محو شدن شغل ها در آینده و گور پدر کار

استاد تاریخ یکی از دانشگاه های امریکا James Livingston که تخصص و زمینه تحقیقاتش در باره شغل ها است در آخرین نوشته اش می گوید شغلها مدام در حال ناپدید شدن هستند و اکثریت شغل آدم های معمولی، خرج زندگی را نمی دهد برای همین چرا به فکر سیستم جدیدی نباشیم که کار کردن به صورتی که می شناسیم لازم نباشد»

header_essay-work-bf1229-001_full

او به درستی به این حقیقت هزاران ساله اشاره می کند که شغل و کار، یکی از اصلی ترین اعمال هویت دادن به وجود انسانی است. ما با کار دیسیپلین، تجربه و ،آموزش لازم را به دست می آوریم. ما با کار به بلندپروازی ها و کمبودهای جسمی مان میدان می دهیم. کار کردن و کشف و ابداع وسایل، به ما رفاه، غرور، ثروت،  مقام اجتماعی و امنیت می دهد.

اما وقتی به عنوان یک مورخ نگاهی به شغل در دوران معاصر بشر دارد از طرفی می بیند که ربات ها و ماشین آلات کارخانه ها، روز به روز قدرت تولید شان سریعتر می شود و در حقیقت، آینده ایی برای بسیاری از شغل ها نمی توان تصور کرد.

حقیقت تلخ تاریخی دیگر اینکه، فرهنگ قدیمی و اصیلِ کار کردن که می گفت« با زحمت، تلاش، ایده و جدیت به هر چه می خواهی می توانی برسی» مدت ها است که دیگر جواب نمی دهد. عرصه اطلاعات قابل دسترسی هم نشان داده است که خلافکارها در سیاست و بانک ها و متمولین و دنیای مواد مخدر و سایر جنایات، در روز روشن پول و ارزش اصلی ایجاد شده را به یغما می برند و زندگی برای یک کارگر و کارمند شریف، مدام سخت تر می شود.

او به عنوان یک استاد تاریخ، فرد ایده آلیستی نیست. او نمی گوید بدون هیچ تلاشی، متوقع حقوق ماهیانه از دولت ها باشیم. او می گوید سیستم موجود روز به روز  توانایی پاسخگویی به شیوه تربیتی و مرامی که کار و شغل برای اکثریت بشر ایجاد می کرد را ندارد.

آو معتقد است از 9 صبح تا 5 بعداز ظهر به جای خاصی رفتن و کارهای دیکته شده ای را انجام دادن دیگر حرمت و هویت لازم را به بشر جدید نمی دهد. او به عنوان مورخ پیگیر، می بیند که نسل های جدید نمی توانند شغل دلخواه و خلاق و پرانرژی و شخصیت ساز، داشته باشند و بخش قابل توجهی از نیروی کار جهانی در حال سرگرم کردن خود در شغل های موقت و با درآمدهای ناچیز در محیط های سخت و متتضاد با دانش و شعورشان سپری می شود.

او بیعاری و بی مسئولیتی را تبلیغ نمی کند. می گوید باید به دنبال چشم اندازهای جدیدتری برای « شغل شریف و سازنده» گشت. او امیدوار است بحث های اساسی ایجاد شود تا از طریق کنترل صاحبان ثروت در جهان و برنامه ریزی های متفاوت، سرمایه ها را تبدیل به شرایطی بسازند که همه انسانها مثل اشراف و متمولین، کار روزمرهِ اجباری انجام ندهند.

او تاکید می کند که بیکاری برای وجود بشر می تواند مخرب باشد و دیر یا زود تاثیر منفی اش در تولید و رفاه عمومی بروز خواهد کرد. برای همین برای شروع مثلا به کار افتخاری نسل تحصیلکرده و با شعور تکیه می کند. هر فرد با هر علاقه و تخصصی که دارد خودش در حد لازم و ممکن، در سیستم عمومی با توجه به قابلیت خودش، کار ایجاد کند و مسئولیت بپذیرد.

مسئله مهم برای شروع این است که همه بشر قادر به داشتن یک سرویس و استاندارد عمومی مصرف باشند. این به خودی خود، در قدم اول چرخ اقتصاد را و شغل هایی که هست را می چرخاند. در قدم بعدی با حذف مصرف بی رویه و خواسته های افراطی، ساعات شغلی و کارهای بسیار بیهوده به شدن کمتر خواهد شد.

او با صراحت تمام می گوید که راه حل مشخص و دقیقی در نظر ندارد ولی می داند که سیستم قبلی شغل ها و نقش آن در امنیت انسانها، کارایی اش را از دست داده است. او می گوید احزاب چپ یا راست نمی توانند بر شعارهای همیشگی شان برای ماندگاریسیستم کنونی معیشت، وعده « شغل برای همه» را بدهند. ادعاهای شان تکراری و نخ نما شده است. باید به فکر چاره ایی کاملا متفاوت بود.

 

Fuck work

https://aeon.co/essays/what-if-jobs-are-not-the-solution-but-the-problem

More from ماهان طباطبایی

توقعات نابجا، یکی از دلایل اصلی ناراضی بودن انسانها

چرا دنیا عادل نیست هزاران بار می شنویم که زندگی عادلانه نیست...
بیشتر بخوان