله که کار میکنم. این خانومی هم که دوستش دارم خواهر استاد منه که سالها پیشش ساز میزدم. خیلی اوقات به آقایونی که کنارش کار میکنند حساسم و بدبین که فکر کنم بدلیل حسودی من باشه. ممنون میشم راهنماییم کنی

راستین عزیز

ترس تو از طلاق و احتمال تصمیم نادرست در انتخاب همسر، واقعی است بخصوص که از نزدیک، تاثیرات طلاق را شاهد بودی. خیلی هم خوب است که می خواهی همه جوانب یک انتخاب درست را مد نظر قرار بدهی. اما مواظب باش آنقدر نگرانت نسازد که ترا از تصمیمات زندگی باز دارد.

این خطر البته وجود دارد که فکر طلاق، به عنوان یک راه حل برای مشکلات زناشویی، کمی بیشتر در افرادی که والدین شان طلاق گرفته اند بوجود آید. ولی بسیاری از حوادث و اتفاقات زندگی، باعث افزایش تحمل و تشخیص آدم ها نیز می شوند و افرادی مثل تو، در عمل، افراد صبورتری در زندگی زناشویی، می توانند باشند.

احترام به خانواده و رضایت آنها هم مهم است. اما مهمتر از آن، یافتن همسرِ دلخواه است. اینطور که در باره این دختر خانم نوشتی به نظر می آید اشتراکات شما پر رنگ تر از تفاوت شما است. نترس و برو جلو … اگر دختر خوبی باشد رضایت فامیل هم بوجود می آید.

حسودی و نگرانی ات نسبت به آقایان دیگرطبیعی است ولی … راستین عزیز، آقایان همیشه و همه جا وجود دارند. مهم این است که خودت چقدر مهربان و محترم و دوست داشتنی هستی. زنها عشق و احترام و تعهد می خواهند و از همه مهمتر اعتماد …

یادت باشد که مالک او نخواهی شد. به عنوان یک مرد به او می گویی می خواهم شریک زندگی ات باشم … بقیه اش را نترس. اگر بماند و به تو عشق بورزد هر دو شانس آورده اید. اگر رفت، بدان که تو ضرر نکردی.

.اعتماد به نفس داشته باش و دلباز زندگی کن. خودت خوب و جوانمرد باش. همین برای یک زندگی دوست داشتنی، تحت هر شرایطی کافی و عالی است.

Written By
More from بهمن

ماجرای مردی که نمی خواست ازدواج کند ولی

سلام حبیب هستم 31 ساله. چهار سال پيش وقتي سرباز بودم به...
بیشتر بخوان